مصطفیام·۵ روز پیشروزنوشته دیگه ...نشستن و نوشتن خیلی لذت بخشه، مثل یه خونه امن، کلمات دستچین شده و یا تصادفی ....
مصطفیام·۵ روز پیشظهرنوشتداستانالکیدارپتو رو کشید روی سرش، هوا سرد بود و زوزه باد هر فکری رو از ذهنش پاک میکرد، اولین بار بود که در طوفان شن میخوابید، هر چقدر پتو رو محکم تر میک…
سید مهدار بنی هاشمی·۱۰ روز پیشخبر مهم .. بالاخره گفت دایی😍خبر مهم ... خبر مهم ...زینب کوچولو با تلاش های شبانه روزی ماموران گمنام شائولین بالاخره توانست واژه ی مقدس دایی رو بگه و درجا کمربند آبی پر…