حجت محبی·۶ روز پیشبرق گرفت!با وجود چهار سال تحصیل در رشته برق و نزدیک به سه سال فعالیت در صنعت، هنوز طعم واقعی برقگرفتگی را نچشیده بودم. همیشه در گوشهای از ذهنم می…
علی·۱۱ روز پیشخرداد ۱۴۰۵، بخش روانپزشکیبوی سیگار مونده به دیوارها، راهرو نه چندان باز، صدای آهنگ یه خواننده خانوم قدیمی، لباسهای صورتی، بازی کردن چند نفر تو حیاط بیمارستان، اول…
طوبا وطنخواه·۱۲ روز پیشدارو و درمان، پایه و تکمیلیاگر شما به یک آزمایشگاه خصوصی یا مرکز سونوگرافی در سطح شهر مراجعه کنید، تقریبا از بیمه پایه خود ناامید خواهید شد. داشتن بیمه تکمیلی واجبه
میخک سفید·۱۳ روز پیشنهانقدر عجله داشت که نزدیک بود کیفش را جا بگذاردحالا باید فکری برای بردنش میکردم؛ یادم امد همسایه یک ویلچر قراضه داشتند_امه جانداشت لباسهایش…
باران·۱۹ روز پیششنبه دوم خرداد ماه..من آدم محتاطیمهنوز که هنوزه از خیابون که میخوام رد بشم از عابر پیاده میرم .دوم خرداد دم مترو اومدم سوار اوتوبوس بشم که یه پراید سیاه زیر…
Mantra·۲۵ روز پیشاتاق ۱۲۲ _ تخت بغلیبین همهی شلوغیهای بیمارستان، سکوتِ تخت بغلی قصهی دیگهای داشت...
Gin·۱ ماه پیش《رقص ابرها》درود بر شما، امیدوارم از متن شوکه نشوید، من پذیرای هر انچه نقد، تحلیل، نظرات شما هستم، ارادت مند شما، گین^^دیوار ها از هم فراری بودند و تخت…
Forough·۱ ماه پیشاز روزهای کارآموزی _ بخش دیالیز۱.وقتی دستگاه دیالیز راه میافتد این بخش، ظاهر بامزه و صورتی رنگی به خود میگیرد. صافی ای که تلاشش این است کمی از رنجِ نارسایی کلیه را جبر…