40 سال 40 فیلم/ شناسنامه ای از تنوع ژانر در سینمای ایران پس از انقلاب


سینمای پس از انقلاب اسلامی در 40 سالگی خود به سر می برد. به همین بهانه در این فهرست 40 فیلم برگزیده را از منظر تطابق با یکی از شاخصه های جریان سازی فرهنگی، اهمیت اجتماعی، الگومندی در ژانر، پرداختن به موضوعات روز، ماندگاری در اذهان عمومی و سود اقتصادی معرفی می کنم.

الف) دهه 60

1- برزخی ها/ این فیلم از ستاره های سینمای دوران پهلوی استفاده کرد و رکورد فروش سال را شکست؛ این موفقیت در حالی به دست آمد که این فیلم، دوره زمانی کوتاهی برای اکران داشت.

2- کمال الملک/ یادگاری ماندگار زنده یاد علی حاتمی، بی شک بهترین بازی سینمایی زنده یاد جمشید مشایخی را به نقش کمال الملک در ذهن مخاطبان به یادگار گذاشته است.

3- تاراج/ برند(نشان ویژه) زینال بندری در سینمای ایران با این فیلم در ذهن مخاطبان ثبت و جمشید هاشم پور(آریا) با این فیلم به قهرمان – ضد قهرمان اصلی سینمای اکشن ایران طی یک دهه بدل شد.

4- اتوبوس/ یک کمدی روپا و سرحال با فیلمنامه ای محکم که سهم دراماتیک همه شخصیت های فیلم را به درستی در سناریو طرح ریزی می کند و دیالوگ ها و میزانسن های منتج به موقعیت های کمیک به دقت در این فیلم مورد استفاده قرار می گیرد.

5- ناخدا خورشید/ در سالی که حدود 10 فیلم شاخص تولید شد بی شک انتخاب یکی از میان آن ها سخت است اما با توجه به اقدام ارزشمند ناصر تقوایی در بومی سازی رمان داشتن و نداشتن ارنست همینگوی و ثبت یک شمایل مانا از قهرمان در سینمای اجتماعی – سیاسی می توان این سال را سال ناخدا خورشید دانست. حتی اگر بهترین کمدی سینمای پس از انقلاب یعنی اجاره نشین ها رقیب آن باشد.

6- اجاره نشین ها/ نمونه واقعی کمدی بومی. تصاویر تهران خلوت و بخش های بیابانی آن سندی مهم از زیست شهری تهران در میانه دهه 60 است. داریوش مهرجویی، کارگردان اجاره نشین ها بدون هیچگونه اسپیشیال افکت، سخت ترین سکانس ها را با بازیگران واقعی گرفت و با خلق میزانسنی ایرانی در یک کمدی جذاب به قلب تاریخ سینمای ایران سنجاق شد.

7- ایستگاه/ فیلم ارزشمند زنده یاد یدالله صمدی از معدود نمونه های ماندگار سینمای تریلر(هیجانی) با رگه هایی معمایی و جنایی است. سرگذشت یک فیزیکدان نابغه که در چمدان خود بمبی ساعتی جاساز کرده و آن را با خود به داخل ایستگاه راه آهن می آورد. فیلم ایستگاه متاسفانه در آن دوره زمانی مورد قدردانی قرار نگرفت و ارزش های سینمایی آن نهفته ماند.

8- سرب/ شاید بهترین فیلم مسعود کیمیایی طی 4 دهه اخیر که با خلق شخصیت نوری با بازی ماندگار زنده یاد هادی اسلامی همچنان سرپا و جاندار است.

9- شب بیست و نهم/ شاید تعجب بکنید که در این سال فیلم های مادر اثر زنده یاد علی حاتمی، هامون ساخته ماندگار داریوش مهرجویی و ای ایران کمدی متفاوت ناصر تقوایی تولید شده است اما انتخاب من تلاش برجسته رضا رخشانی برای وفاداری به الگوی سینمای وحشت در عین توجه به مولفه های ملی و دینی است. شب بیست و نهم همچنان از مخاطبش ترس می گیرد و تماشای آن برای افراد زیر 16 سال توصیه نمی شود. صحنه هایی که دوربین بسیار هنرمندانه در دل تاریکی شب و کوچه های تنگ، ترس را با موتیف ها و نواهای دلهره آور به مخاطب دیکته می کند کلاس درسی برای کارگردانان علاقه مند به تجربه ساخت فیلم در یکی از مهم ترین ژانرهای سینمایی جهان است.

10- عروس/ فیلم بهروز افخمی را می توان در صدر جدول تابوشکنی سینمای پس از انقلاب قرار داد. توجه فیلم به مفهوم ستاره و جایگاه آن در رونق گیشه از یکسو و خلق یکی از مهم ترین شخصیت های سینمایی الگومند در ماکت تیپیک روان پریش و جانی از سوی دیگر سبب شده تا فیلم همچنان جایگاه قابل تاملی را در سینمای پس از انقلاب داشته باشد.

11- آپارتمان شماره 13/ زنده یاد صمدی استاد کمدی سازی در موقعیت های برآمده از تنش بود. این کارگردان در آپارتمان شماره 13 نوعی از تنش را با گره های کمدی خلق کرد. علیرضا خمسه با ایفای نقش ماشاءالله ایرانمنش درخشید و فیلم با وجود داشتن شخصیت های متعدد از آزمون تعریف سهم مشخص دراماتیک برای نقش ها موفق بیرون آمد. به واقع مشخصه بارز فیلم آپارتمان شماره 13 خلق کمدی موقعیت از دل تنش هاست و کمدی خلق شده به دلیل استحکام فیلمنامه توانست تا سهم مشخصی برای هرنقش در روند ایجاد فضاهای دراماتیک تعریف کند.

ب) دهه 70

12- ناصرالدین شاه آکتور سینما/ فیلم محسن مخملباف یکی از برجسته ترین آثار سینمایی با محور قرار دادن سینماتوگرافی است. فیلم به خوبی توانسته تا الگوهای اجتماعی – فرهنگی خاص دوران قاجار را در قالب سینما به تصویر بکشد و مفاهیم مدنظر خود را به مخاطبان ارائه دهد.

13- هنرپیشه/ فیلم یک یادگاری ویژه از دوران ثبات و تعادل در کارنامه بازیگری یکی از نوابغ سینمای ایران یعنی اکبر عبدی به شمار می‌آید و به نوعی پیش بینی هوشمندانه ای از آینده کمرنگ این استعداد قدرنادیده بازیگری در سینمای ایران است.

14- همسر/ فیلم مهدی فخیم زاده را می توان نمونه ای به روز شده تر از الگوی استفاده شده در فیلم خواستگاری دانست. در همسر بازهم از ژانر کمدی رمانتیک استفاده شده و فیلم در نگاه های امروزی همچنان روپا و جاندار است؛ به این علت که توانسته تا به موضوع تغییرناپذیر جدل های مردانه – زنانه اشاره کند.

15- کلاه قرمزی و پسرخاله/ فیلمی متعلق به نسل دهه 60. یعنی همان نسلی که شیرین زبانی های کودک بازیگوش قرمز کلاه دلشان را می برد. فقط کافی بود تا کلاه قرمزی جدل هایش را با آقای مجری شروع کند تا همه از خنده ریسه بروند. کلاه قرمزی متعلق به دوران فیلم بینان سنتی است. دوران سینما رفتن برای دیدن فیلم نه حاشیه های جانبی. فیلم با مخاطبان بیش از 5/3 میلیون نفری خود با احتساب بلیت 50 تومانی همچنان یکی از پرتماشاگرترین فیلم های سینمای پس از انقلاب است.

16- آدم برفی/ زن پوشی و عطش شخصیت اصلی فیلم برای مهاجرت به آمریکا 2 رکن اصلی فیلمنامه آدم برفی است. سوژه جنجالی فیلم چنانچه حمایت حوزه هنری را نداشت و اکبر عبدی بازیگر نقش اول مرد این فیلم هم به هنگام زن پوشی مرز حساسیت ها را رعایت نمی کرد شاید این فیلم به جای توقیف موقت با محرومیت دائمی از اکران روبرو می شد اما پایان هوشمندانه اش به کمک فیلم آمد تا از دام گسترده تحلیل های فرامتنی برهد.

17- می خواهم زنده بمانم/ تولد دوباره زنده یاد ایرج قادری، یک شوک ویژه برای مخاطبان عام و منتقدان سینما بود. فیلم توانست تا از الگوی قهرمان – ضد قهرمان در سینمای اجتماعی و ژانر ملودرام به درستی بهره ببرد و بازی های ماندگار فاطمه گودرزی و فتحعلی اویسی در کنار حضور موقرانه فرامرز قریبیان سبب شد تا یک ملودرام جنایی و اشک آور خوش ساخت برای سینمای ایران به یادگار بماند.

18- لیلی با من است/ شاید ساخت این فیلم با آن شوخی های جذاب و هنرمندانه ای که در فضای جبهه تدارک می دید و نیز نوع گفتمان صادق و خداوند چندان با عرف آن دوران سازگاری نشان نمی داد و ریسک بزرگی به شمار می رفت اما حاصل این جسارت به یادگار ماندن یکی از متفاوت ترین فیلم های جنگی در سینمای پس از انقلاب شد. به واقع شوخی با خاکریزها آن هم 6 سال پس از پایان جنگ کاری ریسکی بود. این ریسک را کارگردانی پذیرفت که از همان ابتدای دوران فیلمسازی تمایل به پرداختن و شوخی با خطوط قرمز را نشان داده بود. کمال تبریزی با لیلی با من است یک آس ویژه بازیگری رو کرد و پرستویی را در نقشی کمدی به کار گرفت. حاصل این همکاری تثبیت حضور پرستویی در صحنه اول بازیگری سینمای ایران بود. لیلی با من است پیشرو شوخی با تابوها در سینمای ایران است و به همین علت جایگاهی ویژه در تاریخ سینمای پس از انقلاب دارد.

19- لیلا/ در سالی که فیلم ارزشمند بچه های آسمان هم در جدول اکران قرار داشت، انتخاب من ملودرام بسیار تماشایی لیلا ساخته داریوش مهرجویی است. این فیلم توانست تا گوشه چشمی به مشکلات بخشی از زنان جامعه بیندازد و رابطه عروس و مادر شوهر در این فیلم چنان زیبا به نمایش درآمده که به فیلم کالت اغلب بانوان ایرانی تبدیل شد.

20- مرد عوضی/ فیلمنامه ای که رویکرد ملودرام آن در فیلم ساغر به یک شکست تمام عیار برای سازندگانش انجامید این بار با چاشنی کمدی بسیار خواستنی شد و به مثابه سکوی پرتابی برای پرویز پرستویی عمل کرد. مرد عوضی اولین فیلمی در سینمای پس از انقلاب است که در بحث جذب اسپانسرینگ موفق بود و از برند شرکت پودرسازی تک به درستی در خلق خمیرمایه های داستانی بهره برد. به واقع، مرد عوضی متعلق به دورانی است که تحولات سیاسی – اجتماعی رخ داده فضای مناسبتری را برای فیلمسازی در اختیار هنرمندان قرار می داد. محمدرضا هنرمند هم با شناخت این مناسبات و توافق با کارخانه پودرسازی تک شیوه ای جدید از کمدی سازی را فراروی دیگر سینماگران قرار داد. پس از ساخت این فیلم وموفقیت در اکران، شیوه جذب اسپانسر برای تولید فیلم به طرز چشمگیری در سینمای ایران رشد یافت.

21- شوکران/ مهم ترین فیلم بهروز افخمی در سینمای پس از انقلاب با دست گذاشتن روی سوژه ملتهب ازدواج موقت یک مدیر با پرستار و نمایش استعاری برخی از تابوهای رفتارهای عاشقانه فضایی حاشیه ای را برای سینمای ایران پدید آورد. فضایی از اعتراض و تنش گفتمانی پرستارانی که تصویر ارائه شده در این فیلم را مغایر با شئون و مناسبات خود دیدند و برآشفتند.

22- مومیایی3/ فیلم محمدرضا هنرمند از جمله مهم ترین آثار کمدی سینمای پس از انقلاب است که به درستی از گفتمان های دوقطبی جاری و ساری در فضای سیاسی کشور و مولفه ها و مفاهیم غالب فرهنگی – اجتماعی آن دوران از جمله جدل های هواداران قرمز و آبی و حراست از میراث فرهنگی استفاده کرد و ماندگار شد.

23- سگ کشی/ برخی فیلم ها در بزنگاهی درست ساخته می شوند و می مانند. سگ کشی یکی از همین فیلم هاست. در برهوت فیلم سیاسی خوب، این فیلم توانست تا تریلری اجتماعی با رگه هایی آشکار از نقد مناسبات سیاسی باشد.

ج) دهه 80


24- نان و عشق و موتور هزار/ برخی فیلم ها بی آنکه مخاطب نیازی به خواندن سال تولید درج شده در تیتراژ آنها داشته باشد گویای زمانه خود هستند و رد زمان در تک تک دیالوگ ها و سکانس هایشان آشکار است. فیلم ابوالحسن داوودی یکی از این دست آثار است که به آغازین روزهای دوران گفتمان دوقطبی تعلق دارد. دورانی که تشکل های جوان دانشجویی به نیابت از جریان های سیاسی تقابل و تنش گفتمانی را دنبال می کردند. فیلم در لابه لای روایت عاشقانه برزو به باران توانست تا گفتمان های دوقطبی آن دوران را به چالش و نقد بکشاند و با تصویر پایانی خود نهال همدلی سیاسی را بارور ساخت.

25- مارمولک/ برخی فیلم ها در زمان اکران دچار بدفهمی شده و با مشکلاتی در زمینه اکران مواجه می شوند. فیلم مارمولک یکی از این آثار است که با وجود درونمایه تاثیرگذار و ارزنده ای که درباره ارتباط گیری خلق با خدا دارد پس از 3 هفته نمایش در سالن های سینمایی از ادامه اکران محروم شد. فیلم توانست تا از مفهوم ارتباط با خدا، تصویری زمینی و قابل دسترس تر ارائه کند و سکانس دیالوگ گویی رضا مثقالی در مقام خطیب برای زندانیان دربند از مهم ترین سکانس های معرفتی سینمای پس از انقلاب است.

26- شب های روشن/ فیلم فرزاد موتمن جایگاهی ویژه در سینمای اقتباسی ایران دارد. برداشت آزاد از رمان داستایوفسکی و ارائه تصویری بومی از مناسبات شخصیت ها و پیوند زدن تنهایی و عشق به سینما، به تولید فیلمی منجر شد که همچنان گیرا و جذاب است و سوزاننده و ملتهب. همچون عشقی که شعله هایش برفروزد و خاموش نشود.

27- مکس/ یکی از مهم ترین یادگاری های دولت سید محمد خاتمی در زمینه سینمای کمدی، از برجسته ترین فیلم های سینمای پس از انقلاب است. بی اغراق تنها نسخه قابل استناد کمدی موزیکال در سینمای پس از انقلاب که بارها می توان آن را تماشا کرد و هر بار از زاویه ای متفاوت هنر عوامل اجرایی آن را به بحث نشست. چه فیلمنامه درخشان آن و چه کارگردان هوشیاری که حواسش به فرصت طلایی سکانس کنسرت پایانی بوده است. مکس با ظرفیت های فنی بالایی که دارد به حق در رتبه های اول جدول کمدی های پس از انقلاب قرار می گیرد.

28- چهارشنبه سوری/ روزگاري که فرهادی با قلم توانايش دو اثر به يادماندني اجتماعي را به مخاطبان تلويزيون تقديم کرد شايد تصور پيشرفت خيره کننده ساليان اخير و تبديل شدن به فيلمسازي جهاني حتي در باور ذهني او نيز خطور نمي کرد اما شناخت درست از مناسبات و تحولات اجتماعي تهران و تحليل درست از سبک زندگي شهري و چارچوبه هاي مضموني آن، چنان در قالب فيلمنامه هاي شاخص وي به درستي رعايت مي شد که آثار سينمايي کارگرداناني چون حاتمي کيا، کيميايي و بخت آور را که بر مبناي فيلمنامه هاي وي توليد مي شد به تجربه هايي موفق در سينماي دهه 80 بدل کرد و از اين رو کارگرداني منحصر به فرد وي در سه گانه دروغ و خيانت ( چهارشنبه سوري، درباره الي و جدايي نادر از سيمين)فرهادي را از سينماي ايران جدا و به فيلمسازي معتبر در عرصه بين المللي تبديل نمود و اين جهش خيره کننده تنها در پرتو نگاه درست انساني به سبک زندگي جامعه ايران و چالش ها و آسيب هاي فراروي اين مدل اجتماعي از زيست و حيات محقق گرديده است و امروز نام فرهادي نشان هويت سينماي ايران است. از این منظر «چهارشنبه‌سوری» را می‌توان سرآغاز سبک فیلم‌سازی اصغر فرهادی دانست که امروز از او می‌شناسیم. ویژگی‌های بارزی که امروزه درباره سینمای فرهادی مطرح می‌شوند، اولین بار به شکل جدی و منسجم خود در«چهارشنبه‌ سوری» نمود پیدا کردند. پرداختن به زندگی و اخلاقیات طبقه متوسط جامعه ایران، قضاوت، دروغ و درست و غلطی که قرار است جهان داستانی را به آتش بکشد و آدم‌هایش را بسوزاند در«چهارشنبه‌سوری» اولین مجال مواجهه با مخاطب را پیدا می‌کنند و از این فیلم به بعد تبدیل به تم اصلی آثار اصغر فرهادی می‌شوند.

29- اخراجی ها 1/ سال ها بعد از لیلی با من است، بار دیگر و این بار از زاویه دید مسعود ده نمکی به جبهه نگریسته شد. حاصل کار فراتر از تصور بود. بازگشت مجدد اکبر عبدی به روزهای خوش بازیگریش در فیلم های کمدی به نفع فیلم تمام شد. اخراجی ها 1 لبخند را بر چهره بسیاری از مردم نشاند و با شوخی های تابوشکنانه اش به فهرست فیلم های مهم تاریخ سینمای ایران وارد شد. مهم نه به لحاظ استانداردهای سینمایی بلکه از نظر گیشه و تاثیرگذاری بر اقتصاد سینمای ایران.

30- درباره الی/ فیلمی که با اشتباه در انتخاب تهیه کننده بین المللی، اسکار را از دست داد از بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران است. فیلمی در مذمت دروغ و پنهانکاری با بازی هایی درخشان از سوی بازیگران و میزانسن هایی شاهکار به ویژه در صحنه غرق شدن الی که اضطراب و دلهره ای ویژه به مخاطبان انتقال می دهد.

31- هیچ/ عبدالرضا کاهانی یکی از مهم ترین کمدی سیاه های سینمای پس از انقلاب را ساخت و مهدی هاشمی را به سطح اول سینمای ایران پس از چند سال بی خبری برگرداند. ریتم تند فیلم در ده دقیقه اول مخاطب را به تماشای دنباله فیلم راغب می کند و بازی های درخشان بازیگران و دوئل های کلامی و نیز میزانسن های جذاب کاهانی در شوخی با صدا و سیما و فرهنگ عشق دوربین برخی از مردم، تجربه تماشای یک فیلم مفرح را برای بینندگان به جا می گذارد.

32- جدایی نادر از سیمین/ سينماي اصغر فرهادي به شدت متکي بر تقابل عرصه هاي تفکر سنتي با جلوه هاي فرهنگ مدرن است. بحث فصل و جدايي انسان هايي که در گذرگاه هاي انساني تن به اتفاقات و حوادثي مي دهند که خود نقشي در آن نداشته اند يا اينگونه مي نمايانند که از چرايي وقوع آن نامطلع هستند و اين درست همان چيزي است که فرهادي در هرم اخلاقي خود يعني نهي دروغ، مذمت غيبت و رد مکتب سودانگاري و منفعت طلبي بدون پشتوانه اخلاقي در سه گانه و تريلوژي اخلاق گراي خود يعني چهارشنبه سوري، درباره الي و جدايي نادر از سيمين مطرح مي کند.

نگاه به شدت اخلاقي اين کارگردان به مناسبات انساني در جدایی نادر از سیمین آنجا وجه پر رنگي مي يابد که دوربين مناقشات سيمين و نادر را در دادگاه نشان مي دهد و علت اين مجادله کلامي اصرار سيمين بر اين موضوع است که نادر با سپردن پدر خود به يک خدمتکار، همراه با او به خارج از کشور بيايد اما نادر با يک نگاه اخلاقي و در پرتو ديالوگ درخشاني چون «اون نمي فهمه من پسرشم من که مي دونم اون پدرمه» تصوير اخلاق در سينماي فرهادي را به تمامه عرضه مي کند؛ تصويري که البته همواره در روح قلم او جاري بوده و تجربه هاي ارزنده و درخشاني را به مخاطبان سينما و تلويزيون عرضه کرده است.

33- ورود آقایان ممنوع/ جذابیت «ورود آقایان ممنوع»، وامدار کارگردانی مناسب، فیلمنامه خوب و بازی‌های جاندار آن است؛ فیلمی در نهایت سادگی و ایجاز با مایه‌هایی روانشناسانه و بازی هنرمندانه با خط قرمزهای معمول در قبال سوژه‌ای نه چندان غریب که البته برای خنده‌گیری از مخاطب به یک روش آشنا با نگاهی شعف‌انگیز روی می‌آورد. بهره‌گیری از تناقضات تیپیک در انسجام‌بخشی به نقطه ثقل‌های عاشقانه، درهم تنیدن الگوهای کمدی در بستری از موقعیت‌های غافلگیر‌کننده و روایت قدرتمندانه‌ای که ماجراهای یک مدیر زن ضد‌مرد و به ظاهر خشن را تعریف می‌کند که بر مبنای رویکردی تحول‌گرا و برپایه اصل غیرقابل پیش‌بینی بودن زندگی انسانی روایت می‌شود. حتی در گستره معناهای کلیدی اثر نیز فیلم یک بازی ذهنی با مخاطب را آغاز می‌کند و پایان معادلات انسانی عاشقانه را در سویه‌ای سامان می‌دهد که به فکر نمی‌رسد و این از جمله ویژگی‌های بارز اثر جدید رامبد جوان است.

د) دهه 90

34- گناهکاران/ فرامرز قریبیان بازهم مخاطبان را با ساخت فیلم دیگری غافلگیر کرد؛ اثری خوش ریتم، استاندارد، همراه با ظرافت هایی در چینش پازل هایی برای کشف حقیقت قتل آسمان و البته اشکال کوچک تکنیکی در کارگردانی و سناریو که می تواند در مقیاس امتیازهای فیلم به چشم نیاید. کارگردانی کار قابل قبول است، به ویژه در بهره گیری از مایه های تعلیق آفرین فیلمنامه( پنل های گشایش معمای قتل) تدبیر درستی دارد و مخاطب را در مسیر شناخت هر یک از شخصیت ها با توجه به زمانی که در اختیار دارد به خوبی هدایت می کند. شاید تا حدودی در بازبینی صحنه قتل آسمان و تصوری که در ذهن دو سرگرد شکل می گیرد نوعی بی نظمی در میزانسن صحنه مشاهده می شود، زیرا حالت های هر یک از افراد در فرو کردن سرنگ سمی به گردن آسمان مشابه است. به نوعی اینگونه به نظر می آید که کارگردان بی توجه به سن و سال هر یک از گزینه ها و حالت هایشان در وقت قتل یا نگاهی که هرکدام به آسمان داشته اند تنها به شیوه قتل فکر کرده است. به واقع این نکته که انگیزه متفاوت هر یک از مظنونین می توانسته در شیوه قتل تاثیر بگذارد چندان در این صحنه در نظر کارگردان نبوده است. این بحث را از این جنبه مطرح کردم که نسبت شتاب عمل و حرکت دست ها در دو جنس زن و مرد متفاوت است اما پنل های فکری به تصویر کشیده شده مشابهت دارند و اینجاست که اشکال تکنیکی کارگردان در نظر می آید. به عنوان مثال شیوه ای که یک عاشق دل نگران برای قتل محبوبش در نظر می گیرد در ظاهر متفاوت است با آنچه از یک کینه و تنفر ناشی شده و به قتل می انجامد. این اصل روان شناختی که نتیجه عمل تابعی از روح و تفکر پشت آن است در این صحنه به نظر نمی آید.

35- آشغال های دوست داشتنی/ فیلم آشغال های دوست داشتنی نقطه اتکایی مهم در سینمای امروز ایران است. فیلمی روپا با بازی های ستودنی، کارگردانی هوشمند و خلاقانه، جلوه های ویژه خوب و فیلمنامه ای که تلاش دارد تا از دل یک موقعیت ملتهب، آرامشی پدید آورد و لحظات فانی ایجاد کند.آشغال های دوست داشتنی از معدود فیلم های سینمای ایران است که بی آنکه خود التهاب را نمایش دهد بازتابی درست را از تنش ها و استرس ها و نیز حواشی آن به معرض نمایش می گذارد و ایده خلق دوستی از دل تنش و برقراری گفتمان و ایجاد همدلی در متنی از سوءتفاهم ها و ناهمراهی را مطرح می سازد.

36- هیس! دخترها فریاد نمی زنند/ فیلم هیس! .... به لحاظ ساختاری تداعی گر دوران اوج این جنس از فیلمسازی در دهه 60 و70 است اما به لحاظ موضوعی، روزآمد است و بحرانی زیرلایه ای ازخاموشی ها و سکون های غیرمعمول کودکان و قشر آسیب پذیر این جامعه را به تصویر می کشد، شاید بدینگونه در دو راهی میان «آبروداری برای حفظ شخصیت اجتماعی و طبقاتی خود» و «حفظ ناموس اجتماعی از طریق گذر از آبروی عرفی خود برای حفاظت از حریم امن کودکان و زنان ایران» راهی درست را در عین تلخی ها و سختی هایش برگزینیم.

37- عصبانی نیستم/ رضا درمیشیان یکی از بهترین عاشقانه های سینمای پس از انقلاب را درحالی به منزلگاه درستی از نتیجه گیری پایانی همسان با فضای ملتهب دراماتیک درون فیلم می رساند که پیرنگ اعتراضی سناریو و شیوه خاص شخصیت پردازی، می توانست نقش اول مرد در این فیلم را به شمایلی کاریکاتورگونه از فرد کنشمند معترض به موقعیت های جاری در فیلم بدل سازد.

38- نهنگ عنبر/ دوقطبی سازی در درام یکی ازمولفه های مهم و موثر برای خلق جذابیت است. در تجربه ای چون نهنگ عنبر2 هم می توان دو قطبی سازی متداول ورایج درسینمای بدنه ایران را رصد کرد. به واقع دو قطبی ارژنگ – رویا از یکسو و دو قطبی هنجار - ناهنجار ازسوی دیگربه عنوان محور درام دردوگانه نهنگ عنبر، صیقل خورده وبکرمخاطب را با خود همراه می سازد و فیلمساز با تلاشی فکورانه کمدی رومانتیکی باب طبع جامعه ایرانی را برای مردم تدارک می بیند.

39- فروشنده/ جامعه ای که فرهادی در فیلم هایش ارائه می کند تصویری عیان و بی سانسور از خوبی ها و زشتی هاست. مصافی میان نیک باوری و بدکرداری. به واقع الگوی نبرد خیر و شر در سینمای فرهادی از نگرش سنتی-کلاسیک در آثار تلویزیونی به سوی رویکردی مدرن در فیلم های سینمایی گرایش یافت. این تحول سبک چه در سناریو نویسی و چه در اجرا البته یک وجه مشترک پایدار را درون خود دارد. این وجه مشترک پرداخت به جزئیات است. فرهادی هم در تلویزیون و هم در سینما این مولفه بنیادین را در ساختار فکری خود حفظ کرد تا خالق آثاری باشد که جزئیات نقش موثری در آن دارد. فروشنده به دلیل فیلمنامه تحسین برانگیز و بازی درخشان شهاب حسینی توانست به عنوان یکی از فیلم های شاخص تاریخ سینمای پس از انقلاب خود را به مخاطبان معرفی کند.

40- خانه پدری/ کیانوش عیاری در فیلم خانه پدری توانست تا مرزهای جدیدی را به روی سینمای دلهره بگشاید که من نام این سبک را دلهره مرض گونه گذاشته ام. منظور از دلهره مرض گونه که به عنوان زیرژانر این فیلم در نقد مفصل بر آن بیان کردم ریتم و ضرباهنگ سراسر التهاب پرده اول فیلم است که هم در بازی هنرمندانه 3 بازیگر نشسته است و هم در10 دقیقه طوفانی پرده اول نمایان است. خانه پدری به عنوان یک یادگاری مهم از سینمای ایران در ورود به تجربه یکی از مدل های ساختاری مهجور و کمتر تجربه شده (نمونه متعالی این زیرژانر فیلم شب بیست و نهم است که الگوی سینمای ایران در ژانر وحشت به حساب می آید) در تاریخ سینمای ایران باقی خواهد ماند.