ویرگول
ورودثبت نام
امید زمانی
امید زمانیNonchalant Prompt Sculptor
امید زمانی
امید زمانی
خواندن ۱۲ دقیقه·۱۸ روز پیش

اپیزود ۶: اصول پرامپت‌نویسی

سلام رفقا، خوش اومدین به پرامپتینک.

امروز می‌خوام یه چیز خیلی ساده ولی مهم رو باهاتون در میون بذارم. یه چیزی که شاید بگید «خب این که معلومه!» ولی باور کنید، خیلی‌ها همین ساده‌ترین چیزا رو رعایت نمی‌کنن.

موضوع امروز: چطوری از هوش مصنوعی سؤال بپرسیم که جواب درست بگیریم.

شاید فکر کنید این یه موضوع فنیه. نه! این یه موضوع ارتباطیه. همون‌طور که یاد گرفتیم چطوری با آدم‌ها حرف بزنیم، باید یاد بگیریم چطوری با هوش مصنوعی حرف بزنیم.


یه داستان از زندگی واقعی

ببینید، یه تجربه‌ای دارم که فکر کنم خیلی‌هاتون هم داشتید. چند سال پیش، توی یه شرکت کار می‌کردم. یه روز به یه همکار جدید گفتم «یه گزارش بنویس.» همین. نه گفتم درباره چی، نه گفتم برای کی، نه گفتم چقدر باشه، نه گفتم کی لازمش دارم.

دو روز بعد یه چیزی داد که اصلاً ربطی به کارم نداشت. یه گزارش ۳۰ صفحه‌ای پر از جزئیات فنی که من اصلاً نمی‌خواستم. من یه خلاصه دو صفحه‌ای می‌خواستم برای جلسه هیئت‌مدیره!

بعد عصبانی شدم که چرا این آدم نمی‌فهمه! ولی بعداً فهمیدم مشکل از کی بود؟ از من بود. چون درست توضیح ندادم. اون همکار ذهن‌خوان که نبود!

هوش مصنوعی هم دقیقاً همینه. مثل یه همکار باهوشه که تازه اومده شرکت. همه چیز رو بلده، دانشش از من و شما بیشتره، ولی یه چیز رو نمی‌دونه: تو چی می‌خوای. باید بهش بریف بدی.

بریف چیه؟

بریف یه کلمه‌ست که توی دنیای تبلیغات و طراحی خیلی استفاده می‌شه. وقتی یه شرکت می‌خواد یه آژانس تبلیغاتی براش کمپین بسازه، اول یه بریف می‌ده. توی این بریف می‌گه: ما کی هستیم، چی می‌خوایم، مخاطب‌مون کیه، چه محدودیت‌هایی داریم، چه لحنی می‌خوایم.

بدون بریف، آژانس باید حدس بزنه. و حدس زدن یعنی اشتباه کردن.

پرامپت‌نویسی هم همینه. پرامپت خوب یه بریف خوبه.

چهار ستون پرامپت خوب

حالا این بریف چی داره؟ چهار تا چیز ساده که اگه یادتون بمونه، کارتون راه می‌افته:

۱. نقش (Role) ۲. هدف (Purpose) ۳. زمینه (Context) ۴. فرمت (Format)

بذارید هر کدوم رو با جزئیات بررسی کنیم.

ستون اول: نقش (Role)

نقش یعنی بگی هوش مصنوعی کیه توی این مکالمه. این شاید ساده‌ترین تکنیک باشه، ولی تأثیرش فوق‌العاده‌ست.

وقتی می‌گی «فرض کن یه مشاور بازاریابی هستی»، هوش مصنوعی یه جور فکر می‌کنه. وقتی می‌گی «فرض کن یه معلم ریاضی دبیرستان هستی»، یه جور دیگه. وقتی می‌گی «فرض کن یه مادربزرگ مهربون هستی که داره به نوه‌ش توضیح می‌ده»، باز یه جور دیگه.

چرا این مهمه؟ چون نقش، لحن و عمق و زاویه دید رو عوض می‌کنه.

یه مثال بزنم. فرض کن می‌خوای درباره سرمایه‌گذاری بدونی.

پرامپت ساده: «درباره سرمایه‌گذاری توضیح بده.»

جواب: یه متن کلی و خشک درباره تعریف سرمایه‌گذاری، انواعش، ریسک و بازده و این حرف‌ها. مثل یه مقاله ویکی‌پدیا.

پرامپت با نقش: «فرض کن یه مشاور مالی هستی که داره به یه جوون ۲۵ ساله که تازه شروع به کار کرده و ماهی دو میلیون پس‌انداز داره توضیح می‌ده. چطوری شروع کنه به سرمایه‌گذاری؟»

جواب: کاملاً فرق می‌کنه. عملی‌تره، ساده‌تره، مرتبط‌تره. شاید بگه از صندوق‌های سرمایه‌گذاری شروع کن، شاید بگه اول یه حساب پس‌انداز بلندمدت باز کن، شاید بگه ماهی پونصد تومن بذار کنار برای طلا.

می‌بینید؟ همون سؤاله، ولی جواب زمین تا آسمون فرق کرده.

یه مثال دیگه بزنم از زندگی روزمره.

فرض کن می‌خوای یه دستور غذا بگیری.

بدون نقش: «دستور قرمه‌سبزی بده.»

جواب: یه دستور استاندارد با مواد اولیه و مراحل پخت.

با نقش: «فرض کن مادربزرگ من هستی که ۵۰ ساله داره قرمه‌سبزی می‌پزه و می‌خواد فوت‌وفن‌هاش رو یاد بده.»

جواب: کاملاً فرق می‌کنه! می‌گه سبزی رو باید خوب سرخ کنی تا رنگش تیره بشه، لوبیا رو از شب قبل خیس کن، گوشت رو اول جداگانه سرخ کن، آب رو کم‌کم اضافه کن... همون نکاتی که مادربزرگ‌ها می‌دونن و توی کتاب آشپزی نیست.

یه نکته مهم درباره نقش: لازم نیست همیشه بگی «فرض کن فلان هستی.» می‌تونی غیرمستقیم هم نقش بدی.

مثلاً بگی «مثل یه دوست صمیمی بهم بگو» یا «جوری توضیح بده که یه بچه ۱۰ ساله بفهمه» یا «با لحن یه روزنامه‌نگار اقتصادی بنویس.»

همه اینا دارن نقش تعریف می‌کنن، فقط با کلمات مختلف.

ستون دوم: هدف (Purpose)

هدف یعنی چرا داری این سؤال رو می‌پرسی؟ می‌خوای یاد بگیری؟ می‌خوای یه متن بنویسی؟ می‌خوای تصمیم بگیری؟ می‌خوای مقایسه کنی؟ می‌خوای ایده بگیری؟

این «چرا» خیلی مهمه. مثل GPS می‌مونه. اگه مقصد رو ندونی، هر مسیری می‌تونه درست باشه. ولی وقتی بدونی کجا می‌خوای بری، مسیر مشخص می‌شه.

یه مثال بزنم.

پرامپت بدون هدف: «درباره انرژی خورشیدی بگو.»

جواب: یه مقاله کلی درباره انرژی خورشیدی، تاریخچه‌ش، مزایا و معایب، آینده‌ش...

پرامپت با هدف: «می‌خوام بفهمم آیا نصب پنل خورشیدی روی پشت‌بوم خونه‌مون توی تهران به‌صرفه‌ست یا نه. خونه‌مون ۱۵۰ متره و ماهی حدود ۵۰۰ هزار تومن قبض برق داریم.»

جواب: کاملاً متفاوته. هدفمنده، کاربردیه. شاید بگه با این مصرف، حدود ۳ کیلووات سیستم لازمه، هزینه‌ش حدود فلان قدره، بازگشت سرمایه حدود ۵ ساله، یارانه دولتی هم هست...

می‌بینید؟ وقتی هدف مشخصه، جواب هم مشخص می‌شه.

یه مثال دیگه از دنیای کار.

فرض کن می‌خوای درباره یه رقیب تحقیق کنی.

بدون هدف: «درباره شرکت X بگو.»

جواب: تاریخچه شرکت، محصولاتش، تعداد کارمندا، دفاتر...

با هدف: «می‌خوام بفهمم شرکت X چه مزیت رقابتی‌ای داره که ما نداریم. ما توی حوزه فروش آنلاین لوازم خانگی هستیم.»

جواب: تمرکز می‌کنه روی استراتژی‌های فروش، قیمت‌گذاری، خدمات پس از فروش، تجربه کاربری سایت... چیزایی که به دردت می‌خوره.

یه نکته مهم: هدف رو واضح بگو. نگو «می‌خوام بدونم.» بگو «می‌خوام تصمیم بگیرم که...» یا «می‌خوام یه ارائه آماده کنم برای...» یا «می‌خوام یه مقاله بنویسم درباره...»

هر چی هدف واضح‌تر، جواب بهتر.

ستون سوم: زمینه (Context)

زمینه یعنی اطلاعات پس‌زمینه. کی قراره این رو بخونه؟ چه محدودیت‌هایی داری؟ قراره کجا استفاده بشه؟ چه چیزایی رو قبلاً امتحان کردی؟

این مثل اینه که به همکارت بگی «این گزارش برای مدیرعامله، باید رسمی باشه» یا «این برای پست اینستاگرامه، باید خودمونی باشه» یا «این برای مشتری‌ایه که خیلی عجله داره، باید کوتاه و مختصر باشه.»

زمینه به هوش مصنوعی کمک می‌کنه بفهمه توی چه موقعیتی هستی.

یه مثال بزنم.

یه بار داشتم یه متن معرفی می‌نوشتم برای یه استارتاپ.

اول گفتم: «یه متن معرفی برای استارتاپ ما بنویس.»

جواب: خشک و رسمی بود. «شرکت ما در سال فلان تأسیس شد و در حوزه فلان فعالیت می‌کند...»

بعد گفتم: «یه متن معرفی بنویس. مخاطب‌هامون جوون‌های ۲۰ تا ۳۰ ساله‌ان که توی حوزه تکنولوژی کار می‌کنن. لحن باید دوستانه و غیررسمی باشه. قراره توی صفحه اینستاگرام‌مون بذاریم.»

جواب: کاملاً عوض شد. زنده شد، شوخ شد، جذاب شد.

زمینه می‌تونه شامل خیلی چیزا باشه:

مخاطب: کی قراره این رو ببینه؟ مدیر؟ مشتری؟ همکار؟ بچه؟ متخصص؟

کانال: کجا قراره استفاده بشه؟ ایمیل؟ پرزنتیشن؟ پست اینستا؟ مقاله وبلاگ؟

محدودیت‌ها: چه چیزایی نباید باشه؟ چه کلماتی استفاده نشه؟ چه موضوعاتی حساسه؟

پیش‌زمینه: قبلاً چی شده؟ چه چیزایی امتحان شده؟ چه اطلاعاتی داری؟

یه مثال دیگه.

فرض کن می‌خوای یه ایمیل عذرخواهی بنویسی.

بدون زمینه: «یه ایمیل عذرخواهی بنویس.»

جواب: یه ایمیل کلی و بی‌روح.

با زمینه: «یه ایمیل عذرخواهی بنویس به مشتری‌ای که سفارشش ۵ روز دیر رسیده. این مشتری ۳ ساله که از ما خرید می‌کنه و تا حالا مشکلی نداشته. می‌خوام هم عذرخواهی کنم، هم یه تخفیف ۲۰ درصدی برای خرید بعدی بهش بدم. لحن باید حرفه‌ای ولی صمیمی باشه.»

جواب: خیلی بهتر می‌شه. شخصی‌تر، مرتبط‌تر، مؤثرتر.


ستون چهارم: فرمت (Format)

فرمت یعنی جواب رو چطوری می‌خوای؟ لیستی؟ پاراگرافی؟ جدول؟ خلاصه؟ مفصل؟ چند کلمه‌ای؟ چند صفحه‌ای؟

این خیلی ساده‌ست ولی خیلی‌ها یادشون می‌ره. هوش مصنوعی می‌تونه هر فرمتی بده، ولی باید بگی.

مثلاً:

«جواب رو به شکل ۵ تا بولت‌پوینت بده.»

«یه جدول بکش با ستون‌های مزایا و معایب.»

«یه متن ۳۰۰ کلمه‌ای بنویس.»

«خلاصه‌ش کن توی ۳ جمله.»

«به شکل یه ایمیل بنویس.»

«مثل یه پست لینکدین بنویس.»

«به شکل یه اسکریپت ویدیو بنویس.»

یه مثال عملی.

فرض کن داری یه ارائه آماده می‌کنی درباره مزایای کار از راه دور.

بدون فرمت: «مزایای کار از راه دور چیه؟»

جواب: یه متن طولانی پاراگرافی که باید خودت ازش نکته بیرون بکشی.

با فرمت: «مزایای کار از راه دور رو به شکل ۷ تا بولت‌پوینت بگو. هر کدوم یه خط باشه. مناسب برای اسلاید پرزنتیشن.»

جواب: دقیقاً همون چیزی که می‌خوای. کپی-پیست می‌کنی توی اسلاید، تمام.

یه نکته مهم: فرمت فقط شکل ظاهری نیست. فرمت روی محتوا هم تأثیر می‌ذاره.

وقتی می‌گی «خلاصه کن توی ۳ جمله»، هوش مصنوعی مجبور می‌شه فقط مهم‌ترین نکات رو بگه. وقتی می‌گی «مفصل توضیح بده»، جزئیات بیشتری می‌ده.

پس فرمت یه ابزار کنترله. باهاش می‌تونی عمق و گستردگی جواب رو تنظیم کنی.


یه مثال کامل

حالا بذارید همه این چهار تا رو کنار هم بذاریم.

فرض کن می‌خوای یه ایمیل بنویسی به مشتری که از خدماتت ناراضیه.

پرامپت بد: «یه ایمیل عذرخواهی بنویس.»

پرامپت خوب:

نقش: «فرض کن مدیر پشتیبانی یه شرکت نرم‌افزاری هستی.»

هدف: «می‌خوام این مشتری رو نگه دارم و رابطه‌مون رو ترمیم کنم.»

زمینه: «مشتری سفارشش ۵ روز دیر رسیده. ۲ ساله مشتری ماست. قبلاً مشکلی نداشته. یه تخفیف ۲۰ درصدی می‌خوام بهش بدم.»

فرمت: «ایمیل کوتاه، حداکثر ۱۵۰ کلمه. لحن حرفه‌ای ولی صمیمی.»

می‌بینید؟ همون چهار تا چیز: نقش، هدف، زمینه، فرمت.


قدرت تکرار

یه نکته دیگه هم هست که خیلی مهمه و توی اپیزودهای قبلی هم بهش اشاره کردم: تکرار.

اولین جواب هیچ‌وقت بهترین جواب نیست. این رو قبول کنید.

خیلی‌ها یه پرامپت می‌نویسن، جواب رو می‌بینن، می‌گن «اه، هوش مصنوعی به درد نمی‌خوره» و ول می‌کنن. این اشتباهه!

یادتون باشه، راند سوم تا پنجم جاییه که جادو اتفاق می‌افته. پس اگه جواب اول عالی نبود، ناامید نشید. ادامه بدید.

تکرار چطوری کار می‌کنه؟

راند اول: یه پرامپت می‌نویسی، یه جواب می‌گیری. شاید کلی باشه، شاید دقیق نباشه.

راند دوم: می‌گی «این خوب بود، ولی بیشتر روی فلان جنبه تمرکز کن» یا «این خیلی رسمیه، خودمونی‌ترش کن» یا «مثال بیشتر بده.»

راند سوم: می‌گی «این بهتر شد. حالا این قسمت رو بیشتر باز کن» یا «این قسمت رو حذف کن» یا «لحنش رو یه کم جدی‌تر کن.»

راند چهارم و پنجم: جزئیات رو تنظیم می‌کنی، صیقلش می‌دی، نهایی‌ش می‌کنی.

این رفت و برگشت طبیعیه. مثل اینه که با یه همکار دارید بحث می‌کنید. اول یه ایده می‌ده، شما نظر می‌دید، اون اصلاح می‌کنه، شما باز نظر می‌دید...

یه مثال عملی از تکرار.

فرض کن می‌خوای یه پست لینکدین بنویسی درباره اهمیت یادگیری مداوم.

راند ۱: «یه پست لینکدین بنویس درباره اهمیت یادگیری مداوم.»

جواب: یه متن کلی و کلیشه‌ای. «در دنیای امروز، یادگیری مداوم ضروری است...»

راند ۲: «این خیلی کلیشه‌ایه. یه داستان شخصی اضافه کن. مثلاً یه مهارتی که یاد گرفتم و کارم رو عوض کرد.»

جواب: بهتر می‌شه، ولی هنوز یه کم خشکه.

راند ۳: «خوبه. حالا لحنش رو خودمونی‌تر کن. انگار دارم با یه دوست حرف می‌زنم، نه یه سخنرانی می‌دم.»

جواب: خیلی بهتر می‌شه.

راند ۴: «عالیه. فقط آخرش یه سؤال بذار که مردم کامنت بذارن.»

جواب: حالا یه پست خوب داری.

می‌بینید؟ چهار راند طول کشید، ولی نتیجه خیلی بهتر از راند اوله.

طبیعی حرف بزن

یه چیز دیگه هم بگم. خیلی‌ها فکر می‌کنن باید خیلی رسمی و فنی حرف بزنن با هوش مصنوعی. مثل اینکه دارن با یه ربات حرف می‌زنن.

نه! راحت باش. مثل آدم حرف بزن.

مدل‌های جدید خیلی بهتر می‌فهمن. لازم نیست بگی «لطفاً یک متن تولید نمایید که در آن...» می‌تونی بگی «یه متن بنویس که...»

لازم نیست مثل ربات حرف بزنی که ربات بفهمه. طبیعی باش.

البته این به این معنی نیست که شلخته باشی. واضح باش، ولی طبیعی باش.

جالبه که تحقیقات نشون داده پرامپت‌های طبیعی و محاوره‌ای اغلب بهتر از پرامپت‌های خشک و ساختاریافته کار می‌کنن. چرا؟ چون مدل‌های زبانی روی متن‌های طبیعی آموزش دیدن. وقتی طبیعی حرف می‌زنی، بهتر می‌فهمن.

پس نترس از اینکه خودمونی باشی. بگو «می‌خوام یه چیز باحال بنویسم» یا «این یه کم مزخرف شد، درستش کن» یا «نه، منظورم این نبود، منظورم این بود که...»

چک‌لیست پرامپت‌نویسی

یه چک‌لیست ساده بهتون می‌دم که هر بار قبل از پرامپت نوشتن یادتون باشه:

۱. نقش رو مشخص کردم؟ هوش مصنوعی کیه توی این مکالمه؟ ۲. هدف رو گفتم؟ چرا دارم این سؤال رو می‌پرسم؟ می‌خوام به چی برسم؟ ۳. زمینه دادم؟ چه اطلاعاتی لازمه که بدونه؟ مخاطب کیه؟ محدودیت‌ها چیه؟ ۴. فرمت رو خواستم؟ جواب رو چطوری می‌خوام؟ چقدر باشه؟ ۵. آماده‌ام برای تکرار؟ می‌دونم که اولین جواب نهایی نیست.

همین پنج تا سؤال رو از خودت بپرس، قبل از هر پرامپت.

می‌تونی حتی این چک‌لیست رو پرینت کنی بچسبونی کنار مانیتورت. جدی می‌گم! تا وقتی که عادت بشه.

این فقط برای هوش مصنوعی نیست

یه چیز جالب هم بگم. این چهار تا عنصر - نقش، هدف، زمینه، فرمت - فقط برای هوش مصنوعی نیست. برای هر نوع ارتباطی کار می‌کنه.

وقتی داری به همکارت کار می‌دی، وقتی داری ایمیل می‌زنی، وقتی داری جلسه می‌ذاری، وقتی داری با مشتری حرف می‌زنی. هر جا که می‌خوای یه نفر کاری برات انجام بده، این چهار تا چیز کمکت می‌کنه.

کی هستی و کی هست؟ (نقش)

چی می‌خوای؟ (هدف)

چه اطلاعاتی لازمه بدونه؟ (زمینه)

نتیجه رو چطوری می‌خوای؟ (فرمت)

پس در واقع داری یه مهارت ارتباطی یاد می‌گیری که همه‌جا به دردت می‌خوره. این یکی از چیزای جالب یادگیری پرامپت‌نویسیه: مهارت‌هایی که یاد می‌گیری، فقط برای هوش مصنوعی نیست.


سه سبک پرامپت‌نویسی

یه چیز دیگه هم هست که جالبه بدونید. آدم‌ها سبک‌های مختلفی دارن توی پرامپت‌نویسی. سه تا سبک اصلی هست:

۱. معمار (Architect): این آدما خیلی ساختاریافته کار می‌کنن. پرامپت‌هاشون مثل نقشه ساختمانه. همه چیز دقیق، همه چیز مشخص، قدم به قدم. این سبک برای کارهای دقیق و فنی خیلی خوبه.

۲. کاشف (Explorer): این آدما با سؤال‌های باز شروع می‌کنن و می‌ذارن مکالمه ببردشون. مثل یه مسافر که بدون مقصد مشخص راه می‌افته. این سبک برای ایده‌پردازی و کارهای خلاقانه خوبه.

۳. رهبر ارکستر (Conductor): این آدما چند تا مکالمه موازی دارن. یکی روی جنبه فنی، یکی روی جنبه خلاقانه، یکی روی چالش‌ها. بعد همه رو کنار هم می‌ذارن. این سبک برای پروژه‌های پیچیده خوبه.

هیچ‌کدوم از اینا بهتر از بقیه نیست. هر کدوم برای یه جور کار مناسبه. و خیلی‌ها ترکیبی از اینا هستن.

جالبه که فکر کنی خودت کدوم سبکی. یا شاید توی کارهای مختلف سبک‌های مختلف داشته باشی.

اشتباهات رایج

بذارید چند تا اشتباه رایج رو هم بگم که خیلی‌ها می‌کنن:

۱. پرامپت خیلی کوتاه: «یه متن بنویس.» خب چه متنی؟ درباره چی؟ برای کی؟ چقدر؟

۲. پرامپت خیلی طولانی و شلوغ: اونقدر اطلاعات می‌دی که هوش مصنوعی گیج می‌شه. باید تعادل باشه.

۳. انتظار جواب کامل از راند اول: گفتیم که، راند اول فقط شروعه.

۴. ول کردن زود: یه پرامپت می‌نویسن، جواب خوب نمی‌گیرن، می‌گن هوش مصنوعی به درد نمی‌خوره. نه! ادامه بده، اصلاح کن.

۵. کپی کردن پرامپت‌های دیگران بدون فهمیدن: پرامپت‌های آماده می‌تونن کمک کنن، ولی باید بفهمی چرا کار می‌کنن. وگرنه نمی‌تونی تغییرشون بدی.

تمرین عملی

یه تمرین بهتون می‌دم. امروز یه کار ساده انجام بدید:

یه سؤال که معمولاً از هوش مصنوعی می‌پرسید رو بردارید. حالا با استفاده از این چهار عنصر، دوباره بنویسیدش.

مثلاً اگه معمولاً می‌گید «یه ایمیل بنویس»، حالا بگید:

نقش: فرض کن مدیر فروش هستی

هدف: می‌خوام این مشتری رو قانع کنم جلسه بذاره

زمینه: مشتری یه شرکت متوسطه، قبلاً یه بار باهاشون صحبت کردم، علاقه‌مند بودن ولی وقت نداشتن

فرمت: ایمیل کوتاه، ۱۰۰ کلمه، لحن حرفه‌ای ولی دوستانه

ببینید جواب چقدر فرق می‌کنه.


خب رفقا، امروز یاد گرفتیم که پرامپت خوب مثل بریف دادن به یه همکار باهوشه. چهار تا چیز لازمه: نقش، هدف، زمینه، فرمت. و یادتون نره که تکرار کنید.

این چهار تا ستون، پایه همه چیزه. هر تکنیک پیشرفته‌ای که یاد بگیرید، در نهایت برمی‌گرده به همین چهار تا.

اپیزود بعدی می‌خوام برم سراغ تکنیک‌های عملی‌تر. ده تا تکنیک که واقعاً کار می‌کنن. از zero-shot و few-shot گرفته تا chain-of-thought و بقیه. می‌خوام ببینیم این اسم‌های فانتزی چی هستن و چطوری می‌شه ازشون استفاده کرد.

ممنون که گوش دادید. اگه نظری دارید، بگید. و اگه کسی رو می‌شناسید که می‌خواد با هوش مصنوعی بهتر کار کنه، این پادکست رو بهش معرفی کنید.

تا اپیزود بعدی، مراقب خودتون باشید.

هوش مصنوعیپرامپتپرامپت نویسی
۷
۰
امید زمانی
امید زمانی
Nonchalant Prompt Sculptor
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید