محدودیت ها را دریابیم...

نه به محدودیت
نه به محدودیت


از محدودیت‌ها و شکست‌های زندگی‌ات نترس! مطمئن باش هر شکستی، مقدمه‌ی پیروزیِ تو، و هر محدودیتی، پُلی‌ برای ارتقای دنیای توست.

- ساموئل مورس، پیام بیماری همسرش را دریافت کرد؛ اما به قدری دیر که وقتی به بالین او رسید که از دنیا رفته بود. این نقاش و مخترع آمریکایی، از روند کُند انتقال پیام، به شدت خشمگین شده‌بود؛ او کمی بعد از این واقعه، تلگراف را اختراع کرد!

- جان کوم، نتوانست از آمریکا با پدرش در اوکراین تماس بگیرد چون استطاعت مالی آن را نداشت، همین محدودیت، نقطه‌ی عطفی در مسیر اهدافش شد. او بعدها واتس اپ را تاسیس کرد.

- نیک وودمن، به موج‌سواری رفت و دوست داشت از خودش حین موج سواری عکس بگیرد، اما امکان آن نبود. او بعدتر، شرکتی با نام گوپرو بنیان‌گذاری کرد؛ با هدف تولید دوربین‌های ورزشی با کیفیت بالا.

- اینگوارد کمپارد کسی بود که در کودکی‌اش و در جنوب شهر سوئد، کبریت‌های دانه‌ای می‌فروخت، بزرگتر که شد؛ یک روز هنگام جابجایی وسایلش، نتوانست یک میز را در ماشین خود قرار دهد و ناچار شد پایه ‌های آن را بیرون بیاورد. او بعدترها بنیان‌گذار شرکت ای‌کیا، یکی از شرکت‌های پیشتاز در تولید لوازم خانه و مبلمان و محصولات آماده‌ی مونتاژ شد.

معمولا بزرگترین پیشرفت‌ها، از عمق شکست و محدودیت‌ها، سرچشمه می‌گیرند، پس، از محدودیت‌هایت نترس، از آن‌ها انگیزه بگیر. و در مقابل شکست‌هایت تسلیم نشو، آن‌ها را زیر پایت قرار بده و از آن‌ها سکویی برای اوج گرفتنت بساز. آدم‌های موفق، کسانی‌اند که هم شکست را تجربه کرده‌اند، هم محدودیت را، درست شبیه سایر آدم‌ها؛ با این تفاوت که آن‌ها در نهایتِ خستگی‌شان هم ادامه داده‌اند ...

معرفی کتاب

نه به محدودیت

نه به محدودیت
نه به محدودیت

چند سطری از کتاب :

حالا بعد از نزدیک به هفتاد سال زندگی، حتی می توانم بگویم که هرگز دو روز خوب متوالی در زندگی هیچ کس وجود ندارد. تک تک روزها چیزهای منفی دارند که می توانند عواطف ما را تهدید کنند.

شاید بدانید که نباید اجازه بدهیم این مسائل خیلی روحیه ما را خراب کنند یا ما را دلسرد نمایند. اما آیا می دانید که روزهای خوبتان هم نباید باعث شوند که شما خیلی سرحال بشوید؟ موفقیت وسوسه از خود راضی شدن را در ما بیدار می کند. ما شروع به این فکر می کنیم که همه چیز اتوماتیک وار خوب پیش خواهد رفت. به همین دلیل روی مبل راحتی دراز می کشیم و سعی می کنیم از چیزی که هستیم حفاظت کنیم. شاید حس کنیم فردی شایسته ایم، اهدافمان را از دست بدهیم و دیگر سخت کار نکنیم. در نهایت این فراز و فرودها می توانند واقعیت را از ما بگیرند و ما را از فعالیت بازدارند.