میدونین من هرکاری کردم برای اینکه میم منو ببینه، حتی خیلی کارای بچگانه ، اصلا خود اون موقعمو بخاطر اون حس بی شیله پیله و ساده و خالص و بچگانه دوست دارم
اسفند رفتم به میم توی ناشناس تلگرام پیام دادم ، البته شماره و آیدیشو دهم بهم داده بود و من خیلی ذوق کرده بودم ولی وقتی فهمیدم به یکی دیگه هم دادتش خیلی عصبانی شدم و پارش کردم . (آیدیشو حفظ بودم یه مدت البته)
بعد دیگه آیدیشو عوض کرد و منم نفهمیدم کِی یادم رفت آیدیشو .
رفیقم gh که اومد تو زندگیم انگار درد میم کم کم کمرنگ شد . البته gh معتقده که برات مسکن بودم و منو دوست نداشتی و برای تسکین دردت بودم پیشت . استامینوفن بودم برات
ولی میدونی دیگه خستم ، خستم از اینکه اثبات کنم ، نه به gh نه به میم .
من خیلی زیاد از حد زجر کشیدم بابت میم ، و این منو خیلی بزرگ کردم ، ظرفیتمو بالا برد ، الان خیلی خوشحالم از بابت اتفاقایی که تجربه کردم ، واقعا راضیم ولی میگم شاید حقم نبود ، ولی باز میگم بجز با تجربه اونا جور دیگه ای تبدیل به این آدم نمیشدم .
آها درمورد کارایی که برای به چشم میم اومدن حدود دو سال و نه ماه پیش کردم اینا بود : خب اول اینکه من اینور کلاس بودم و اون اونور کلاس و بینمون دو تا کاشی فاصله بود ولی مدام نگاهش میکردم ، با به حسرت قاطی با عشق که مال من نمیشی میدونم . وقتی میخوابید مدام نگاهش میکردم ، به همه جزئیاتش دقت میکردم ، همه چیزش برام جذاب بود ، موهای کوتاهش ، خط فکش ، لاغر بودنش ، گوشواره ستاره ایش ، گردنبندی که اکسش خریده بود و هنوز گردنش بود ،دستای باریکش ، جامدادی بنفش شفافش ، صدای نازکش ، رنگ چشماش که واقعا قشنگ بود :)
فکر کنم رنگ چشماش چیزی بین فندقی و میشی بود . اتود بنفشش ، دست کردن توی موهاش ، کفشای پهنش ، جوراباش که معمولا مشکی بود ،بوی عطرش که یکم تلخ بود همشو یادمه . ستاره درست میکرد خیلی زیاد . میدونی اصلا به درس گوش نمیداد ، انگار توی دنیای خودش بود و هیچی براش مهم نبود ، گاهی دوستاش یا شایدم زیداش ستاره برچسبی میزدن روی صورتش و کلی ذوق میکرد برای این قضیه . شاید یه بچه بود ، یه بچه کوچیک . وقتی میخندید کنار گونش یه چال خیلی خیلی ریز بود . هر بار میومدم مدرسه اولین بار چشمم دنبال این بود که ببینمش ، ببینم کجاس ، میدونی من اون نسخه ام که دوسش داشت آسیب پذیر ترین نسخم بود و با نزدیک شدن دوباره به میم سعی کردم که اون نسخه رو دوباره پیدا کنم و وقتی اون بخشمو پیدا کردم و اومد بالا میم غیب شد :)
به طرز عجیبی دیگه پیامامو جواب نمیده ، درحالی که دو سه هفته پیش داشتیم باهم حرف میزدیم و من از ته قلبم شاد بود برای اینکه بلاخره دارم به دستش میارم ، از اینکه دارم باهاش چت میکنم ولی فعلا غیب شده
حدود بهمن بعد از چند ماه دنبال آیدی یا شمارش گشتن ، از A گرفتمش ، و بعد مدام چنلشو چک میکردم عکساشو میدیدم . یهو نوشت توی چنلش که آهنگ قشنگ هرچی داریم بفرستین
منم دلمو زدم به دریا و رفتم توی ناشناس براش مال من باش تتلو رو فرستادم که خیلی خیلی باهاش غم کشیدم و اشک ریختم سر میم ، gh و آدمای دیگه . کلا این آهنگ آهنگ غمه من بوده
و براش نوشتم درمورد احساساتم بهش ، خیلی چیزارو گفتم ولی نگفتم اسمم چیه ، اونم گفت حقیقتا پشمام ریخته و خلاصه حرف زدیم یکم . بهم گفت نینی ،بچه ، عزیزم ، هروقت خواستی میتونی باهام حرف بزنی بدون اینکه نگران چیزی باشی . اون حس امنیتی که همیشه توش جستجو میکردمو بهم داد ، اون درک و مهربونی مطلقش به آدما رو نشونم داد . من اون موقع خیلی وثت بود که احساساتم نسبت بهش پاک شده بود و بی حس شده بودم . مگه یه آدم چقدر میکشه دیگه ؟ دوسال و نه ماهه دیگه . اگر همون موقع حامله شده بودم الان بچم دوسالش بود .
همیشه از دور که میدیدمش میگفتم لاشیه ، بزن در روعه و انگار الان اینا داره ثابت میشه
یکم حرف زدیم توی ناشناس و اون توی رابطه بود با یکی دیگه . و یهو پیامامو جواب نداد و بعدم که نتا قطع شد
من تمام اون مدت ذهنم درگیر بود که چرا ؟ واقعا چرا جوابمو نمیده ؟
میدونی میگفتم که خب بعد کنکور با میرم جلو و بهش پیام میدم با اسم خودم ولی نمیگم همونیم که توی ناشناس بودم . بعد کم کم که ارتباطمون خوب شد سعی میکنم مکالمه رو یه جوری ادامه بدم ، توی ویرگول بنویسیم و خلاثه بخشای مشترکمونو تقویت کنیم ، دوستش بشم و درداشو بشنوم ، اگه مشکلی درمورد رلش بود و منتظر بمونم تا کات کنن و بعد که جذبش کردم بگم بریم توی رابطه ، شایدم هیچ وقت نگفتم اونیم که توی ناشناس بود شایدم گفتم و میگفتم خدایا یعنی میشه اونا کات کنن؟
طرفای اردیبهشت بهش پیام دادم دوباره و حالشو پرسیدم ،به طور معجزه آسایی جوابمو داد، گفت کات کرده ، و من خوشحال شدم خیلی خوشحال شدم بال درآوردم . چند روز حرف زدیم و دوباره غیب شد . وقتی دوباره اومد بلاخره بهش گفتم که کی هستم ، اونم تعجب کرد و چند روز حرف زدیم ، پرسیدم چرا سه ماه پیش غیب شدی پیچوند و گفت نت قطع شد و اینا .
چیزی که شوکم کرد این بود که کسی که قبلا باهاش تو رابطه بوده پسر بوده و میگفت با اینکه مجازی بود ولی خیلی عمیق بود و من ترسیدم از اینکه نکنه گرایشش تغییر کرده . فکر کن سه سال دوسش داشته باشی و جلوی چشمت پیش هزار تا دختر باشه ، حالا که میخوای بهش برسی دیگه دخترا رو نخواد و با پسر بره تو رابطع
خیلی زیاد احساس گناه و عذاب وجدان پیدا کردم وقتی که دوسش نداشتم و بهش حسی نداشتم و مدام سعی میکردم که اون حسارو یه جوری برگردونم ، ته مونده هاشو شخم میزدم تا یه حسی پیدا کنم بهش. تمام آهنگایی که زمانی که دوسش داشتم گوش میدادمو دویاره گوش میدادم از آهنگای د دون ، تتلو ، مهیار ، شروین . میخواستم به هر قیمتی که شده اون غمو برگردوندم ، اون حس نرسیدن و حسرت ، اون دردو برگردونم چون من واقعا اون حسم به میم وهرحسی که مربوط به اون بود هزچند دردناکو دوست داشتم ، هنوزم امید دارم ، امید دارم که برگرده که همه چی اونجوری بشه که میخوام
همه چی داشت درست میشد ولی یهو به هم ریخت ، اون کات کرده بود ، باهم حرف زده بودیم ، پیامامو خونده بود ، خودمو معرفی کردم ، برخلاف اینکه فکر میکردم حرف نمیزنه و ارتباطمون شکل نمیگیره و دهنم سرویس میشه تا این حرف بزنه ، خودش حرف میزد از همه تعریف میکرد و یهو نفهمیدم چی شد یه سری چیزا انگار گفتم و اون الان چند هفتس پیاممو سین نکرده. نمیدونم دیگه درد نداره برام ، اگه قبلا بود خیلی اذیت میشدم و الان واقعا نبودش و ابهام و رفتنش درد نداره خیلی ،عادی شده برام .
البته که هنوزم دوست دارم بیاد سمتم و دوباره اون احساسا زنده بشن و به وجود بیان درموردش ولی واقعا حوصلشو ندارم
همیشه گفتم خدا خیلی قشنگ میچینه و منم صبر میکنم ، میدونم به بهترین نحو ممکن میچینه ، هم ارتباط با میم رو ، هم رفیقم رو ، هم قبولی دانشگاهی که میخوامو ، هیچ وقت دستمو ول نکرده ، تمام زمانایی که ازش عصبانی بودم یا حس کردم نا عدالتی کرده یا حس کردم که کل جهان رو به روبه و هوامو نداره اون یه لبخند زد و گفت صبر کن همه چی اونجوری که تو میخوای تو راهه