
بیمار آخر درمانگاه: خانم دکتر من به این دکترچه ها شرح حال نمیدم! معلوم نیست چندنفرن اصلا.
دکتر: چه حرفیه! (با خنده های بلند) من بمیرم کی میخواد شما رو معاینه کنه؟
بیمار: تا اینا دکتر بشن من مردم!!!!
چند بار تو این چند روزی که بیمارستان بودم همچین موقعیت هایی پیش اومده. مثلا رزیدنت رفته بالاسر بیمار و بلوزش رو کشیده بالا، شروع کرده توضیح دادن معاینه شکم رو مریض. خانم خجالتی که اومده درمانگاه روماتو و مجبور شده جلو چشمای ما پاهاش رو اکسپوز کنه.
وقتی راجع به این موقعیت ها فکر می کنم، می بینم که این وسط هم بیمار حق داره و هم دانشجو. قضیه اینه که دانشجو بدون دیدن چندین مریض هیچی یاد نمی گیره. از طرف دیگه سیستم هم خوب می دونه چقدر راحت و بدون هیچ حق و حقوقی می تونه از دانشجو کار بکشه. یه ور دیگه قضیه اینه که چندین نفر رو شرح حال و دستور بیمار کار می کنن و کلی فکر می کنن.گاهی همون اینترن یه تشخیص درست می ذاره که همه ی اساتید نتونستن.
قرض از این همه تایپ کردن این که، دفعه ی بعد که خدای ناکرده گذرتون به بیمارستان افتاد اونم از نوع آموزشی، با دکترچه ها مهربون تر باشید و درکشون کنید!