ویرگول
ورودثبت نام
سی آر ام پارس ویتایگر
سی آر ام پارس ویتایگرمدیریت ارتباط با مشتری، ساده، یکپارچه، هوشمند / مشاوره رایگان: 03191007879 داخلی 1 / www.PARSVT.com
سی آر ام پارس ویتایگر
سی آر ام پارس ویتایگر
خواندن ۸ دقیقه·۱۰ روز پیش

علت افت فروش چیست؟ راهنمای بهبود عملکرد تیم فروش

تیم فروش، قلب تپنده هر کسب‌وکاری است و عملکرد آن تأثیر مستقیمی بر درآمد و رشد شرکت دارد. اما چه می‌شود اگر اعضای تیم فروش، آن‌گونه که انتظار می‌رود، عمل نکنند؟ بسیاری از مدیران فروش و کسب‌وکارها با این چالش مواجه هستند و اغلب به دنبال راهکارهای سریع و سطحی می‌گردند. این مقاله، یک چارچوب جامع و عملی سه‌مرحله‌ای را ارائه می‌دهد که به شما کمک می‌کند تا ریشه‌یابی مشکلات عملکردی تیم فروش خود را انجام داده، به آن‌ها کمک کنید تا عملکرد بهتری داشته باشند و آن‌ها را به مرحله بعدی موفقیت برسانید. این چارچوب بر اساس دیدگاه‌هایی تدوین شده است که نه تنها به مهارت‌های فردی، بلکه به عوامل سیستمی و شخصی نیز توجه دارد.

1. سرنخ‌های فروش را از نظر کیفیت و کمیت، ارزیابی کنید

قبل از هرگونه قضاوت یا سرزنش، اولین گام و بنیادی‌ترین مرحله برای بهبود عملکرد تیم فروش، بررسی وضعیت سرنخ‌ها است. اگر فروشندگان شما عملکرد مطلوبی ندارند، ابتدا باید مطمئن شوید که مشکل از منبع تغذیه‌ی آن‌ها، یعنی سرنخ‌های فروش، نیست. در این بخش، دو جنبه کلیدی را باید مورد بررسی قرار دهید:

کمیت سرنخ‌ها

آیا تعداد سرنخ‌هایی که به فروشندگان شما داده می‌شود، کاهش یافته است؟ کاهش ناگهانی در تعداد سرنخ‌های ورودی می‌تواند به طور مستقیم بر نرخ تبدیل و در نتیجه بر عملکرد کلی فروشنده تأثیر بگذارد. یک فروشنده بااستعداد نیز اگر تعداد کافی از مشتریان بالقوه برای برقراری ارتباط نداشته باشد، نمی‌تواند به اهداف خود دست یابد.

مثال: تصور کنید یک شرکت نرم‌افزاری در تهران، کمپین‌های تبلیغاتی آنلاین خود را به دلیل محدودیت بودجه کاهش داده است. نتیجه این کار، کاهش تعداد درخواست‌های دموی محصول (سرنخ) برای تیم فروش است. در چنین شرایطی، کاهش فروش، ریشه در کمبود سرنخ دارد، نه ضعف عملکرد فروشنده.

اقدام عملی: سیستم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) خود را بررسی کنید و روند جذب سرنخ‌ها در دوره‌های مختلف را مقایسه کنید.

کیفیت سرنخ‌ها

اگر تعداد سرنخ‌ها کافی است، پس باید به کیفیت آن‌ها توجه کرد. سرنخ‌های بی‌کیفیت به معنای اتلاف زمان و انرژی فروشنده است. حتی اگر فروشنده بهترین مکالمه فروش را هم داشته باشد، با سرنخ‌های نامناسب (که نیاز واقعی، بودجه یا صلاحیت تصمیم‌گیری ندارند) نمی‌تواند فروش را نهایی کند.

مثال: یک آژانس مسافرتی که تخصصش برگزاری تورهای لوکس خارجی به اروپا است، اگر سرنخ‌هایی از افرادی دریافت کند که به دنبال بلیط اتوبوس ارزان‌قیمت به شمال ایران هستند، با مشکل کیفیت سرنخ مواجه است. این سرنخ‌ها، هرچند ممکن است تعدادشان زیاد باشد، اما با خدمات اصلی آژانس همخوانی ندارند.

اقدام عملی: در CRM، علاوه بر تعداد، نرخ تبدیل سرنخ‌های ورودی را نیز بررسی کنید. آیا سرنخ‌ها از کانال‌های مناسبی می‌آیند؟ آیا اطلاعات اولیه مشتریان بالقوه نشان‌دهنده تطابق با مشتری ایده‌آل شماست؟

نتیجه‌گیری مرحله اول

قبل از هر چیز، با مراجعه به سیستم CRM و تحلیل داده‌ها، از نبود مشکل در کمیت و کیفیت سرنخ‌ها اطمینان حاصل کنید. این اولین و مهم‌ترین گام برای تشخیص درست مشکل است.

2. مکالمات و تعاملات فروش را بررسی کنید

پس از اطمینان از کیفیت و کمیت مناسب سرنخ‌ها، مرحله بعدی تمرکز بر نحوه تعامل فروشنده با مشتریان بالقوه است. مهارت در مکالمه فروش، عنصر حیاتی برای تبدیل یک سرنخ به مشتری است. مکالمه فروش موفق معمولاً شامل شش مرحله کلیدی است که فروشنده باید در هر یک از آن‌ها توانمند باشد:

۱. صلاحیت‌سنجی

این مرحله اولیه، جایی است که فروشنده تشخیص می‌دهد آیا فرد مقابل، واقعاً مشتری بالقوه مناسبی برای محصول یا خدمت شماست یا خیر. آیا او نیاز واقعی دارد؟ آیا بودجه کافی را در اختیار دارد؟ و آیا صلاحیت تصمیم‌گیری را دارد؟

مثال : یک شرکت فعال در زمینه نصب سیستم‌های انرژی خورشیدی برای منازل، باید در ابتدا صلاحیت‌سنجی کند که آیا مشتری واقعاً مالک خانه است، فضای کافی برای پنل‌ها دارد و از نظر مالی قادر به پرداخت هزینه نصب است یا خیر. صحبت با فردی که تنها کنجکاو است و هیچ‌یک از این شرایط را ندارد، اتلاف وقت است.

۲. درک نیازها

مهم‌ترین و اساسی‌ترین مرحله در هر مکالمه فروش موفق، گوش دادن فعال و درک عمیق نیازها و مشکلات مشتری است. اگر فروشنده نتواند به درستی نیازهای مشتری را تشخیص دهد، ارائه پیشنهاد در مراحل بعدی عملاً بی‌فایده خواهد بود.

مثال: یک مشاور مالیاتی، باید با دقت به صحبت‌های مشتری گوش دهد تا بفهمد مشکل اصلی او در اظهارنامه مالیاتی چیست؟ آیا به دنبال کاهش مالیات قانونی است یا به راهنمایی برای جلوگیری از جرائم مالیاتی نیاز دارد؟

۳. ارائه پیشنهاد

پس از درک کامل نیازها، نوبت به ارائه پیشنهادی می‌رسد که دقیقاً متناسب با آن نیازها باشد. این پیشنهاد باید به وضوح نشان دهد که چگونه محصول یا خدمت شما، مشکلات مشتری را حل کرده و به او کمک می‌کند تا به اهدافش برسد.

مثال: یک طراح داخلی، پس از فهمیدن سلیقه و بودجه مشتری، باید طرحی ارائه دهد که هم زیبا باشد، هم کاربردی و هم با محدودیت‌های مالی مشتری همخوانی داشته باشد.

۴. مدیریت اعتراضات

در فرآیند فروش، اعتراضات مشتریان طبیعی است. فروشنده موفق باید بتواند این اعتراضات را به فرصت تبدیل کند. سه نوع اعتراض رایج وجود دارد که فروشنده باید در مدیریت آن‌ها متخصص باشد:

  • اعتراض قیمت: "محصول شما گران است."

    مثال: فروشنده لوازم خانگی ایرانی می‌تواند با تأکید بر کیفیت ساخت، گارانتی معتبر شرکتی، خدمات پس از فروش گسترده در سراسر کشور و دوام بالای محصول در مقایسه با نمونه‌های خارجی گران‌تر یا بی‌کیفیت‌تر، ارزش محصول را توجیه کند.

  • اعتراض تأخیر/تردید: "باید فکر کنم/مشورت کنم/بعداً تماس می‌گیرم."

    مثال: فروشنده دوره آموزشی آنلاین می‌تواند با ارائه تخفیف ویژه برای ثبت‌نام در ۲۴ ساعت آینده یا ارائه یک جلسه مشاوره رایگان اختصاصی، انگیزه مشتری را برای تصمیم‌گیری سریع‌تر افزایش دهد و فرصت تأمل بیش از حد را از او بگیرد.

  • اعتراض اعتماد: "به شما اعتماد ندارم/قبلاً از جای دیگری تجربه بدی داشته‌ام."

    مثال: یک فروشگاه اینترنتی می‌تواند با نمایش نماد اعتماد الکترونیکی، نظرات مثبت مشتریان قبلی، آدرس فیزیکی فروشگاه (مثلاً در بازار بزرگ تهران) و ارائه ضمانت بازگشت وجه بی‌قیدوشرط، اعتماد مشتری را جلب کند.

۵. مذاکره

در بسیاری از فروش‌ها، به خصوص در B2B، مرحله مذاکره برای رسیدن به یک توافق دوجانبه اهمیت پیدا می‌کند. فروشنده باید بتواند با حفظ ارزش محصول، انعطاف‌پذیری لازم را در شرایط فروش، قیمت یا خدمات جانبی از خود نشان دهد.

مثال: یک تأمین‌کننده مواد اولیه برای کارخانجات، ممکن است بر سر شرایط پرداخت (نقدی یا اقساطی)، زمان‌بندی تحویل، یا حجم سفارش اولیه با مشتری مذاکره کند.

۶. بستن فروش و پیگیری

این مرحله نهایی جایی است که فروشنده درخواست خرید را مطرح می‌کند و به مشتری کمک می‌کند تا تصمیم نهایی را بگیرد. بسیاری از فروشندگان در این مرحله تردید می‌کنند. پس از بستن فروش نیز، پیگیری‌های منظم برای اطمینان از رضایت مشتری و فرصت‌های فروش آتی حیاتی است.

مثال: یک شرکت بیمه، پس از صدور بیمه‌نامه عمر برای مشتری، باید در تاریخ‌های مشخص با او تماس بگیرد، از رضایتش اطمینان حاصل کند و در صورت لزوم، گزینه‌های جدید سرمایه‌گذاری یا پوشش‌های تکمیلی را ارائه دهد.

چگونه مکالمات فروش را ارزیابی کنیم؟

برای بررسی این مراحل، می‌توانید از روش‌های زیر استفاده کنید:

  • ضبط مکالمات در CRM: با اتصال نرم‌افزار CRM با مرکز تلفن می‌توانید کلیه مکالمات ضبط شده با مشتریان را بررسی و ارزیابی کنید.

  • نظارت مستقیم: برای مدت کوتاهی کنار فروشنده بنشینید و نحوه مکالمه او را مشاهده کنید.

  • نقش‌آفرینی: با فروشنده نقش‌آفرینی کنید تا او در موقعیت‌های مختلف تمرین کند.

نکته کلیدی:

به خاطر داشته باشید که فروشندگان نیز مانند ورزشکاران حرفه‌ای، گاهی دچار افت می‌شوند. همانند یک بازیکن فوتبال مانند "مهدی طارمی" که گاهی ممکن است برای چند بازی گل نزند، اما "کلاس" و استعداد او همیشگی است. وظیفه شما این است که تشخیص دهید آیا فروشنده شما دچار افت موقت شده است یا مشکل ریشه‌ای‌تری در مهارت‌هایش وجود دارد.

3. عوامل شخصی و انگیزشی – فراتر از مهارت‌های کاری

پس از اطمینان از سلامت سرنخ‌ها و مهارت‌های مکالمه فروش، اگر هنوز عملکرد فروشنده پایین است، وقت آن است که به لایه‌های عمیق‌تر و شخصی‌تر بپردازید. فروشندگان نیز انسان هستند و زندگی شخصی آن‌ها تأثیر قابل توجهی بر عملکرد کاری‌شان دارد.

انگیزه فردی

فقدان انگیزه می‌تواند به دلایل مختلفی باشد. آیا فروشنده نسبت به کارش بی‌تفاوت شده است؟ آیا احساس می‌کند فرصت پیشرفت شغلی ندارد؟ آیا به رسمیت شناخته نمی‌شود؟

مثال: فروشنده‌ای در یک شرکت لوازم یدکی خودرو در بازار چراغ برق تهران، ممکن است با وجود رسیدن به اهداف فروش، احساس کند که تلاش‌هایش توسط مدیریت دیده نمی‌شود یا مسیر روشنی برای ارتقاء به پوزیشن‌های مدیریتی ندارد. این احساس نادیده گرفته شدن، به تدریج انگیزه‌اش را از بین می‌برد.

اقدام عملی: با فروشنده خود به صورت فردی و خصوصی صحبت کنید. از او بپرسید که چه چیزی او را ناراحت می‌کند یا چه چیزی می‌تواند او را بیشتر برانگیزد. گاهی اوقات، یک جلسه مشاوره یا تعیین اهداف رشد شخصی، می‌تواند معجزه کند.

مسائل خانوادگی و شخصی

مشکلات شخصی، خانوادگی، مالی یا حتی سلامتی، می‌تواند به شدت بر تمرکز، روحیه و عملکرد یک فرد در محیط کار تأثیر بگذارد. یک فروشنده ربات نیست که مشکلاتش را در خانه بگذارد و با روحیه‌ای عالی به محل کار بیاید.

مثال: مشکلات اقتصادی رایج، بیماری یکی از اعضای خانواده، یا دغدغه‌های مربوط به یافتن مسکن مناسب در شهرهای بزرگ مانند شیراز یا اصفهان، می‌تواند تمرکز یک فروشنده را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و او را از کارایی لازم دور کند.

اقدام عملی: به عنوان یک مدیر، وظیفه شماست که از تیم خود حمایت کنید. این حمایت می‌تواند از طریق درک و همدردی، انعطاف‌پذیری در ساعات کاری (در صورت امکان)، یا حتی معرفی به مشاوران متخصص باشد. مهم این است که فروشنده بداند که در این مسیر تنها نیست و شرکت از او حمایت می‌کند.

نتیجه‌گیری و گام‌های بعدی

با پیروی از این چارچوب سه‌مرحله‌ای و به همین ترتیبی که ارائه شد، می‌توانید ریشه مشکلات عملکردی تیم فروش خود را به درستی تشخیص دهید. از سرنخ‌ها شروع کنید، سپس به مکالمات فروش بپردازید و در نهایت، عوامل شخصی و انگیزشی را مد نظر قرار دهید.

به خاطر داشته باشید که تیم فروش شما، سرمایه‌های انسانی ارزشمندی هستند. آن‌ها در بسیاری از مواقع به حمایت شما نیاز دارند تا بتوانند بهترین عملکرد خود را ارائه دهند. به جای تمرکز بر تنبیه یا سرزنش، بر ریشه‌یابی مشکلات و ارائه راه‌حل‌ها تمرکز کنید. با این رویکرد، نه تنها عملکرد تیم فروش خود را بهبود می‌بخشید، بلکه وفاداری و تعهد آن‌ها را نیز افزایش می‌دهید و در نهایت به رشد پایدار کسب‌وکارتان کمک می‌کنید. این چارچوب را به صورت یک لیست چک روزانه درآورده و به طور مستمر آن را پیگیری کنید تا همواره تیم فروشی پویا و پربازده داشته باشید.

تیم فروشفروشندهآموزش فروشمدیریت کسب و کارکسب و کار
۰
۰
سی آر ام پارس ویتایگر
سی آر ام پارس ویتایگر
مدیریت ارتباط با مشتری، ساده، یکپارچه، هوشمند / مشاوره رایگان: 03191007879 داخلی 1 / www.PARSVT.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید