ویرگول
ورودثبت نام
حریر
حریرخودت را با کسی قیاس نکن تاهمیشه موفق باشی
حریر
حریر
خواندن ۲ دقیقه·۹ روز پیش

فاتحِ مهربانِ تاریکی‌ها

هاروی ویلیام کوشینگ
هاروی ویلیام کوشینگ

ای جهانی که تنها به فاتحانِ میدان‌های خون و شمشیر چشم می‌دوزی، بنگر به این مرد! او نه با تیغه‌ ای فولاد، که با تیغه ای ظریف بر لبه‌ی پرتگاهِ هستی ایستاد. کنشینگ؛ نامی که در میانه‌ هیاهوی ناتوانیِ بشر، چون نوری در تالارِ سکوت ایستاد.

آه، چه روزگارِ دشواری بود! آن زمان که مغزِ آدمی، همچون معبدی مقدس و در عین حال، ممنوعه و ناشناخته، در پسِ جمجمه‌ای استخوانین پنهان بود. هر که جرئت می‌کرد به آن قلمرو قدم گذارد، گویی به تماشای رقصِ مرگ می‌رفت.

اما او، با چشمانی که از فرطِ دقت، از خستگی می‌لرزیدند و دستانی که از فرطِ ثبات، چون سنگِ صبور بودند، بر آن مرزِ لرزان ایستاد. او نه از ترسِ آن‌چه نمی‌دانست، بلکه از اشتیاقِ آن‌چه می‌خواست بیاموزد، هیاهو به پا کرد.

او در میانه‌ خشمِ طبیعت و هیاهوی درد، میانجی شد. هنگامی که پیشینیان ، با خشم و بی‌دقتی، در تاریکیِ جمجمه به دنبال راه می‌گشتند و تنها رنج و مرگ به بار می‌آوردند، او آمد؛ آرام، با نظمی شبیه به حرکتِ ستارگان، و با دقتی که گویی بر تار و پودِ حیات، حکایت می‌کند.

او از آن‌کسانی نبود که بر موجِ پیروزی‌های زودگذر سوار شوند، بلکه او در خلوتِ آزمایشگاه‌ها و در سکوتِ شب‌های طولانی، با رنجِ خویش و با شکّ و تردیدِ علم، جنگید.

ای بسا که در اوجِ میانه روی و استیصال، وقتی که جراحی در آستانه‌ی شکست بود و نفس‌های بیمار، چون شمعی در باد و طوفان می‌لرزید، کشینگ ایستاد. او نه تنها به دنبالِ درمان بود، که به دنبالِ «معنا» بود؛ به دنبالِ آن‌که ثابت کند، حتی در میانه‌ پیچیده‌ترین و تاریک‌ترین کوره‌های بدن، امیدی هست که از دانشِ صبور و اراده‌ ای استوار، زاده می‌شود.

او از تبارِ آن قهرمانانِ تراژی ها نبود. همان هایی که : عظمت را ، در پیروز ای ساده می پنداشتند؛ بلکه از تبار کسانی بود در: ایستادگی در برابرِ ناشناخته‌ها را عظمت معنا می کردند.

او مغز را که تا آن زمان، قلمرویِ ممنوعه‌ی خدایان پنداشته می‌شد، به تالاری از علم بدل کرد؛ اما نه با غرورِ فاتحان، بلکه با فروتنیِ خادمی که می‌داند هر ذره ای از پیشرفت، به بهایِ هزاران شبِ بیداری و بی‌خوابی است.

پس بگذار تاریخ، با قلمی از جنسِ اراده، بنویسد: او در میانه‌ی هیاهوی بیهوده، سکونِ دانش را یافت، و در میانه‌ی خشمِ بیماری، آرامشِ درمان را بر جای نهاد.

هاروی کُشینگ؛ مردی که در تاریک‌ترینِ اعماق، نوری از نظم و حیات آفرید.

خشمحیاتدانش
۰
۰
حریر
حریر
خودت را با کسی قیاس نکن تاهمیشه موفق باشی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید