ویرگول
ورودثبت نام
Pariya
Pariyaپرواز روح در جسمی به پهناوری کل جهان
Pariya
Pariya
خواندن ۷ دقیقه·۲۴ روز پیش

خلاصه کتاب با من کودکانه سخن بگو پارت سوم

در تصمیماتی که میگیریم کاری کنیم که چیزی ما بین نظر ما و نظر او باشد ، نه صرفا شبیه نظر ما . با این کار به او نشان میدهیم که در عین داشتن قانون ها ، به نظر او اهمیت میدهیم و در تصمیماتی که برایش میگیریم نظرش دخیل است و مورد اعتماد هستیم. و درکش میکنیم و در کنارش هستیم

بدون داشتن اطلاعات کافی قضاوت نکنید . از خود بپرسید چی باعث شد فرزندم اینکارو بکنه ؟ با این کار چه پیامیو داشت به من میرسوند؟

سوال پیچ کردن ممنوع

دنبال دلیل بودن مخالف سوالات زیاد پرسیدن از کودک است چون با این کار او را در حس مورد قضاوت و بازجویی قرار گرفتن قرار میدهیم و بخاطر اینکه نتواند توضیحات و دلایل قانع کننده ای به ما بدهد دچار اضطراب شود

در اغلب موارد کودک دلیل کاری که کرده اند را نمیدانند یا نمیتوانند توضیح دهند

چون دانستن دلیل کارها نیاز به تفکر عمیق دارد که برای کودکان چندان ساده نیست

شما کلاه کنجکاوی را روی سرتان بگذارید و تلاش کنید جواب را پیدا کنید ولی از یاد نبرید اجازه سوال پیچ کردن و قضاوت ندارید

برای ترس از تاریکی و تنهایی خوابیدن برایش قصه هایی درباره قهرمان ها در تاریکی تعریف کنید و اسپری آب و چراغ قوه بگذارید که اگر حس کرد هیولا در اتاقش هست با این آنها را فراری دهد یا ببیند که نیست ، بازی های تاریکی انجام دهید

یا تایمی رو در روز به اندازه یک ساعت بزارید و فقط برای او و کاری که او میخواد رو انجام بدید ، شب ها قبل خواب براش قصه بگید و کنار تخت منتظر بمونید تا خوابش بره و هیچ کاری نکنید و در آن زمان بجز توجه به او ، و هربار که به اتاق شما اومد برای خوابیدن پیشتون با محبت ببریدش به اتاقش و اونجا بمونید تا خوابش بره ولی پیشش نخوابید ، قبل خواب به او یک لیوان شیر گرم بدهید ، در روز وقتی که زمان درحال وقت گذرانی با او هستید اگه کسی زنگ زد بعدا جواب بدید یا اگه ضروری بود معذرت خواهی کنید و زود بیایید

از انکار تا پذیرش و تایید

تنها راه برای آرام کردن مغزخزنده و انجام شدن کار های درست پذیرش احساسات اوست . حتی آنهایی که مطابق میل ما نیست . نباید تا او شروع به صحبت میکند به او ثابت کنیم که احساسات تو اشتباهه و باید مثل من احساسو فکر کنی و احساساتش را انکار و سرکوب کنی و با بی اعتنایی از کنارش رد شوی

وقتی مغز خزنده روی مار می آید اصلا حوصله پند و اندرز و دفاع از دیگران رو نداره و نباید احساساتش رو کوچیک کنید و سرزنش کنید

در هنگام غلبه مغز خزنده تنها چیزی که مارا آرام میکند و راه پلکان را باز میکند ارتباط احساسی هست ، چیزی که ما احساس کنین درک میشویم و بدون قضاوت یا سرزنش در درد ما سهیم است

هر چقدر که احساس کنیم طرف مقابل میفهمد که درد ما را چقد دارد آزار میدهد بهتر میتوانیم احساس را مدیریت کنیم و تحمل آن آسان تر میشود

او باید متوجه شود که به مسائل و احساسات او علاقه مندیم و قصد اصلاح او را نداریم

وقتی به او میگوییم همیشه به من اعتماد کن و هرچی شد بهم بگو ولی در عمل وقتی با ناراحتی یا ذوق می آید تا برایمان چیزی را تعریف کند و ما سر مبنر میرویم و یا مشغول کاری هستیم ولی میگوییم گوشم با توست به او پیام این را می‌دهیم که آنقدری با ارزش نیستی که کسی با همه خودش به تو گوش بدهد

ما به طور ناخودآگاه داریم به او این را منتقل می‌کنیم که وقتی ناراحتی یا داری گریه می‌کنی یا با خوشحالی و ذوق داری یه کار کودکانه می‌کنی دوست داشتنی نیستی و باید ربات دلخواه ما باشی

وقتی ناراحته با حرف هایی احساساتش رو تایید کنید . خیلی درد داشت مگه نه ؟. تو دوست داشتی که باهات بازی کنن؟. چقد ناراحت کننده . اوو تو چه حسی داشتی؟

به نظر ناراحت میایی

5. نام گذاری احساسات

اگر بدانیم که نام حال بدمان چیست و طبیعی است و دیگران هم آن را تجربه میکنند راحت تر با آن کنار می آییم و آروم میشویم . و این به درک خود و به مرور زمان درک احساسات دیگران نیز کمک میکند

وقتی میگه از فلانی حالم به هم میخوره ازش متنفرم بگید به نظر عصبانی میایی ، یا به نظر ناراحت میای . و به مرور زمان یاد میگیره که از اسم هایی روی حسش استفاده کنه که سوءتفاهم کمتری ایجاد کند

6. فعالانه گوش دهید

پر حرفی از عادت اغلب والدین است ‌ .ما معمولا دوست داریم بیشتر حرف بزنیم تا سکوت کنیم و به حرف فرزندمان توجه کنیم

مجموعه ای از راه حل ها ، نظر ها ، پیشنهاد ها و نصیحت ها و دستورالعمل ها در چنته داریم و تا او زبان بگشاید و اطلاعاتی به دست بیاوریم برای نشان دادن خود میخواهیم او را ساکت کنیم و خودمان شروع کنیم به توصیه هایمان که فکر می‌کنیم قرار است فرزندمان از شنیدنشان چیزی یاد بگیرد و اینطور نمیگذاریم او خودش تجربه کند و بیاموزد

متاسفم اگه چیزی گفتم که حس بدی بهتون بده ولی این از زبون فرزندیه که خودش همچین پدر مادری رو داره

چیزی که بهتره زودتر یاد بگیریم اینه که در ارتباط با فرزندانمان کمتر حرف بزنیم

کسی که لبریز از عصبانیت، هیجانو ناراحتی هست هیچ توانایی برای گوش دادن ندارد ، چون مغز متفکر که مسئول آن است تعطیل شده و نمی‌تواند حرف مارا تجزیه و تحلیل کند . درست زمانی که ما عصبانی هستیم و یک نفر درحال سخنرانی هست دلمان میخواهد سرش داد بزنیم و بگوییم خفه شو تو هیچی از من نمیفهمی ولم کن به حال خودم.

بعد از اینکه خود را جای او گذاشتید ، درکش کردید و بدون قضاوت شنیدید و نام گذاری کردید، حالا زمان آن است که سکوت کنید و در مقابل میل خود به پند دادن و نظرات کارشناسی شده بایستید و کاری جز تایید احساساتش نکنید . این زمان اصلا زمان مناسبی برای آموزش دادن به او نیست .و درحین حرف زدنش مشغول هیچ کاری دیگر از جمله آشپزی و ظرف و جمع و جور کردن هم نباشید و نگویید گوشم با توعه . ضروری است کارهای دیگرتان لحظه ای را متوقف کنید و با همه وجود به او گوش دهید و با صورتتان و زبان بدنتان او را متوجه توجه خود به او کنید . با کلمات تایید بگویید اوهوم ، که اینطور ، چه بدد ، خیلی ناراحت کنندس ،عجب وضعی و او لا ترغیب به صحبت کردن کنید . این زمانی است برای تخلیه او نه تخلیه شما

حرف زدن با کسی که تمام توجهش به ماست به مراتب آسان تر از کسی است که بخش محدودی از حواسش به ماست

اینکه کسی به حرفا های ما با تمام وجود گوش کنه بسیار شفابخش و معجزه گره (میدونستین که تراپی و پیش درمانگر رفتنم بر همین اساسه که انقد سودمنده؟)

میدونید وقتی درد و دل میکنیم یا مینویسم چرا آروم میشیم؟

خب دلیلش اینه که صحبت کردن یا نوشتن کار مغز متفکر ماست و در حین سیل هیجانات پلکان ارتباط مغز خزنده با مغز متفکر مسدود است و ما وقتی حرف میزنیم یا مینویسم ناخودآگاه داریم راه مسدود شده را باز میکنیم پس خود به خود آرام میشویم و حتی گاهی راه حلی پیدا میکنیم (پیشنهاد میکنم راه حل پیدا کردن رو کشف یه راه فضایی ندونید. بیشتر مواقع ساده ترین چیزی که به ذهنمون میرسه راه حله ولی نمیپذیریمش و ازش رد میشیم).

ماهرانه رفتار کردن موقع درد ودل بقیه خیلی مهمه

ما با سوءتفاهمی روبه رو هستیم که فکر میکنیم مغز ما یادگیری و آگاهی را دوست دارد ولی درواقع مغز ما تنها عاشق خفظ شرایط قبلی هست حالا هرچقدرم که سخت باشه .اون مسئول امنیت ، آرامش و رفاه هست . و وقتی میخواهیم تغییری کنیم مغز خزنده سنگ اندازی زیادی میکند تا ما را منصرف کند و همکاری نمیکند و به یک گوشه میخزد ولی اگر ما سماجت کافی را در کارهایمان داشته باشیم بعد از مدتی که میبیند این اتفاق جدید خطری ندارد و بد نیست کم کم جلو می آید و با مغز متفکر همکاری می‌کند و آن موقع رشد بسیار سریع اتفاق می‌افتد

خلاصه همدلی ماهرانه

1.مکث و توجه به موسیقی درونی خود:اگر احساسات شدیدی را تجربه میکنیم به خود اجازه واکنش را نمیدهیم

2.خودمان را جای او گذاشته و بدون قضاوت درکش میکنیم و با مغز خزنده او و احساستش نمیجنگیم و احساسش را احساس میکنیم

3. احساسات او را تایید میکنیم :حق داری که ناراحت باشی

4. نامگذاری احساسات:میدونم که چقدر عصبانی شدی . یا ترسیدی

5.فعالانه گوش میدهید بدون تلاش برای اصلاح او یا اثبات علم خودتان

6. کنجکاوانه دنبال دلیل می‌گردید ولی خودتان پیدا میکنید نه با بازجویی او

فرزندانمان کمتر سخن بگوییم فرزندانمان کمتر حرف بزنیم

درک احساساتدوست داشتنیهمدلی
۵
۰
Pariya
Pariya
پرواز روح در جسمی به پهناوری کل جهان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید