ویرگول
ورودثبت نام
pary6071
pary6071پری
pary6071
pary6071
خواندن ۷ دقیقه·۲ روز پیش

ملامحمدحسن کولیوند(( بتکی))

پیشگفتار و زندگی‌نامهٔ کامل

دیوان اشعار

ملا محمدحسن نورمحمدی کولیوند (ملامه‌سِن)

نویسنده و گردآورنده: حمید نورمحمدی

(از نوادگان شاعر)

به نام خدا

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

«إِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِکْمَةً»

زندگی بعضی انسان‌ها را نمی‌توان بدون کلامشان شناخت؛ زیرا کلام آنان، خودِ زندگی است. ملامحمدحسن نورمحمدی کولیوند، مشهور به ملامه‌سِن، از همین مردان است؛ شاعری که قرآن، عرفان، طنز و درد اجتماع را در یک مسیر به هم پیوند زد. او شعر را نه برای تفنن، که برای بیداری، حساب‌کشی از نفس و هدایت انسان به کار گرفت.

این دیوان، پیش از آن‌که مجموعه‌ای از اشعار باشد، سند یک سلوک انسانی و ایمانی است.

زندگی با قرآن آغاز می‌شود

ملامه‌سِن از آنان بود که انس با قرآن، شالودهٔ اندیشه و شعرش را ساخت. فهم او از آیات، فهمی سطحی نبود؛ قرآن برایش میزان حق و باطل و آیینهٔ نفس بود. این نگاه قرآنی، در شعرهای مرگ‌آگاهانه‌اش به‌روشنی دیده می‌شود؛ آنجا که قاصد مرگ را به صحنه می‌آورد و بی‌پروا خود را به محاکمه می‌کشد:

شعر: «پری من آورد قاصدی زه مرگ» (کامل)

پری من آورد قاصدی زه مرگ

اعضائش ابیضی له ناو ابیض برگ

جا کرد او جناح زنگبیان ارک

نه تعمیر مدا نه مهرکردش ترک

چمان همام بی‌جوخه‌ی سیا کرگ

ساخته خداوند بی‌درز و بی‌برگ

یک راهی نیافت لیم بده‌ی خور

تاوای راه عبور دروازه‌ی دو در

هات ای صحن ارک دروازه وه گوش

خور دا وه لیم نیشت او بنا گوش

طوماری آورد تا وه دس مدهوش

ژە القای مضمون قلبم هات نه جوش

نویساوی ای دیو آدمی صورت

بی‌خور ژە مرگ عامی کم جورت

دیدت خلق کردن خدا په‌ی عبرت

عبرت هویچ نورد من وه ضلالت

وه‌ی خاو غفلت بی‌باک خفتنی

خاو مرگت بو، بو دین چفته نی

ژە بدبختی ویت ژە کار کفته نی

رفتنی راگه‌ی باید رفته نی

ویت حساو مه‌کرد ژە اهل قبور

تا خواهشگری لیت بکه‌ی عبور

محاسبه کیش ژە نفس شرور

تا سالم که‌رین نه یوم‌النشور

کردار بدم کردم شماره

فزون هات ژە عرش سما و ستاره

این شعر، عصارهٔ جهان‌بینی ملامه‌سِن است: خوف الهی، بیداری، محاسبهٔ نفس و اعتراف بی‌پرده.

تولد، تبار و شجره‌نامه (به‌صورت کامل)

ملامحمدحسن نورمحمدی کولیوند در روستای بتکی از توابع شهرستان الشتر (سلسله) به دنیا آمد. او از ایل بزرگ، ریشه‌دار و ادب‌پرور کولیوند است؛ ایلی که در تاریخ لکستان همواره با فرهنگ، شجاعت و دیانت شناخته شده است.

شجره‌نامهٔ کامل ملامه‌سِن:

مرشدخان

⬇

گل‌محمدخان (فرزند مرشدخان)

⬇

قبادخان (فرزند گل‌محمدخان)

⬇

حسین‌خان (فرزند قبادخان)

⬇

ملامحمدحسن نورمحمدی کولیوند (ملامه‌سِن)

⬇

ملا محمدنبی (فرزند ملامه‌سِن، از علما و فقهای منطقه)

⬇

حلیمه‌بانو (دختر ملا محمدنبی)

⬇

حمید نورمحمدی و مهدی نورمحمدی (نوادگان شاعر)

این تبار، تنها نسب خانوادگی نیست؛ تداوم علم، احترام اجتماعی و مسئولیت فرهنگی است.

تحصیل در کربلا و بازگشت به مردم

ملامه‌سِن برای تکمیل دانش خود راهی کربلای معلی شد و در آنجا به تحصیل علوم دینی، تفسیر قرآن، ادبیات عرب و فارسی و رموز قرآنی و علم جفر پرداخت. پس از بازگشت، تمام عمر خویش را وقف خدمت به مردم، آموزش نوجوانان و جوانان و هدایت اخلاقی جامعه کرد.

طنز اجتماعی؛ شعر برای اصلاح جامعه

شعر ملامه‌سِن فقط عرفانی نیست؛ او جامعه را می‌دید و نقد می‌کرد. در شعر طنز اجتماعی معروفش، با زبان مردم، فقر و قناعت را در برابر تجمل و فخرفروشی می‌نشاند:

شعر: «بوده‌ام همراه یک درویشکی» (کامل)

بوده‌ام همراه یک درویشکی

بُد سواره بر سُرین ایشکی

گفت لُر برگو کجا خواهی تو رفت

هم چنین در حین این گرمای تفت

راز خود را تو ز من مخفی مدار

تا دمی گردانمت بر خر سوار

واتمش موشن داوات رحمته

کاسه کاسه شیره، مویژه نعمته

گردکون و دوغ خس، ماس و کری

توک شومی کوبیه هر کی بیری

…

پوست شومی لیستن نامردمی است

این ز قانون خرد بار کمی است

در این شعر، شاعر تحقیر نعمت، ریاکاری و غرور طبقاتی را نکوهش می‌کند و قناعت را حکمت می‌داند؛ همین ویژگی باعث شده او را به‌حق با عبید زاکانی مقایسه کنند.

ایمان و انتظار

جهان شعری ملامه‌سِن با امید پایان می‌یابد؛ امید به ظهور حق و عدالت:

شعر: «یا فرج‌الله» (کامل)

یا فرج‌الله عجل فی فرج

صاحب‌الامری یعنی فی نهج

وه حق اجداد اطهارت قسم

وه روژ موعود دیدارت قسم

وه صبر ثابت ثبوتت قسم

وه یوم‌الاظهار ظهورت قسم

…

خیلی تعجیل که‌ر وه کار ظهور

این انتظار، نتیجهٔ خودسازی و مسئولیت‌پذیری است، نه انفعال.

وفات و ماندگاری

ملامحمدحسن نورمحمدی کولیوند در سال ۱۳۲۰ هجری شمسی در روستای بتکی وفات یافت و در قبرستان پیرجد بتکی به خاک سپرده شد. سنگ قبر او در ورودی قبرستان قرار دارد و قبر فرزند و نوه‌اش در کنار اوست؛ نشانه‌ای از تداوم یک مسیر.

سخن پایانی نویسنده

این دیوان، به قلم و کوشش حمید نورمحمدی، از نوادگان ملامه‌سِن، گردآوری شده است؛ تلاشی برای حفظ میراث شاعری که شعرش از مردم، برای مردم و در راه خدا بود. امید است با یاری اهل فرهنگ، باقی‌ماندهٔ اشعار و خاطرات این شاعر بزرگ نیز گردآوری و منتشر شود.

وَاللهُ یَهدی مَن یَشاءُ إِلی صِراطٍ مُستَقیمٍ

Preface and Complete Biography

The Collected Poems of

Molla Mohammad Hassan Nourmohammadi Kolivand (Known as Molla Mehsan)

Written and Compiled by: Hamid Nourmohammadi

(Grandson of the Poet)

In the Name of God, the Most Compassionate, the Most Merciful

“Indeed, in poetry there is wisdom.”

Some lives cannot be understood without their words, because their words are their lives. Molla Mohammad Hassan Nourmohammadi Kolivand, widely known as Molla Mehsan, was one of those rare figures whose poetry was not a pastime, but a form of worship, moral accountability, and social awakening. Rooted deeply in the Qur’an, enriched by mysticism, sharpened by satire, and guided by responsibility toward society, his poetry stands as a spiritual and cultural document of Lakestan.

This collection is not merely a book of poems; it is the written trace of a life devoted to God, people, and truth.

A Life That Began with the Qur’an

Molla Mehsan’s intellectual and spiritual formation was inseparable from the Qur’an. He did not merely recite it; he lived by it. Qur’anic concepts of accountability, self-examination, death-consciousness, and moral vigilance permeate his poetry. His famous poem on death reflects a profound inner reckoning shaped by religious knowledge and mystical insight:

“A Messenger from Death Came to Me” (Complete Poem)

A messenger from death came unto me,

His limbs were white as leaves of pure ivory.

He spread his wings upon the citadel of my soul,

Untouched by seal or repair, flawless and whole.

His gaze was sharp, escorted by dark ranks,

Created by God without flaw or plank.

No path remained to offer me escape,

Till I was summoned through the double gate.

A scroll he brought that stunned my trembling hand,

Its meaning burned my heart as God had planned.

It read: “O man with form but demon soul,

Why live so heedless of death’s final toll?”

Creation was a sign meant to awaken,

Yet I ignored it, lost, mistaken.

You slept the sleep of heedlessness and pride,

Death was your sleep, and faith you cast aside.

From misery you learned no guiding sign,

The road you should have walked, you left behind.

You failed to learn from those beneath the ground,

Before you begged for passage to be found.

Reckon your soul, rebellious and impure,

So you may stand on Resurrection’s shore.

I counted all my deeds, both dark and bright—

They rose beyond the stars into God’s sight.

This poem alone reveals the spiritual core of Molla Mehsan: fear of God, moral self-accounting, humility, and awakening.

Birth, Lineage, and Genealogy (Fully Preserved)

Molla Mohammad Hassan Nourmohammadi Kolivand was born in the village of Bataki, located in Alashtar County (Selseleh), within the cultural heartland of Lakestan. He belonged to the great and historically respected Kolivand tribe, known for learning, honor, and moral leadership.

His Full Genealogy:

Morshed Khan

↓

Gol Mohammad Khan (son of Morshed Khan)

↓

Qobad Khan (son of Gol Mohammad Khan)

↓

Hossein Khan (son of Qobad Khan)

↓

Molla Mohammad Hassan Nourmohammadi Kolivand (Molla Mehsan)

↓

Molla Mohammad Nabi (his son; a respected scholar and jurist)

↓

Halimeh Banoo (daughter of Molla Mohammad Nabi)

↓

Hamid Nourmohammadi and Mehdi Nourmohammadi (grandsons)

This lineage represents not only ancestry, but the continuity of knowledge, ethics, and cultural responsibility.

Education in Karbala and Service to Society

Molla Mehsan pursued higher religious studies in Karbala, where he deepened his mastery of Islamic sciences, Qur’anic interpretation, Arabic and Persian literature, and esoteric Qur’anic knowledge, including Ilm al-Jafr. Upon returning to his homeland, he devoted his entire life to serving the people, particularly through the education and moral cultivation of young generations.

Social Satire: Poetry as Reform

Beyond mysticism, Molla Mehsan was a sharp social critic. His satirical poetry exposed hypocrisy, arrogance, and material pride with wit and wisdom, earning him comparison with Obeid Zakani. In his well-known poem about a poor dervish, he elevates contentment over wealth:

شعر
۲
۰
pary6071
pary6071
پری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید