ویرگول
ورودثبت نام
Milad
Miladهمون طور که خود ویرگول میخواد "هر چیزی که تو دلم هست رو مینویسم". کوتاه، عادی، بدون تکلّف، از ته دل، صریح
Milad
Milad
خواندن ۲ دقیقه·۲ ساعت پیش

روزه‌داری، اخلاق و پارادوکس کم‌طاقتی

نقدی بر شکاف میان معنویت ادعایی و رفتار اجتماعی در ماه رمضان

ماه رمضان در سنت اسلامی، ماه «تزکیهٔ نفس»، «صبر»، «همدلی با گرسنگان» و «کنترل امیال» معرفی می‌شود. روزه‌داری، دست‌کم در سطح نظری، تمرینی برای خویشتن‌داری و اخلاق‌مداری است. با این حال، تجربهٔ زیستهٔ بسیاری از افراد در جوامع مسلمان—به‌ویژه در فضاهای شهری—چیز دیگری را نشان می‌دهد: افزایش کم‌طاقتی، پرخاشگری، مطالبه‌گری افراطی و انتظار امتیاز ویژه از سوی برخی روزه‌داران.

این مقاله نه نقدِ خودِ روزه، بلکه نقدِ رفتار اجتماعیِ برخاسته از نوعی روزه‌داریِ سطحی و آیینی است؛ رفتاری که گاه درست در نقطهٔ مقابل فلسفهٔ اخلاقی روزه قرار می‌گیرد.


۱. کم‌طاقتی؛ وقتی «گرسنگی» جای «صبر» را می‌گیرد

یکی از رایج‌ترین پدیده‌ها در ماه رمضان، توجیه بدرفتاری با جمله‌هایی از این دست است:

«روزه‌ام، اعصاب ندارم»

«چیزی نگو، روزه‌دارم»

این توجیه، از نظر اخلاقی، مسئله‌دار است. اگر روزه قرار است تمرینی برای تقویت اراده باشد، تبدیل آن به بهانه‌ای برای کاهش آستانهٔ تحمل، نوعی وارونگی مفهومی است.

در واقع، آنچه در اینجا رخ می‌دهد، نه «صبرِ آگاهانه»، بلکه تحمل اجباریِ فیزیولوژیک است؛ تحملی که بدون آمادگی روانی و اخلاقی، به خشم و پرخاشگری تبدیل می‌شود.

به‌عبارت دیگر، گرسنگی به‌جای آنکه ابزاری برای خودسازی شود، به مجوز اخلاقیِ بدرفتاری بدل می‌شود.


۲. پر‌توقعی اجتماعی؛ انتظارِ جهانِ سازگار با روزه‌دار

رفتار رایج دیگر، انتظار سازگاری کامل جامعه با وضعیت شخصی روزه‌دار است:

  • انتظار سکوت بیشتر

  • انتظار خدمات سریع‌تر

  • انتظار چشم‌پوشی از خطاها

  • انتظار درک یک‌طرفه

در این منطق، گویی روزه‌دار در جایگاه «طلبکار اخلاقی» می‌ایستد؛ در حالی که تصمیم به روزه‌گرفتن، تصمیمی شخصی و داوطلبانه است.

اخلاق عمومی ایجاب می‌کند که کسی که راه دشوارتری را برای خود انتخاب کرده، بار آن را بر دوش دیگران نیندازد.

نکتهٔ مهم اینجاست:

اخلاق، زمانی اخلاق است که هزینه‌اش را خود فرد بپردازد، نه اطرافیان.


۳. شکاف میان دین‌داری آیینی و اخلاق انسانی

ریشهٔ اصلی این رفتارها را می‌توان در غلبهٔ دین‌داریِ آیینی بر اخلاقِ انسانی دانست.

در این الگو:

  • «نیت» جای «نتیجهٔ رفتاری» را می‌گیرد

  • «تحمل گرسنگی» مهم‌تر از «تحمل انسان‌ها» می‌شود

  • «ظاهر دینداری» بر «اثر اجتماعی آن» می‌چربد

در چنین چارچوبی، فرد ممکن است به‌طور کامل مناسک را انجام دهد، اما در روابط انسانی خشن‌تر، طلبکارتر و بی‌حوصله‌تر شود—بی‌آنکه احساس تناقض کند.


۴. روزه‌داری بدون خودآگاهی؛ تمرین رنج، نه رشد

روزه‌داریِ فاقد خودآگاهی، بیش از آنکه تمرین رشد باشد، تمرین رنج‌کشیدنِ بی‌ثمر است.

وقتی فرد:

  • دلیل اخلاقی روزه را نفهمد

  • هدف آن را درونی نکند

  • و صرفاً به انجام دستور بسنده کند

نتیجه، نه تعالی اخلاقی، بلکه فشار روانیِ سرکوب‌شده است که در قالب عصبانیت، بدخلقی و پرخاشگری بروز می‌کند.

به‌همین دلیل است که گاه دیده می‌شود:

فردی که «روزه است»،

از فردی که روزه نیست، کم‌تحمل‌تر و خشن‌تر رفتار می‌کند.


۵. جمع‌بندی: اگر روزه، انسان را انسانی‌تر نکند

نقد اصلی اینجاست:

اگر روزه‌داری

  • صبر را افزایش ندهد

  • همدلی را بیشتر نکند

  • و کیفیت رابطهٔ انسان با دیگران را بهبود نبخشد

آنگاه باید پرسید:

این رنج دقیقاً برای چیست؟

روزه‌ای که به توقع، خشم و طلبکاری اخلاقی منجر شود، نه‌تنها کارکرد انسانی خود را از دست داده، بلکه به ضد خود تبدیل شده است.

شاید بازاندیشی در این جمله ضروری باشد:

«روزه‌دار واقعی، کسی نیست که کمتر بخورد؛

بلکه کسی است که کمتر آزار برساند.»

رفتار اجتماعیروابط انسانیفشار روانیماه رمضانروزه
۲
۰
Milad
Milad
همون طور که خود ویرگول میخواد "هر چیزی که تو دلم هست رو مینویسم". کوتاه، عادی، بدون تکلّف، از ته دل، صریح
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید