پیچک·۲۴ روز پیشدروغعجیب است که آدم ها از صبح تا شب میگویند به دنبال حقیقت اند؛ اما همین که پیدایش میشود زیر سنگینی گناه هایشان پنهانش میکنند،کنار بقیه زباله ه…
پیچک·۱ ماه پیششمع خاموشپنجره ی کوچک اتاق،منظره ای خاکستری از پشت بام های همسایه را قاب گرفته بود؛منظره ای که هیچ چیز برای به یاد آوردن نداشت،شاید نماد آتش جوانی ا…
پیچک·۱ ماه پیشسلامی به پهنای گرز بر خدمت شما عزیزان دزدبیشتر از یه هفته است که ارتباطمون با خارج کشور قطع شده.در واقع ارتباطمون با همدیگه هم به یه فوت بنده.پیامرسان های داخلی کند و به دردنخورن…
پیچک·۹ ماه پیشمسلخ!مدرسه… گناهی نابخشودنی، که هر روز، روحِ نحیفم را به مسلخ میبرد. قدمهایم، زنجیرهایی بودند که مرا به سوی تبعیدگاهِ ابدیام میکشاندند. در ر…
پیچک·۱۰ ماه پیشمربای گیلاسباران میبارد، نه مثل بارانهای بهاری که بوی زندگی میدهند، بلکه مثل اشکهای یک روح محکوم به ابدیت در برزخ.
پیچک·۱ سال پیشکاش تمام شوم!من ماندم و اشک های به خون نشسته ام ، خاکستر خوشی هایم، نفس سردم و سینه ی خالی ام.
پیچکدرخودکار آبی·۱ سال پیشآدمای خوب :کاش می دونست که گاهی وقتا آدم خوب هم اشتباه میکنه.حرف اشتباهی میزنه . راه اشتباهی و میره و این دلیل نمیشه که اون آدم ،آدم بدی شده باشه.آدما…
پیچک·۱ سال پیشآدم ناحسابیمثل یک مرد کار میکنم.مثل یک زن جوان به نظر میرسم و مانند یک سالمند فکر میکنم.تقریبا تنها چیزی که نیستم یک زن سبکسر است که تنها آرزویش تشکیل