ویرگول
ورودثبت نام
parsax x
parsax xایده‌پرداز الگوریتم؛ دنبال راه‌حل‌های خلاق برای مسائل پیچیده‌ام. عاشق منطق، داده و ساختن چیزایی که واقعاً کار می‌کنن.
parsax x
parsax x
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

🌸 قصه‌ی حضرت عیسی (ع) و مرد حریص

هرچند زاد روزش گذشته، تولد حضرت مسیح همیشه یادآور نور و عشق الهیه ✨

تو این همه سختی، همین یادآوری دل رو گرم می‌کنه 🌹

با هم قصه‌ای از حضرت رو مرور می‌کنیم.

سال نو میلادی هم پیشاپیش تبریک می‌گم🎄 🎉


روزی حضرت عیسی (ع) با مردی هم‌راه شد. آن مرد سه قرص نان در خورجین داشت. چون نشستند تا بخورند، یکی را پنهانی خورد. حضرت پرسید:

«سه نان داشتی، چرا دو تاست؟»

مرد گفت: «جز این دو نبود.»

عیسی سکوت کرد و راه ادامه یافت. در میانه‌ی راه، به اذن خدا آهویی را زنده کرد و روانه ساخت. مرد شگفت‌زده شد. حضرت دوباره پرسید:

«نان سوم چه شد؟»

مرد باز انکار کرد.

راه رفتند تا به سه خشت طلا رسیدند. حضرت فرمود:

«یکی مال من، یکی مال تو، و سومی مال کسی که نان سوم را برداشته.»

مرد که طمع در دلش شعله کشیده بود، اعتراف کرد: «نان سوم را من خوردم.»

حضرت فرمود: «پس همه‌ی طلاها مال تو باشد.» و او را تنها گذاشت.

مرد خوشحال شد و طلاها را برداشت. اما سه دزد سر رسیدند. او را کشتند و طلاها را میان خود تقسیم کردند. سپس خودشان نیز به خاطر حرص و خیانت، گرفتار شدند و هیچ‌کدام از آن طلاها بهره‌ای نبردند.

✨ پیام قصه:

این حکایت نشان می‌دهد که حرص و دروغ، حتی اگر ثروت بیاورد، سرانجام نابودی می‌آورد.

صداقت و ایمان، ارزشمندتر از هر طلا و نان دنیاست.

📚 منابع:

- علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد ۱۴، باب قصص حضرت عیسی علیه‌السلام

- شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ضمن حکایات انبیاء

- پایگاه حوزه: حضرت عیسی (ع) و مرد حریص

Parsa

with ❤️Microsoft Copilot 🤝

داستان کوتاهمسیحالهام بخشسال نو میلادیکریسمس
۱۰
۱۰
parsax x
parsax x
ایده‌پرداز الگوریتم؛ دنبال راه‌حل‌های خلاق برای مسائل پیچیده‌ام. عاشق منطق، داده و ساختن چیزایی که واقعاً کار می‌کنن.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید