ویرگول
ورودثبت نام
raven
ravenاین پیج برای افرادی که زیر سن قانونی هستند و یا دارای اختلالات مربوط به روان هستند، مناسب نیست.
raven
raven
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

کاترین با کش زرد

" خودت تصور کن "
" خودت تصور کن "

می خوام از یه شخصیت بگم

15 سالشه

اسمش کاترینه

اون قد متوسطی داره با فرم بدنی نه لاغر نه چاق

پوست کمی روشن

درونگرا ست ولی نه به صورت افراطی

بیشتر اوقات یه هندزفری تو گوششه و یه پلیر تو جیبش

بیشتر اوقات مثل اکثر دخترای تگزاس شلوارک جین و تاپ می پوشه تو تابستون

بینی معمولی ولی کمی گوشتی با پره های پهن که نه بزرگ هستن نه کوچیک، که نوکش افتادگی نداره و یا رو به بالا نرفته

گونه هایی داره که وقتی می خنده برجسته میشه و چشمای معمولی قهوه ای مثل دو تا بیضی ای که نوک تیز دارن در انتهای انحناشون با مژه های کم پشت قهوه ای، لب هایی که نه بزرگن نه کوچیک نه باریکن نه کلفت، دندونای ردیف که دندون اسیا بالا سمت راستش عصب کشی و پر شده و دوتا دندون جلوش کمی خرگوشیه که وقتی می‌خنده یکم روح میده به صورتش.

نگاهش خمار نیست، بیشتر یه نگاه مستقیم و بی معنا داره، انگار یه عروسک بهت نگاه می کنه که به ابروهای معمولی نه پهن و نه باریک کم پشت دخترونه اش که شکلش بیشتر شبیه خط صافه که در انتها انحنا داره، میاد.

او‌ن کم می خنده مگر اینکه پیش دوستش جورجینا باشه.

مادر اون تو یه رستوران گارسونه و پدرش تو همون رستوران غذاهای مکزیکی می پزه. خواهر و برادری نداره و پدرش با اون شکم گنده اش به طرز مسخره ای شوخ طبعه و مادرش به شکل افراطی ای مهربون.

شاید به همین دلیله که کاترین رو پدر و مادرش حساب خاصی نمی کنه و میزاره همینجوری که هست زندگی پیش بره.

موهای حالت دارشو باز مثل همیشه با اینکه زیاد بلند نیست و تا سر شونه هاشه گوجه ای بسته. مو های قهوه ای تیره با کش زرد که با تاپ لیموییش هارمونی داره. گوشواره نمیندازه براش مهم نیست ولی به گردنبند با بند بافته شده از یه گیاه هست که یه نماد سرخ پوستی کوچیک رنگی ازش آویزونه و همیشه اونو می بنده.

کاترین عاشق جوراب بود یه زمانی. اون کلکسیونی از جورابای کوتاه و بلند داره. امروز جورابای کمی بلند سبز سیج رو با کانورسای سفیدش پوشیده.

لاک مشکی انتخابشه. پاهاشو لاک نمیزنه ولی دستاشو مدلای مختلفی تیره می کنه. گاهی فقط انگشت وسط دستاشو گاهی همه رو به جز انگشت وسطش و مدلای دیگه.

امروز ولی لاک نداشت. میخواد ناخناش نفس بکشه، لاک حس خفگی و سنگینی داره برای ناخناش.

وقتی رسید به خونه، طبق معمول مادر و پدرش سرکار بودن.

اتاقش مثل اتاق خیلی از تینیجرای این شهر پر از رنگه. لباس و کتابای مدرسه و تخت و یه پنجره رو به خیابون.

کاترین تقریبا مثل همه ی تینیجرای تگزاس بود. تنها فرقش یه سوال بود که وقتی 8 سالش بود و تو اتوبوس مدرسه داشت به خونه برمیگشت، راننده از معلم مدرسه که بغلش نشسته بود تو اتوبوس پرسیده بود. دیلاوگش دقیقا این بود: " گیرم که همه زندگی وفق مراد باشه، اگر فکر کنی که یه جسدی، چه اهمیتی داره؟"

کاترین سالها و سالها بهش فکر کرده بود. اوایل نمی فهمید. فکرایی که 8-9 سالگی به فکرش زد این بود که مگه میشه یکی وقتی زنده است فکر کنه مرده؟ سالها بعد حدود 13 سالگی یه مقاله اتفاقی تو فیس بوک دید از یه دختری که باور داره مرده و اسم بیماریش Cotard Delusion هست و این برای کاترین به اثبات رسید که اون مرد اونروز منظورش همین بوده و براش این سوال تموم شد و فورا رنگ باخت و حس لذیذی از دانایی درونش جریان پیدا کرد همراه با غرور.

کاترین روی تخت دراز کشید، بدون روشن کردن چراغ، با اینکه هوا تاریک شده بود. به سقف خیره شد و نور رد شدن ماشینا که رو سقف میوفتاد و شکلای مختلفی ایجاد می کرد رو نگاه می کرد.

امروز وقتی گربه محبوبش تو کل دوران مدرسه رو له شده تو خیابون دید و بی تفاوت از کنارش گذشت، عین کسی که میگن قبل مرگ کل زندگیشو میبینه، به سرعت کل زندگیش، خانواده، اهدافش و سال های اخیرش از جلو چشماش رد شد و فهمید چقدر به همه چی بی تفاوت شده و چیزایی که دوست داشته براش رنگ باختن و انگار که صورتش مور مور شده باشه فهمید چقدر احمق بوده. حالا روی تخت نه تنها میفهمید منظور راننده اتوبوس رو بلکه درک میکرد، اون مرده بود.

کاترین پاشد و بی تفاوت کاتر ماکت مدرسه رو روی رگ های آبی نرمش که رو بازوش میدید کشید و بی تفاوت روی تخت دراز کشید. به گربه محبوبش فکر کرد و بعد از سال ها بالاخره تونست گریه کنه.

روانشناسی
۲
۱
raven
raven
این پیج برای افرادی که زیر سن قانونی هستند و یا دارای اختلالات مربوط به روان هستند، مناسب نیست.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید