مدت زیادی بود که میخواستم کاری کنم تا ساعت خوابیدن و بیداریمو تنظیم بکنم و نمیشد. ینی هر دفعه ی کاری چیزی پیش میومد که خوابمو بهم میریخت و بازم دیر میخوابیدم بعضی وقتام خوابم نمیبرد...
تا اینکه یک روز ، ساختمون کناری مون تصمیم بر تخریب ساختمون و ساختن یدونه آپارتمان ۵ طبقه گرفت. ازونجایی که نرخ تورم بالا بود و مصالح هروز گرون تر میشد این ساختمون تصمیم گرفته بود توی کمتر از یکسال خونه قدیمی رو تخریب کنه و یدونه پنج طبقه تحویل جامعه بده?

ساختمون ساز عزیز ما صبح زود شروع میکرد به ساختن ،از صدای بیل و لودر تا لرزش زمین بخاطر ریختن مصالح مهمون خونه هامون بود،بعضی روزها همسایه ها از پنجره داد میزدن چخبرته بذار یه ساعت دیگه ،اونم یه ساعت ساکت میشد بعدش دوباره کار خودشو میکرد و فردا دوباره روزی از نو و روزی از نو ، کار به جایی رسید که بعد از یک هفته خودبخود شبا اون تایمی که مدنظرم بود میخوابیدم که صبح وقتی سروصدا شروع میشه و بیدار شدم حداقل بعدش خسته و کوفته نباشم?
و صبح هم خودبخود از خواب بیدار میشدم ،یه مدت که گذشت اینام تصمیم گرفتن دیرتر شروع بکنن تا مزاحم همسایه ها نباشن ولی من دیگه خوابمتنظیم شده بود.
ممکنه فکر کنین که میخواستم ازین پستای لایف استایل که میگن گوشیتو بذار کنار ،صبح پاشو اب بزن صورتت ،قهوهبخور و... بذارم ولی نه همین بود? به همین سادگی ناخواسته تایم خوابمتنظیم شد و قبل ۱۲ شب میخوابیدم ینی دست خودم نبود و به شدت خوابم میومد.
بعضی وقتام زور کارسازه :D