
آره، زندگی همیشه اونقدری که فکر میکنیم صاف و راحت پیش نمیره… خیلی وقتا آدم زمین میخوره، شکست میخوره، تنها میمونه و حس میکنه هیچکس واقعاً نمیفهمتش. بعضی دردها رو نمیشه به کسی گفت، بعضی خستگیها رو نمیشه توضیح داد، و بعضی روزها فقط باید ساکت بمونی و با همون دلِ خستهات ادامه بدی. منم میفهمم چی میگی، وقتی آدم توی مشکل هربار فقط خودش رو میبینه و از بقیه کمکی نمیرسه، انگار همهچیز سختتر از قبل میشه… ولی واقعیت اینه که همین تنها موندنها، همین زمین خوردنها، کمکم آدم رو عوض میکنه، محکمترش میکنه، عمیقترش میکنه. شاید الان حس کنی خستهای، شاید فکر کنی دیگه چیزی برای ادامه دادن نمونده، ولی همین که هنوز داری میجنگی یعنی تهِ دلت هنوز یه چیزی روشنه؛ یه امید کوچیک که نمیذاره کامل رها کنی. لازم نیست یهدفعه همهچیز درست بشه، فقط کافیه امروز یه ذره بیشتر از دیروز دوام بیاری، یه ذره بیشتر به خودت فرصت بدی، یه ذره مهربونتر با خودت باشی… چون گاهی آدم از دلِ همین تنهاییها و شکستهاست که دوباره خودش رو پیدا میکنه.
