
این گمان که مملکت رو بدن به شاهزاده و شاهزاده چون باهاش دوست و خوب است بگه بیایید موشک و همه چی رو ببرید غلط است.
شاهزاده چون مردم رو بطور عظیم پشتش داره و خشاب و حساب مشروعیتش پره و تجربه پدرش رو داره هرگز به هیچ اجنبیای اجازه نمیده یک طرفه بیاد هرکاری خواست بکنه.
اونها یعنی امریکا باید به بدترین سناریوها فکر کنن.
اونها میگن ممکن شاهزاده بره سمت روسیه و چین یا بخواد امپراطوری پرشیا رو احیا کنه.
یعنی شاهزاده با مشروعیت صد میلیون نفری با مملکتی وسیع وقتی جای پاش ثابت شد بگه خب حالا نوبت بازکرداندن آذربایجان و هرات و بحرین و گرفتن مرزهای پیشین است.
اونها فکر میکنن که شاهزاده مقتدر بعنوان پادشاه حتما میره به سمت محور ایرانی که اینبار عناصرش بر پایه نه تشیع و مذهب
که بر محور ایرانیت و زبان فارسی و شاهنامه باشه.
مثلا با لشکری از افغانهای ساکن ایران حمله کنه و افغانستان غیر پشتون رو ضمیمه خاک ایران کنه.
مرزها با تاجیکستان رو کم رنگ کنه .
به نفوذ در آذربایجان و بحرین فکر کنه.
همون احیای ایرانشهر و رویای شیرین امپراطوری پرشیا.
اصولا یکی از ترسهای اروپاییها و غرب این است که ایران با حکومت پادشاهی ممکن بدلیل وسعت و جمعیت جوانی که سینه جلوی گلوله سپر میکنه و ارتش مقتدری که فردا حتما خواهد ساخت زود از نظر اقتصادی شکوفا بشه و رویای امپراطوری پارس به سرش بزنه.
برای همین تا آخرین لحظه مقاومت میکنن.
ایران پادشاهی بدلیل وسعت و جمعیت و تمدن و فرهنگ زود ابرقدرت میشه.
اینها تلقی غربیها است.
اونها برای همین اول باید موشک و اتمی رو نابود کنند و بعد از رژیم چنج حمایت کنند.
این تلقی که شاه چون مدرن و دموکرات و همگرا با غرب است درهای مملکت رو باز کنه و بفرما بزنه برای خلع سلاح غلط است.
او بشدت وطنپرست و مثل باباش است.
همه چی رو برای مملکت خود میخواهد .
ارتش و سلاح و توسعه و رفاه و همه چیز.
ایران پادشاهی ظرف ده سال به مسیر و حدی از از توسعه و رفاه و قدرت میرسه که میتونه هرکاری اراده کنه انجام بده.
اروپا مانند فرانسه و انگلیس تمایلش برای همین به حکومت جمهوری است که به سمت حد کمال توسعه و قدرت نره.
بلکه به سمت همون هر چهار سال یکبار انتخابات و صندوق و دعوا و گرفته شدن وقت مردم بره
حکومت جمهوری در خاورمیانه بنظرم تضمین این است که مملکت در حد بخور و نمیر باشد و بس.
چپها هم علیه فرهنگ و زیان و اون عناصر گفتمان امپراطوری ایرانشهر فعالیت کنن که حکومت نفسش گرفته بشه.
اسراییل اما براش مهم نیست کلا و ترسی نداره
و برای همین با شاهزاده خوبه
چون بفرض او اگر پادشاه بشود و پادشاه مطلقه و مقتدر مثل پدرش و حتی اگر بره به سمت احیای رویای امپراطوری ایران.
چون هرچقدر این گفتمان ایرانی پیش بره و گنده بشه از نقش و نفوذ اعراب کم میشه براش خوب هم هست.
چون هیچ کدام از عناصر امپراطوری ایرانی و پرشیا در تقابل با یهود نیست و برعکس اصلا این کوروش و امپراطوری هخامنشی بود که اونها را از بند بخت النصر آزاد کرد.
امریکایی ها دودل هستن.
اونها میگن ما خودمون کنترل میکنیم که ایران حشر امپراطوری به سرش نزنه اما هنوز به اندازه اسراییل به جمعبندی نرسیدن که چی کار کنن.
شاه مقتدر با مشروعیت مردمی و وسعت عظیم سرزمین
بهبه
رویاش هم شیرینه.
وقتی به رژیم چنج فکر میکنید
و دلیل تردید غرب رو متوجه نمیشید
باید خودتان رو بذارید جای اونا و به تاریخ نگاه کنید
باید از زاویه دید آنها و دغدغه آنها نگاه کنید که چرا مث سگ یا موش میترسن و مدام از شاهزاد میپرسن آیا تو میخوای مثل بابات بشی؟
چون میدونن پادشاه مقتدر ایرانی سلطان و سالار منطقه است.
بگیم از بی اخلاقی چپ
آنها نه به صندوق قائلند.
نه به پرچم نه به تمامیت راضی،
نه به یک رهبر مورد اعتماد کف خیابانهای سیاسی ایران و جهان،
نه حتی به یک روند آدمیزادی گذار.
البته بنده راضیم از داشتن دشمنان اوباشی چون چپ ایرانی و تقی و
زن مجاهد نوبل مصنوعیاش چرا که خودشان بزرگترین دشمن خودشان هستند اما لج آدم درمیاید از این حجم بچه بازی.
بنده همیشه برای مثال حماقت، بیلیونرهای دلال مسلک حوزه املاک را مثال میزنم که حوزه عقل را تعطیل و با شمول مرور زمان به مقصد میرسند اما چپ ایرانی آنقدر در ۴۷ سال گذشته راحت خورده و خوابیده و فاند و رانت و باند را به کار جیب بسته که هم عقل را دربست و آکبند پشت در گذاشته و هم حافظهاش تعطیل شده،
آخر حداقل میگذاشتید دو هفته بگذرد و بعد رطب خوردهای میشدید که منع رطب میکند.
حیف کلمات که در رسای اینها مصرف شود.
کلهم اجمعین شب به شاهزاده میگویند چرا مسئولیت رباتهای فحاش پایگاه مقداد را گردن نمیگرد و صبح میگویند نرگس مسئول خونشوری تقی نیست.
پ.ن:این آخرین پستیه که میزارم چون واقعا حال و حوصله ی سر و کله زدن با ویرگول و.. ندارم و به اندازه کافی اعصاب خوردی های دیگه ای دارم. میرم تا بعد آزادی.تو هم راحت باش سانسورچی. اینم پاک کن.خواهیم دید چی میشود.