ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا نوروزی
محمدرضا نوروزیمحمدرضا(پژمان)نوروزی. ژورنالیست علمی که تااطلاع ثانوی به طراحی موزه"مشغولم. نجوم آماتوری بلدم و آموزش می‌دهم . میکروبیوولوژی خوانده و پداگوژی پژوهیده‌ام.اینجا و همواره اما نقش "معلمی" را رعایت می‌کنم.
محمدرضا نوروزی
محمدرضا نوروزی
خواندن ۸ دقیقه·۳ ماه پیش

ادا چیست؟ ادایی کیست

 

این روزها در خیابان‌های شهر که قدم بزنید، چیزهایی می‌بینید که به‌راحتی میتوان به آن‌ها انگ ادایی بودن زد. فرقی نمی‌کند تهران باشید یا زاهدان یا تبریز یا هر جای دیگر. حتی می‌توان اصلاً جایی نبود؛ توی خانه نشسته و اینستاگرام را اسکرول کرد. ادایی بودن چیزی شده رایج؛ یا دیگران را ادایی می‌بینید یا دیگران دارند به خودت انگ ادایی بودن می‌زنند. یعنی این صفت فعلاً سکه‌ی رایجی است.

چند وقت پیش از فالوئرهای اینستاگرامم پرسیدم به نظرشان ادایی بودن یعنی چه، و پاسخ‌های متنوعی گرفتم. بیش از هشت‌هزار نفر جواب دادند و با اینکه پاسخ‌ها تنوع زیادی داشت، اما ژنومشان تقریباً یکی بود. بیشتر پاسخ‌ها این مفهوم را داشت که «ادایی بودن یعنی نمایش چیزی که نیستی!» پاسخ بدی نیست اما دقت کافی ندارد به نظرم. مثلاً آیا ما، حتی آن‌ها که برچسب ادایی بودن بهشان نمی‌چسبد، واقعاً همان تصویری را از خود نشان می‌دهند که هستند؟ آیا ادایی بودن درصد دارد؟ این سؤال‌ها و خیلی سؤال‌های دیگر ذهن من را مشغول کرده و دنبال راهی هستم که به آنها پاسخ بدهم و از آن مهم‌تر درباره‌شان صحبت کنیم. می‌دانم بسیاری از شما ادایی بودن و تعریف و حدودش را بدیهی فرض می‌کنید، ولی برای من این‌طور نیست. دنبال دقیق کردن معنی و مفهومش هستم. شاید مهم‌ترین دلیلم هم این باشد که برخی همین برچسب را به من می‌زنند و من دنبال اینم که برای نفی ادایی بودنم منطق محکمی داشته باشم.

من با نگه داشتن همان مفهومی که بیشتر مردم از ادایی بودن در ذهن دارند ـ خودِ واقعی نبودن ـ سعی می‌کنم فهم بهتری از داستان داشته باشم. وقتی می‌گوییم فلان رفتار در یک آدم از خود واقعی‌اش فاصله دارد، یعنی انگار دارد چیزی را نمایش می‌دهد که واقعاً تجربه‌اش نکرده. به عبارتی آن رفتار،  فاصله‌ای است میان تجربه‌ی شخصی و نمایش یک تجربه. هرگاه چنین فاصله یا شکافی بین یک رفتار وجود داشته باشد، میشود گفت  طرف ادایی است.

به بیان دیگر، ادایی بودن نوعی تصاحب و نمایش نشانه‌های اصالت یک رفتار است، بدون آنکه خودِ آن رفتارِ اصیل را زیست کرده باشد. البته برای اینکه دچار کج‌فهمی نشویم، از واژه‌ی انگلیسی اصالت استفاده می‌کنم و می‌گویم منظورم از اصالت، یک امر والا یا قدسی و فرادستی نیست؛ فقط اورجینالیتی منظورم است، یعنی اصل بودن آن رفتار و نشانه‌هایش.

اگر بخواهم مصداقی‌تر بگویم تا منظورم روشن شود، میتوانم مثالی از خودم بزنم . قهوه‌نوشی در خانواده‌ی من یک رفتار یا عادت معمول نبوده. پدر و مادرم تقریباً هرگز عادت به چنین نوشیدنی نداشتند. گاهی پدرم شیرقهوه می‌نوشید و بس. اما من از یک زمانی به بعد قهوه نوشیدن را شروع کردم و از آن لذت بردم و از آن مهمتر از یک زمان به بعد ، چای نوشیدن که در خانواده ما مراسمی رسمی و پر طمطراق بوده و کیفیت بالای چای و دم آوری آن و حتی زمان نوشیدنش زبانزد بود را ترک کردم و حتی برایم کاری بی معنی شد. حالا آیا  قهوه‌نوشی من رفتاری ادایی محسوب می‌شود؟ باز بیایید به سابقه ی خودم رجوع کنم. بله آنهنگام که بیخیال نوشیدن چای شدم و به قهوه روی آوردم قهوه نوشیدن من رفتاری کاملا ادایی محسوب می شد و به وضوح آن را به من میگفتند...ناگفته نماند که من هم این برچسب را قبول داشتم. من داشتم از یک رفتار اجتماعی که متعلق به طبقه ی اجتماعی من بود جدا میشدم و به طبقه ی دیگری کوچ میکردم. این عادتها و رفتارهاو سلایق و گرایشهای درونی شده در یک طبقه اجتماعی  در تعبیر بوردیویی یک هابیتوس است . چای نوشی هابیتوس طبقه ای از جامعه بود که خانواده ی ماهم متعلق به آن طبقه بود و قهوه نوشی من هابیتوسی متعلق به یک طبقه ی دیگر .و من با انتخاب این رفتار دروازه های ادایی بودن را به روی خودم باز کرده بودم.
حالا از این انتخاب دارد بیش از 3 دهه میگذرد. آیا هنوز قهوه نوشی من که یک عادت روزمره شده و همواره شامل آمریکانوی تلخ در ماگ میشود یک ادا محسوب میشود؟ به نظر نه. چرا؟ چون نه تمایز طلبی در آن وجود دارد و نه رفتاری خارج از طبقه ی اجتماعی من است ... من دیگر یک کوچنده نیستم...یک مهاجر ساکن شده هستم. من از یک طبقه ی اجتماعی به طبقه یا قبیله ی دیگر مهاجرت کرده ام و آنجا ساکن شده ام. حالا دیگر رفتاری که زمانی تازه و دارای تمایز مشخص بود یک امر عادی در دنیای من و اطرافیانم شده است.

ندو نکته ی ظریف اینجا وارد تعریفمان شد که سعی میکنم توضیحش دهم.یکی از این نکات تمایز طلبی در رفتارهای ادایی است. تمایز طلبی یکی از مهمترین موتورهای محرک یا انگیزشهای بیرونی برای انتخاب رفتاری تازه بیرون از ساختار اجتماعی طبقه ی ماست . ما یک رفتار را انتخاب میکنیم چون ما را از دیگران متمایز میکند و حس مطلوبی به ما میدهد. در این حالت معمولا رفتاری را که ادایی مینامیم بیشتر یک نمایش است برای وانمود کردنِ زیستن؛ یا فرم اغراق آمیزش ، ساختن شکلی بدون محتوا. یعنی من رفتاری متمایز از خودم بروز می‌دهم که قصدش نمایش دادن آن رفتار است : نمایش قهوه نوشیدن، کتاب خواندن، موسیقی کلاسیک گوش دادن، تئاتر تماشا کردن، کنسرت رفتن، سفر کردن، گفت‌وگوهای فلسفی، مجالس فرهنگی، و حتی کارهایی را انجام ندادن ـ مثل جدایی یا استقلال کامل از خانواده یا روی‌گردانی از هرچه که برچسب سنت دارد. و این‌گونه خودم را همواره در معرض دیده شدن آن رفتار قرار میدهم. اما نکته ی دوم در این تعریف حرکت به سوی یک طبقه ی اجتماعی جدید است. یعنی ما معمولا با انتخاب رفتار تازه هابیتوسهایمان را تغییر میدهیم و به همراهش طبقه ی اجتماعیمان را عوض میکنیم.

حالا  ا این تفاصیل میشود اینطور گفت که همه‌ی ما-نوع بشر- انگار زمانی ادایی بوده‌ایم. وگرنه هنوز باید در غارها زندگی می‌کردیم و شکار می‌کردیم، یا کمی امروزی‌تر، باید همان چای‌نوشی را ادامه می‌دادیم و هیچ اتفاق تازه‌ای (در مثال شخصی من ، قهوه نوشی) در زندگی‌مان رخ نمی‌داد. پس شاید بشود گفت که ادایی بودن اتفاقاً چیز بدی نیست و عامل قوی ما برای تغییرات محسوب می‌شود. شاید خیلی بی‌راه نباشد این نگاه؛ اینکه تغییر رفتار و عادت‌ها و تجربه‌ی چیزهای نازیسته‌ی قبلی عامل پیش‌برنده است.

اما به نظر من، ادایی بودن فقط این نیست...یعنی اینی که نوشتم شرط لازم برای ادایی بودن هست ولی کافی نیست و شرط دیگری برای ادایی شدن رفتارها و انتخابهایمان نیاز است. انگ ادایی بودن زمانی به رفتارهایمان میچسبد که خودِ تغییر هابیتوس بدل به یک اتفاق روزمره و پیاپی شود. یعنی هر روز و با ظهور هر پدیده‌ی تازه، ناگهان هر آن‌چه به سمتش رفته‌ایم را کنار بگذاریم و رفتار یا عادت جدیدی را پیش بگیریم. من این را در مثل، شبیه به سکونت موقتی و بسیار کوتاه‌مدت در خانه‌ای می‌دانم که علاوه بر اینکه مال خودت نیست، آن‌قدر در آن نمانده‌ای تا دکوراسیونش را هم به سبک مورد علاقه‌ی خودت بچینی. این دقیقاً یعنی فرصتی برای سکونت ذهن در محل سکونت نداده باشیم. ادایی بودن در ذهن من چنین چیزی است. نتیجه‌ی چنین رفتاری آن است که آدم ادایی، بخشی از هیچ قبیله ـ یعنی هابیتوس‌های اجتماعیِ اصیل ـ نیست.

عدم عضویت در یک قبیله‌ی مشخص (هابیتوس اجتماعی) با نوعی بی‌مکانی اجتماعی همراه می‌شود؛ جایی که هیچ‌جا نیست ولی در آن حضور داریم. الزاما از خود آن پدیده یا رفتار آن لذت نمی‌بریم ولی با تماشایش یا نمایش دادنش  التذاذ می‌کنیم. و این مگر چیزی جز سیمولاکر بودریار است؟ جایگزین کردن «بازنمایی چیزها» با واقعیت چیزها . و این در نگاه من یعنی مطلقا ادایی بودن .

یک آدم ادایی به مصرف نمایشی چیزها مشغول است .... مصرفی که نه از سر نیاز بلکه برای نمایش آن مصرف به منظور نشان دادن جایگاه اجتماعی یا طبقه‌ی اجتماعی شکل میگیرد . مصرف نمایشی Conspicuous Consumption را هم از شناسه های مهم ادایی بودن میدانم. مصرفی برای نمایش چیزی درباره خود. چیزی که معمولا از جنس قدرت، ثروت یا فرهنگ است .

سؤال «ادایی کیست؟» و «ادا چیست؟» از آن سؤال‌های سهل و ممتنع است. هزاران سطر می‌شود نوشت و به‌راحتی هم می‌شود گفت: «معلومه دیگه...» و من هرچه بیشتر در این‌باره فکر کردم و نوشتم، بیشتر به این پی بردم که واقعا اینقدر هم معلوم نیست ... یعنی نمی‌شود تعریفی خیلی واضح از ادایی بودن داد. و از آن مهم‌تر اینکه حتی به دیگران حق می‌دهم که گاهی خود مرا هم در زمره‌ی ادایی‌ها فرض کنند. هرگاه چیزی را بی‌آنکه زیسته باشم و درون‌زادش کرده باشم مصرف کرده و کنار گذاشته‌ام، حتماً رفتار ادایی داشته‌ام. ولی تا حد توانم سعی کرده‌ام چیزی تازه را بگیرم و به سمت هابیتوس تازه بروم و آن‌جا آن‌قدر بمانم که بخشی از تجربه‌ی زیسته‌ی من بشود، یا بدانم مال آن مکان و طبقه‌ی اجتماعی نیستم و رهایش کنم؛ با تجربه‌ای کامل.

 

برای مطالعه نظری بیشتر :
این چند کتاب و مقاله را اینجا معرفی میکنم که اگر خواستید مبانی نظری که برای نوشتن این جستار کوتاه استفاده کرده ام را مطالعه کنید و از آنها اطلاع بیشتری داشته باشید بهشون مراجعه کنید:
1-درباره نظریه هابیتوس و ایجاد تمایز:
بوردیو، پی‌یر(1390)  تمایز: نقد اجتماعی قضاوت‌های ذوقی. ترجمه‌ی حسن چاوشیان. تهران: نشر ثالث.

2- درباره بازنمایی بدون اینکه به واقعیتی ارجاع داده بشود :

ژان بودریار (1404).  وانموده‌ها و وانمود.ترجمه پیروز ایزدی. تهران نشر ثالث

3- وقتی از مصرف سریع نشانه ها و سبکهای موقتی زندگی میگویم این کتاب بسیار خواندنی است:
زیگمونت باومن(1403). مدرنیته سیال. ترجمه حمیده محمدزاده.  انتشارات نقد فرهنگ

4- برای اینکه بامفهوم نمایش زندگی و اصالت بیشتر آشنا شوید این کتابها رو تویه میکنم:

اروینگ کافمن(1400) نمود خود در زندگی روزمره. مسعود کیانپور. نشر مرکز

Sennett, Richard. The Fall of Public Man: 40th Anniversary Edition. New York: W. W. Norton & Company, 2017.  ( من این کتاب رو کامل نخوندم و بخشهاییش که نیاز داشتم را مطالعه کردم)

 

رفتار اجتماعیموسیقی کلاسیکنقد اجتماعیکتاب خواندن
۱۲
۰
محمدرضا نوروزی
محمدرضا نوروزی
محمدرضا(پژمان)نوروزی. ژورنالیست علمی که تااطلاع ثانوی به طراحی موزه"مشغولم. نجوم آماتوری بلدم و آموزش می‌دهم . میکروبیوولوژی خوانده و پداگوژی پژوهیده‌ام.اینجا و همواره اما نقش "معلمی" را رعایت می‌کنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید