💠 کلبه کرامت - جلسه ۱۱۵۴+
سرفصل:
برگزارشده در ۱۷ مهر ماه ۱۴۰۴

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، انه خیر ناصرا و معین.
خب، بعد از ۷۲۰ روز این جنگ غزه به آتشبس کشیده شد و از امروز بعد از ظهر، ظاهراً سهمگینترین جنگ فلسطینیها به آتشبس کشیده میشود. و طبق اعلام دیشب سازمان ملل، ۸۳ درصد ساختمانهای غزه ویران شده، با بیش از ۸۱۰ هزار واحد مسکونی ویران شده و بیش از ۱۵۰ هزار مجروح و ۷۰ هزار شهید. البته خب، تعداد زیادی از شهدای دیگر هم زیر آوارند و هنوز سرشماری دقیق نیست. یک نسلکشی عظیم و ۲ میلیون آوارهای که دچار گرسنگی مفرط هستند.
البته خب، نمیشود خیلی خوشبین بود به این توافقات که بانی و مجریاش دونالد ترامپی است که تا جمعه، ۲-۳ روز دیگر، ۳- ۴ روز دیگر وقت دارد برای جایزه نوبل که اسمش جز گیرندگان جایزه نوبل ثبت بشود. یک روانشناس آمریکایی ۲-۳ ماه پیش گفته بود که این آلزایمر دارد و خودشیفتگی حاد. بعد گفته بود: کسانی که آلزایمر دارند و خودشیفتگی خاد، ترکیب این ۲ تا بیماری موجود خطرناکی را تحویل میدهد که باید نگران بود از وجود چنین کسی بر مصادیق قدرت آمریکا. حالا به هر جهت ترامپ میخواهد جایزه نوبل بگیرد و از همه مهمتر اینکه میخواهد ثابت کند که آمده سر کار، در این ۷-۸ ماه و به قول خودش ۷ تا جنگ را تمام کرده، حالا میخواهد این هشتمی را هم تمام کند، خودش را مرد صلح معرفی کند.
۳ تا کشوری که طرف مذاکره هستند: قطر، ترکیه و مصر. اینها خودشان بخشی از مسئلهاند. اما تا اینجا قضایا پیروزی به صورت مطلق با حماس بوده، به این دلیل که با حماس مذاکره کردند. چون قرار بود حماس را قبول نداشته باشند و کلاً حذفش کنند. در اجلاس دیروز شرمالشیخ، بخشی که حماس نشسته بود با تابلو فلسطین پذیرفته شده بود. خب، این یک نکته خیلی مهم. نکته بعدی این است که قرار بود فلسطینیها کوچانده شوند. خب، ظاهراً تو این توافق قطعی شده که فلسطینیها همانجا خواهند بود و اتفاقی نخواهد افتاد. این هم مسئله دوم، یعنی آن سازوکار که مقرر بود فلسطینیها بروند، این شکست خورد و فلسطینیها ماندند و یک پیروزی است. پیروزی عظیمی هم هست.
نکته بعدی این بود که بیشتر از ۷۲۰ روز (۲ سال و ۲ روز) تابمندی و تابآوری جهاد اسلامی و حماس. خب، طبعاً شما میدانید که این ۷۲۰ روز تابآوری اینها نبوده. البته خب، مردم غزه دوام آوردند، این خیلی مسئله مهمی است. اما تابآوری محور مقاومت که بلافاصله بعد از اینکه حماس درگیر شد، خب، حزبالله درگیر شد و با تمام توان هم آمد وسط صحنه. انصارالله درگیر شد و با تمام توان آمد وسط صحنه. دیروز بعد از اجلاس شرم الشیخ باز دوباره یک پهپاد فرستاد از یمن رفت کوبید به رژیم صهیونیستی. یعنی کل ۷۲۰ روز انصارالله یمن در حال جنگ بود. کل این ۷۲۰ روز حزبالله لبنان در حال جنگ بود. یک چند صد روزش را حشد الشعبی و ۳ تا گروه عملیاتی عراق درگیر بودند و خب، سوریه درگیر بود و متأسفانه SSR شد و سقوط کرد. و علیالنهایه ایران هم در این ۷۲۰ روز درگیر بود و ۱۲ روز از این ۷۲۰ روز درگیر یک جنگ پر شدتی بود که موجودیت رژیم صهیونیستی به خطر افتاد. در روز هشتم و مجبور شد آمریکا و کشورهای دیگر را واسطه کند برای اینکه جلو نابودیش گرفته بشود و به توافق با ایران برسد. این یک جنگی بود که اصطلاحاً جنگ تدریجی بود. از یک جایی جرقهاش خورد، دیگران که در آغاز این جنگ هیچ مسئولیتی نداشتند، به دلایل گوناگون انسانی و سیاسی و غیره مجبور به مشارکت در این جنگ شدند.
محور مقاومت تا اینجا پیروز بوده، همانطور که در ماجرای جنگ سرد جدید بارها تکرار کردم: ۳ نقطه کانونی جنگ سرد جدید یعنی اوکراین، فلسطین و تایوان. اینها حل نخواهد شد مشکلشان. یعنی اگر بین روسیه و اروپا مسئله اوکراین حل بشود، خب، دیگر ناتو ضرورتی ندارد و ناتوی غربی. مشکل حل خواهد شد. ولی خب نمیشود. اوکراین یک معضل بین روسیه و اروپاست و خب، هر روز هم دارد دامنه درگیری تشدید پیدا میکند. الان حرکت پهپادها و پرندهها تا وسط اروپا هم رسیده، یعنی تا آلمان هم در این هفته اخیر آلمان و دانمارک و مناطق دیگر هم رسیده. قبلاً فقط تا لهستان بود، الان پهپادهای روسی تا آلمان هم پرواز میکند. اوکراین در ۵ سال گذشته که از ۲۰۲۰ تا الان که ۲۰۲۵ است، در متن جنگ سرد جدید، در این ۵ سال نه تنها حل نشده و مشکلش مرتفع نشده، بلکه به یک روند فرسودگی عجیب و غریبی انجامیده. کل اروپا را درگیر کرده. آمریکا هم که درگیره، روسیه هم که درگیره. و انهدام تدریجی طرفین در این جنگ بالاست. پالایشگاه همدیگر را میزنند، زیرساختها را میزنند، حجم عظیمی از توان مالیشان صرف شده. بیش از ۱۰ تا ۱۲ میلیون نفر اوکراینی آواره شدهاند توی اروپا. حل نمیشود به این زودیها. همین فردا هم آتشبس بشود، استخوان لای زخم میماند.
ماجرای تایوان هم همینطور: بین چین و آمریکا با تقرب کره جنوبی و ژاپن و استرالیا، ماجرای تقابل چین با آمریکا هم حل نمیشود. حالا کی درگیری نظامی بشود، آن معلوم نیست، اما این تقابل برای طرفین حیاتی است. لذا ناتوی آسیایی حالا حالاها ضرورت وجودیش خب جدی است.
در منطقه غرب آسیا هم مسئله فلسطین حل نخواهد شد، همانطور که دیدید که اینها تصور میکردند فلسطینیها را از غزه میریزند بیرون، منتقلش میکنند به یک سرزمین دیگر، این ۲ میلیون نفر را. ترامپ هم گفته بود: من آنجا را تبدیل میکنم به یک پلاژ ساحلی زیبا و همه بروند آنجا تفریح کنند. خب دیدید که نشد. توافقی که الان صورت گرفته، ناظر به یک چیز دیگر است.

خب، این ۳ تا نقطه کانونی ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک در جهان، ۳ نقطه کانونی که تا کی میخواهد همینجوری بماند؟ تا هرگاه که این حل شد، جنگ سرد جدید تموم میشود. جنگ سرد جدید نقطه کانونیاش اوکراین، فلسطین و تایوان. هرگاه مشکل این ۳ تا کلاً حل شد، جنگ سرد جدید تموم میشود. از ۲۰۲۰ تا ۲۰۴۰ که پیشبینی شده بود، ۵ سالش گذشته، یک چهارمش که گذشته. در این یک چهارم از این ۳ تا نقطه کانونی، ۲ تاش فعال شده دیگر. انگار ۳ تا آتشفشان دارید، ۲ تاش فعال شده: اوکراین و فلسطین. حالا کی تایوان فعال بشود، آن را نمیدانم. اما مادامی که این ۳ تا نقطه وجود دارد، گزارهای به نام جنگ سرد جدید وجود دارد و مادامی که اینها را داریم تا حل نشدند، ما درگیر این جنگ سرد (جنگ سرد جدید) هستیم.
این جنگ سرد جدید میرود که آرایش جهانی را هی کاملتر کند. یعنی کشورهایی که جز این (یعنی در این ۳ تا نقطه کانونی) سمت چین و روسیه و ایراناند، و کشورهایی که در این ۳ تا نقطه کانونی سمت ایالات متحده هستند، حالا روبرو: اوکراین — اروپاییها هستند؛ رو به روی تایوان — ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور، استرالیا، نیوزیلند و غیره هستند؛ و رو به روی ایران و فلسطین در محور آمریکا هستند که به آن میگویند ناتوی عربی، که همین مصر و ترکیه و جمهوری آذربایجان و کشورهای حاشیه خلیج فارس و شبهجزیره عربستان، مصر و شمال آفریقاست. این آرایش ژئواستراتژیک قابل حل نخواهد بود حالاها و ادامه دارد.
این آتشبس یک پیروزی است برای محور مقاومت. چرا؟ چون تابآوری محور مقاومت را ۷۲۰ روز نمایش داد، یعنی بیش از ۲ سال و ۲ روز. تابآوری یک محور مقاومت را در نظر بگیرید: فلسطین شامل غزه، جهاد اسلامی و حماس؛ یمن — انصارالله یمن که خودشان داخل جنگاند و نصف کشورشان دست جناح طرفدار عربستان و امارات، نصف کشور دست انصارالله یمن. بخش شمالی دست انصارالله یمن، بخش جنوبی و شرقی کشور که دو سوم کشور است دست یک جناح دیگر است. یعنی انصارالله کاملاً کشور را در اختیار ندارد دیگر. اما در این ۷۲۰ روز خب میدانید که موفق شد هزار کیلومتر به سمت شمال دریای سرخ را ببندد. به آن میگویند کونتراباند: قطع خطوط مواصلاتی دریایی. و یک شاهکاری کرد که از جنگ جهانی دوم تا الان سابقه نداشت. در یک جنگ دریایی با استفاده از پهپاد و شهپاد و موشک، هم پرنده بدون سرنشین، هم قایقهای بدون سرنشین و هم با موشکهای بالستیک و کروز، موفق شد که دریا را ببندد. از تنگه بابالمندب تا بندر ایلات در رژیم صهیونیستی. خب، این هزار کیلومتر به آن سمت بست. یک هزار کیلومتر هم به سمت شرق بست، یعنی کل محدوده آن خلیج عدن (جزیره سقطری) تا بیاید توی دریای عربی و شمال اقیانوس هند. یعنی از ۲ زاویه، از هر طرف هزار کیلومتر موفق شده بود هر کشتی که رد میشود برای اسرائیل بار میبرد بزند، منهدم کند. حالا تعداد دقیق این کشتیها را خاطرم نیست، ولی از جنگ جهانی دوم که زدن کشتیهای همدیگر خیلی مرسوم بود تو همهی دریاها و اقیانوسها، تا الان چنین جنگ دریایی سهمگینی که بتواند خطوط مواصلاتی را قطع کند رخ نداده، آن هم در یک بازهی ۲ ساله. خب میدانید، همه کشتیها مجبور شدند به جای آمدن از تنگه بابالمندب و عبور از دریای سرخ و رفتن از کانال سوئز به دریای مدیترانه، مجبور شدند بروند جنوب آفریقا، از جنوب آفریقا مسیر را طی کنند. هم فاصله طولانیتر شد، هم هزینه بیشتری برای شرکتهای دریایی ایجاد کرد.
حماس و جهاد اسلامی در متن غزه مقاومت کردند. از مجموع بیش از ۳۰۰ کیلومتر تونلی که زیر غزه هست، رژیم صهیونیستی فقط توانست یک سومش را کشف کند و منهدم کند. یعنی الان بین ۶۵ تا ۷۰ درصد تونلها هنوز دست حماس است. خب، این تابآوری ۷۲۰ روزه حماس و جهاد اسلامی، با این تابآوری انصارالله یمن که موفق شد ضمن درگیری در جنگ داخلی، بدون امکانات و بودجه و نون و آب، در دولت رسمی که نیست که بودجه داشته باشد، امکانات داشته باشد، موفق شد هزار کیلومتر به سمت شمال و هزار کیلومتر به سمت شرق از ۲ طرف دریا و اقیانوس را ببندد.
طیف سوم مربوط به عراق بود که پشتیبانی خوبی کرد در یک سال اول، و گروههای عراقی ظرفیت خوبی از خودشان نشان دادند. طیف مقرب چهارم از محور شمالی حزبالله لبنان بود که تا ۵۰ کیلومتر از محور بالای سرزمینهای اشغالی را خالی کرده از جمعیت. اینها شهرها را خالی کردند، رفتند سمت قدس، حیفا و تلآویو، آواره شدند و یک درگیری سهمگینی را ایجاد کرد که فشار از روی دوش غزه برداشته بشود، بخشی از توان رژیم صهیونیستی بیاید محور شمالی با لبنانیها بجنگد.
این کار حزبالله توسط یک گروه چریکی کوچک — خب، گروه چریکی ببینید، ساخته شده برای عملیات بزن و در رو دیگر. یعنی یک گروه چریکی میتواند برود مثلاً یک عملیات کند، ۲۴ ساعت برگردد بیاید. گروه چریکی ساخته نشده برای اینکه ۲ سال بجنگد. گروه چریکی وقتی ۲ سال اینجوری میجنگد، یعنی به جای ارتش کلاسیک میجنگد. این تعریف جدیدی از تابآوری یک سازمان چریکی است. حالا ممکن است کشوری اشغال شده، گروه مقاومت دارند، میرود تو این جنگل قایم میشود، تو این کوه قایم میشود، میآید بیرون یک ضربهای میزند، میرود تا یک هفته دیگر. اما اینکه حزبالله لبنان مثل ارتش کلاسیک از محور شمال میجنگید، حماس مثل ارتش کلاسیک از محور جنوبی میجنگید، انصارالله مثل ارتش کلاسیک از هزار کیلومتر پایینتر میجنگید، اینها دیگر گروه چریکی نیست، اینها دیگر ساختار یک ارتش کلاسیک است. یعنی در آن قد و قواره وارد شدهاند.
پس این تابآوری در ۴ محور خود غزه، محور شمال حزبالله، محور شرق حشد الشعبی و گروههای دیگر، و محور جنوبی که انصارالله یمن بود. محور اصلی که ایران بود و هست، با فاصله بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر از صحنه درگیری، پشتیبانی عملیات جدی را داشت. ۳ مرحله درگیری مستقیم داشت: وعده صادق ۱ و وعده صادق ۲ و وعده صادق ۳. وعده صادق ۱ بعد از شهادت سردار زاهدی و مستشاران ایرانی در سوریه که در دمشق در ساختمان نزدیک سفارت رژیم صهیونیستی، اینها را هدف قرار داد. در ابتدای بهار سال گذشته (۱۴۰۳) ابتدا وعده صادق ۱ انجام شد. بعد از شهادت سید حسن نصرالله، وعده صادق ۲ انجام شد سال گذشته و امسال هم که وعده صادق ۳ همزمان شد با جنگ ۱۲ روزه درگیری مستقیم ما هم خب حائز اهمیت بود.
خب، چند تا عدد داریم: یکی اینکه بودجه دفاعی محور مقاومت چقدر بوده؟ کل بودجه نظامی جمهوری اسلامی زیر ۲۰ میلیارد دلار است. لبنان، عراق، یمن و انصارالله و حماس و جهاد اسلامی، اینها همه با همدیگر در درون این جبهه بودجه زیادی نداشتند. لذا در این ۲ سال اگر میانگین بودجه دفاعی کشور را ما از ۲۰ میلیارد دلاری که مثلاً بودجه نظامی است (که غالباً هم نمیدهندش دولتها) ارتش، سپاه، وزارت دفاع و نیروی انتظامی خب، آن بخش نیروی انتظامی که امنیت داخلی است، بخشی از بودجهای که به ارتش داده میشود که خب استفاده خارجی نمیشود، کلاً آن بودجهای که نیروی هوافضای سپاه و نیروی قدس استفاده کرده را شما حساب کنید. من قول میدهم به شما که در این ۲ سال گذشته اینها هیچ کدامشان مثلاً سرجمع بودجهشان سالانه، یعنی کل بودجه نیروی قدس و نیروی هوافضای سپاه به ۲ میلیارد دلار نمیرسد. حالا بودجه انصارالله و بودجه حزبالله و بودجه حماس و بودجه حشد الشعبی عراق، اینها همه را جمع کنیم روی همدیگر، به احتمال زیاد سال قبل ۱ میلیارد دلار همه. یعنی بخش نیروی قدس، نیروی هوافضای سپاه و محور مقاومت در این کشورها حدود ۱ میلیارد دلار پارسال، ۱ میلیارد دلار هم امسال. یک ذره ما ارفاق میکنیم برای اطمینان خاطر: ۱ میلیارد دلار بیشتر مثلا. پارسال ۱.۵ میلیارد دلار، امسال ۱.۵ میلیارد دلار. ۳ میلیارد. جنگی را که محور مقاومت جلو برد، آن بخشی است که نیروهای مسلح ایران درگیر بود، یعنی نیروی قدس و نیروی هوافضای سپاه. یک عددی در حد ۳ میلیارد دلار میدهد. حالا غیر از این ۱۲ روز که اینجا نیروی پدافند هوایی ارتش و نیروی هوایی ارتش هم درگیر شدند (غیر از نیروی هوافضای سپاه که درگیر بود توی این ۱۲ روز) از ارتش، نیروی هوایی ارتش و نیروی پدافند هوایی ارتش هم درگیر بودند. استثنای این ۱۲ روزه را بخواهیم بگذاریم کنار، کلاً نیروهایی که درگیر بودند علی النهایه ۳ میلیارد دلار. دیگر خیلی پیازش را بخواهند داغ کنند، سالی ۲ میلیارد دلار هم در نظر بگیرید میشود ۴ میلیارد دلار. این را شما بگذارید کنار بودجه در واقع کشور آمریکا. که آمریکا الان سالی ۱ تریلیون دلار بودجه نظامش. سالی ۱۰۰۰ میلیارد دلار. امسال ۹۷۰ یا ۹۸۰ میلیارد دلار بودجه نظامی آمریکا است.
خب، چه اتفاقی افتاد؟ با یک بودجه کوچک در حد ۲-۳-۴ میلیارد دلار، ایران، یمن (انصارالله یمن)، حزبالله لبنان، حشد الشعبی عراق و جریان حماس و جهاد اسلامی توانستند ۷۲۰ روز در مقابل دشمن مقاومت کنند. حالا این دشمن کیست؟ آمریکاست (دارای بیشترین سلاح اتمی، حق وتو و جسارت شیطانی)، دو: رژیم صهیونیستی (صاحب دکترین عملیات جنگ کثیف، یعنی جنگی که اعتقادی به هیچ ساختار قانونی حقوقی ندارد، همه قوانین را در هم مینورد، و دارای سلاح اتمی)، سه: انگلیس (دارای سلاح اتمی و همچنین حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل)، چهار: فرانسه (دارنده سلاح اتمی و صاحب حق وتو). حالا بقیه دیگر سلاح اتمی و حق وتو ندارند مثل آلمان، ایتالیا و غیره را که کمکش بودند، آن بماند. اینجا ترکیه و جمهوری آذربایجان بیشترین همکاری را داشتند از محور شمالی، از محور تورانیها. امارات، قطر، کویت، بحرین، سعودی، اردن بیشترین محور همکاری عربی در بخش شبهجزیره عربستان را داشتند. در آفریقا هم همانطور که مستحضرید خود مصر همکاری ویژهای داشت. پس رژیم صهیونیستی تنها نبود. رژیم صهیونیستی با همه کشورهای شبهجزیره عربستان (منهای یمن)، ترکیه، جمهوری آذربایجان و کشورهای آسیای میانه (قزاقستان، ترکمنستان، ازبکستان) اینها همکاری میکردند. اروپا کاملاً همکاری میکرده و همچنین ایالات متحده و کانادا.

پس اگر سرجمع بودجه نظامی آن دو طرف را بگذاریم کنار، میشود سالی ۲ تریلیون دلار: ۱۰۰۰ میلیارد دلار آمریکا، ۱۰۰۰ میلیارد دلار هم انگلیس و فرانسه و عربستان و کشورهای عربی همه با همدیگر. حالا عربستان به طور میانگین بین ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار بودجه نظامیاش سالانه. آلمانها که بالای ۵۰ میلیارد دلار است. حالا اینها را هم همینجوری سرجمع حساب کنید، همشون با هم حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار است. جبهه مقاومت با سالی ۲ میلیارد دلار، و جبهه ضد مقاومت با سالی ۲ تریلیون دلار. یک موقع محاسبه کردم و رسمیتر در تریبونهای رسمی اعلام کردم، هم در برنامه تلویزیونی هم در سخنرانیهای عمومی، که با عدد ۷ تریلیون دلاری که ترامپ اعلام کرده بود در سفرش به بغداد در ۹۷-۱۳۹۶ که ۷ تریلیون دلار در سوریه و عراق هزینه کردند، با ۱۴-۱۵ میلیارد دلاری که ایران در طول آن مدت هزینه کرده بود در محور مقاومت، گفتم که نسبت بین ماتیس با حاج قاسم میشود یک به ۵۰۰. یعنی هر یک دلار که قاسم سلیمانی خرج کرده، ماتیس ۵۰۰ دلار خرج کرده و بودجه نظامی داشته. اقتصاد دفاعی یک به ۵۰۰. در این جنگ رسید به اقتصاد دفاعی یک به ۱۰۰۰.
اینها را از این جهت به شما میگویم که میشود کشور را بدون رفع تحریم اداره کرد، میشود کشور را بدون بودجه اداره کرد. نیاز ندارید کشور را تعطیل کنید. یعنی تراز مدیریتی که کسانی میروند علم مدیریت، علم اقتصاد و علوم دیگر غربی را که تو کتابهای آمریکایی و اروپاییها هست میخوانند و با آنها میآیند کشور را اداره کنند، قواعد آنها مبتنی بر آمریکایی میخواهند عمل کنند. گران عمل میکنند دیگر. آمریکاییها گران میجنگند، گران زندگی میکنند، گران کار میکنند. کسانی که مدیریت آمریکایی اعمال میکنند، کسانی که اقتصاد را با قوارههای آمریکایی اعمال میکنند، اینها قاعدتاً میخواهند همان روش را پیاده کنند. میشود هزار به روشی که حاج قاسم کار میکرد، به روشی که نیروهای انقلاب میتوانند کار کنند. این استاندارد در این ۷۲۰ روز رسید به یک هزارم. یعنی جمهوری اسلامی یک دلار خرج کرده، محور کفر هزار دلار. آمریکاییها هزار دلار خرج کردند، اسرائیلها هزار دلار خرج کردند، آلمانیها، انگلیسیها، اماراتیها، عربستانیها.
اما حالا دیروز که تهران تایمز یک گزارش انگلیسی منتشر کرده از اینکه آلمان در جنگ ۱۲ روزه فقط کمک تسلیحاتی نمیکرده و ناوهاشون این نزدیکا نبودن، اصلاً نیروهای آلمانی آمده بودند داخل سرزمینهای اشغالی. بعد که شدت موشکباران ایران زیاد میشود، میبرندشان بیرون. خب، ما میدانیم که یک قلم هزینه جنگی که علیه ما شد را کشورهای جنوب حاشیه خلیج فارس ۵۱۰۰ میلیارد دلار دادند که به قول خودشان ترامپ تکلیف ایران را یکسره کند. در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، کشورهای عربی به ویژه عربستان که درگیر جنگ سوریه بودند و ماجرای داعش و پشتیبانی میکردند از داعش، اما حاج قاسم آنجا مانده بودند و مقاومت میکردند، اینها فشار آوردند به عربستان که تکلیف را یکسره کند. به جای اینکه ما توی لبنان و فلسطین و سوریه و یمن درگیر باشیم، بیا پول میدهیم، بساط ایران را جمع کن، خطر از ایران رفع بشود. ماها دیگر این موقعیت متزلزل را نداریم. بالاخره عربستان یک سیستم دیکتاتوری است، میترسد از ایران. امارات یک سیستم دیکتاتوری است، میترسد از ایران. قطر همینطور، کویت همینطور، بحرین همینطور، اردن همینطور. اینها از امواج انقلاب اسلامی و شکلگیری گروههای مقاومت میترسند. خب، این دفعه توی لبنان حزبالله به وجود آمده، توی فلسطین جهاد اسلامی و حماس، توی یمن انصارالله، توی عراق حشد الشعبی. خب، این چه کنیم که از این مشکل نجات پیدا کنیم؟ اینها بمانند که ما (رژیمهای دیکتاتوری کشورهای عربی) میرویم. تحریک کردن آمریکا را که حمله کند، تمومش کند ایران را. ترامپ ۲-۳ بار آن موقعها گفت که: ببینید این بازی را در نیارید، آن جنگ شماست، به ما هیچ ربطی ندارد. ما چون تاجر ترامپ دیگر، ما که نمیتوانیم بیاییم برای شما بجنگیم، خیلی ور برید با این قضیه. ایران حمله میکند شما، به ۲ هفته نرسیده تلفن پیدا نمیکنید زنگ بزنید به ما که بیایید، ما بیاییم نجاتتان بدیم، پولش را باید بدید.
این موند تا دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، این دفعه رفتند گفتند که: آقا بیا تمومش کن، ما هزینهاش را میدهیم. گفت: باشه، من اولین سفر خارجی میآم آنجا. قبل از ۱۰۰ روز یا حدود ۱۰۰ روزه که شد، بیش از ۱۰۰ روز آمد منطقه و ۵۱۰۰ میلیارد دلار گرفت.
ببینید در بسط تاریخ شفاهی تحولات استراتژیک، چون بارها بهتون گفتم: کسی که کار استراتژی میکند باید پرونده داشته باشد برای هر چیزی. یعنی شما باید بدانید که این محور مقاومت پروندهای که داشتید، یادداشتهایتان باشد، مشخص معین، هی به اینها ارجاع بدید. شما تحلیلگر ژورنالیستی نیستید که بیاید بگوید تا الان یک اتفاقی افتاده، تموم شد رفت و یک چیزی را بعد از ۳۰ سال، ۲۰ سال، ۴۰ سال، ۵۰ سال پیشش رصد کند تا به امروز. همین اتفاقاتی که هر از چندی آقایان و خانمها زحمت میکشند تو این کانالهای دور و بر اندیشکده منتشر میکنند، همین ماجرای مثلاً روزنامه همشهری ۲۰ سال پیش سال ۱۳۸۴ که آقای بیدختی برداشته داده اینها منتشر کردند. خب، تا ۲۰ سال پیش فرض کنید، نکاتی که توی دکترین قورباغه تو دوره کاندولیزا رایس، اون خانم شانون پیشنهاد کرد به اینها. اجزایش را که آنجا مباحثه کردیم و آن چیزی که موقع من نوشته بودم ۲۰ سال پیش بوده، دیگر کاملاً همین مباحث امروز، هیچ چیز متفاوتی نیست. آن روز هم فشارشان این بود که شما کلاً هستهای را جمعش کنید، نمیدانم. و مسئلهشان این بود که محیط منطقه را بکنند یک قابلمه، ایران هم یک قورباغه (بلا تشبیه ایران یک قورباغه زنده)، محیط جوری گرم بشود که جمهوری اسلامی و ایران آبپز بشود. فاصله پاسخ من تا آن چیزی که تو مجله آمریکایی منتشر شده بود کلاً ۲-۳ روز بود. یعنی من ۲-۳ روز بعدش بود جواب دادم که این اتفاق نمیافتد. و الان ۲۰ ساله که خب این استراتژی قورباغه جواب نداده. چون همان روز اول ما این مهره شطرنج را حرکت دادیم، آنها وقتی حرکت کردیم هم حرکت کردند. میشود نمیشود، خب الان میرویم سمت کیشمات. ۲۰ سال.
خب، قبل از آن هم وقتی که همان اوایل این ماجرای هستهای شروع شده بود سال ۱۳۸۲، باز به عنوان اولین مخالف که آنجا طرح مسئله ساخت بمب اتم را هم مطرح کردم، و طرح ضربه اول، آن هم ۲۲ سال. خبرگزاریهای گوناگونشان مثل مثلاً شانا در وزارت نفت یا جای دیگر، اینها را وقتی منتشر کردند، ببینید روند را بروید ببینید: از روز اول که این اتفاقات افتاده، چه توی برنامه تلویزیونی، چه مصاحبه با خبرگزاریها و مصاحبههای مکتوب، چه با روزنامهها، چه مواضعی که بعداً در تریبونهای عمومی گرفته شد، چه همین مباحثی که اخیراً منتشر شد مال ۱۰ سال پیش بعد از برجام. همین یکی دو جلسه آخری که در کانالهای کلبه در یوتیوب و آپارات جای دیگر منتشر شده، در مورد روند SSR مبتنی بر برجام، یک ماه بعد از اینکه برجام تصویب شد نکاتی را من آنجا گفتم که حالا بعد ۱۰ سال آقایان تدوین کردند، ویدئو را همین یکی دو هفته گذشته منتشر کردند. شما هیچ نکته جدیدی الان نمیبینید. هر چه سال ۸۲ من گفتم الان همان است. هر چه سال ۸۴ توی مصاحبه همشهری گفتم همان است. همین چیزی که شما الان در برجام، در همین جلسه ۵۸۴ (۹۴/۰۵/۰۸) ۱۰ سال پیش آنجا گفتم، الان ویدئوش موجود است، همان است که الان هست. هیچ چیز جدیدی نیست.
اما همانی که من ۸۲ گفتم توی مصاحبه با شانا (همان اوایل بازی هستهای)، همانی که من روز سوم مهر ۱۳۸۲ توی دانشگاه تهران گفتم، همان چیزی که تو برنامه تلویزیونی آن موقع گفتم، الان همهاش دیویدیهاش موجود است. همان چیزی که الان شما در روزنامه همشهری سال ۸۴ میبینید، در جلسه کلبه ۱۳۹۴ میبینید. همین روندی که من در طول این سالها گفتم رسیده به امروز. نیاز نبوده من مثل ظریف بروم عمرم را بگذارم تو دانشگاههای آمریکا دکترا بگیرم، پستدکترا بگیرم. نیاز نبوده که من وزیر اطلاعات باشم، به اطلاعات ویژه دسترسی داشته باشم. نیاز نبوده من دبیر شورای عالی امنیت ملی باشم، دسترسی به آن اطلاعات گسترده داشته باشم. آنچه هست این است که این روش را شما باید تمرین کنید. آن روش هم این است که پرونده باید داشته باشید.
یک بخشی به نام مذاکرات هستهای، شما باید نظر بدهید. نظرتان را نفیاً و اثباتاً میگویید: میگویید آقا یک: ما نباید به این مذاکره کنیم، بند انگشتمان را دست دشمن نباید بدهیم. دو: وقتی مذاکره نمیکنیم و مذاکره غلط است، بیهوده است، به نتیجه نمیرسد. ما باید آماده باشیم دشمن تعرض کرد، ضربه اول را بزنیم. اولاً برای جنگ آماده باشیم. نگوییم به مردم که نمیخواهیم درگیر جنگ بشویم و مردم شما را وارد جنگ نمیکنیم. ما تله جنگ و نمیدانم صبر استراتژیک، نه قرار است شما بجنگید. اگر قرار است بجنگید و درگیر جنگ بشوید، وقتی میدانید قرار است حمله کنند به شما، شما باید پیشدستی کنید.
خب، کی گفت؟ سوم، چهارم مهر ۱۳۸۲. هفته گذشته مشاور عالی نظامی مقام معظم رهبری سردار صفوی رفته سخنرانی کرده با لباس نظامی گفته: بهترین دفاع حمله است. این جمله مال سون تزو: بهترین دفاع حمله است. و من تعجب میکنم که ما چرا ضربه اول را نمیزنیم. یادم میآید آن روز که من بحث ضربه اول را مطرح کردم، تلویزیون شب، آقا محسن سردار رضایی را آوردند تلویزیون، ایشان در مذمت اینکه نباید الان ضربه اول استفاده بشود. پس یک نکتهای شما باید یاد بگیرید به عنوان طلبه علوم استراتژیک: روش تحلیلگری پدیدههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره روش دفعتاً و آنی نیست که حالا کسی جوگیر بشود امروز یک کانال یوتیوب/آپارات بزند شروع کند ۴ تا تحلیل کردن، ۴ روز دیگر ول کند برود.
شما باید یک پرونده داشته باشید برای مسائل فرهنگی. مثلاً پرونده در مورد مسئله بیحجابی، از مبانی فلسفیش که شروع میکنید بگویید این اساسش در ژویسانس، روند را تطورات را که آمدید بررسی کردید تا جایی که به پدیده به نام بیحجابی منتج میشود این را تو ۴۰ سال بررسی کنید. جنبشهای فمینیستی. این آن آن آن.
خب، در مسائل اجتماعی وقتی میخواهید بدانید چرا کاهش جمعیت وجود دارد، وقتی میخواهید بدانید چرا کاهش زاد و ولد وجود دارد، چرا افزایش طلاق وجود دارد، چرا ازدواجها کم است، چرا، چرا، چرا، چرا، شما باید این را برنامه ۵ ساله داشته باشید. یک پرونده ۵۰ ساله، یک پرونده باز کنید. خب، یک متغیر این است که مثلاً شما آمدید ۶۵ درصد دانشجو را گرفتید خانم. خب، خانمی که میرود دانشگاه، سطح تحصیلاتش از مرد آیندهاش میرود بالاتر. خب، این امکان ندارد مثلاً تعداد بچهاش از یک دونه بشود ۲ تا بشود ۳ تا بشود ۴ تا. بعد و قص علی هذا. شما وقتی این روند را مشخص میکنید، میتوانید حالا نظر بدهید که تحولات اجتماعی دارد به کجا میرود. به این میگویند روندگذاری.
Trending ترندینگ یعنی ترند کردن، روند کردن. در آیندهشناسی چیست؟ نقطه الف را شما بررسی میکنید، از نقطه الف به نقطه ب، نقطه به جیم، دال، همینجوری میچینید، میآیید وقتی رسیدید به مرحله خاصی، از آنجا به بعدش قابل پیشبینی است دارد چه اتفاقی میافتد. شما وقتی آمدی پرونده هستهای را ۲۰ سال نقطه به نقطه بررسی کردی، روزها هم اخبار را جمع کردی، یادداشت کردی گذاشتی تو آنجا، گفتیش که با توجه به امروز، مذاکرات فلان اینجوری میشود، فردا در هتل کوبورگ، پسفردا در وین، آن روز در فلان جا. تفکر استراتژیک یعنی کلاننگری، همهجانبهنگری، آیندهنگری. این کلاننگری، همهجانبهنگری، آیندهنگری یک ویژگی نیاز دارد. ویژگیاش این است که شما بازه زمانی طولانی از یک موضوع را تو جریان باشید، نقطه به نقطه، نقطه به نقطه آن را دنبال کنید. نقطه به نقطه امام و آقا در مورد این موضوع چه گفتند، همهاش را باید بدانید. نقطه به نقطه کسانی که آمدند و رفتند چه کار کردند، رئیسجمهورها و وزیرها و غیره، این را باید بدانید. چه مواضعی گرفته شده، چه اتفاقاتی افتاده، نوسانات چیها بوده، همه را باید بدانید. الان حالا میتوانی بگویی چه اتفاقی افتاده.
آنچه که روز اول جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد: اول آمدند فرماندهان را زدند. ۴ ساعت بعدش من یادداشت فرستادم که این کودتاست. قضیه زدن تأسیسات اتمی را بگذاریدش بحث حاشیهای. چرا کودتاست؟ چون اینها یک اصلی را با حسن روحانی هماهنگند: انقلاب اسلامی یا جمهوری اسلامی، دارند بخش انقلاب اسلامی را میزنند که جمهوری اسلامی را نهادینه کنند. یک جمهوری اسلامی خنثی بیخاصیت: بلوچستانش برای پاکستان، کردستانش برای کردستان عراق، منطقه آذربایجانش برای ترکیه و آذربایجان، این وسط تهران، اصفهان، شیراز و این چند تا شهر هم بمانند، یک جمهوری اسلامی خنثی. یک تیکش دعوای پهلوی باشد، یک تیکش هم دعوای این اصلاحطلبان باشد، اصلاحطلبان آنها را دفع کنند. یک جمهوری اسلامی بماند خنثی. جمهوری اسلامیای که خواسته ظریف و حسن روحانی: انقلاب اسلامیاش را بزن، جمهوری اسلامیاش را نگهدار. اینها دارند آمریکاییها و اسرائیلیها دارند کودتا میکنند برای بالا آوردن اصلاحطلبان. هر چی مخالف اینهاست و هر کس میتواند برای اینها دردسرساز باشد مثل سردارهای سپاه، باید بزنندش. تموم شد. خطر این است. در آمریکا نیست، خطر ظریف است، خطر حسن روحانی است. خطر عراقچی است. شد جنگ کودتایی ۱۴۰۴. چرا؟ چون من رد این کار را تو سالهای قبلش داشتم. چون آن مقاله، آن مصاحبه، آن سخنرانی حسن روحانی در مورد انقلاب اسلامی یا جمهوری اسلامی، ثروت ملی یا قدرت ملی را نگذاشته بودم فراموش بشود. آن تو بکگراند ذهنی داشتم. الان نگاه کردم، عه رشید را که زدند. این هم که زدند، آن هم که زدند، دانشمندان هستهای هم زدند، دارند چه کار میکنند؟ دارند سر انگشتان میزنند. دارند کودتا میکنند، کل رأس سپاه را بزنند، آقا هم بزنند. یک جمهوری اسلامی بیخاصیت میماند.
پس پرونده تشکیل میدهید برای کار فکری، پرونده تشکیل میدهید برای کار فرهنگی، پرونده تشکیل میدهید برای کار اجتماعی. شما از ۱۰ تا نقطه به نقطه، نقطه یک، دو، سه، چهار، پنج، شش را داشته باشید، آن هفت، هشت، نه، ده هنوز اتفاق نیفتاده دیگر. شما این خطی که از یک تا شش میکشی، از آنجا معلوم میشود هفت، هشت، نه، ده به کجا میرسیم. این چه آیندهشناسی. به این میگویند ترندینگ، روندگذاری.
یک دلار هزینه شد در جنگ ۷۳۰ روزه، هزار دلار رو به رشدش دشمن هزینه کرد. ما به تراز اقتصاد استراتژیک یک به هزار نظام مدیریت مدرن رسیدیم. آمریکا را ولش کن، ما اصلاً مدیران با... ما کشورهای عربی مد نظرموناند: امارات و قطر و اینها. امارات چقدر داد؟ ۱۴۰۰ میلیارد دلار. قطر چقدر داد؟ ۱۲۰۰ میلیارد دلار. هم ایران به قطر موشک زد، هم رژیم صهیونیستی آمد بمبارانش کرد که امنیت تو توی نظام امنیت دستهجمعی — تئوری نظریه امنیت دستهجمعی — بده دست آمریکاییها، اصلا همچنین چیزی نیست. الان زدند، نابودش کردند. بعد آمدند گفتند که ترامپ تضمین داده از این بعد به آن حمله نشود. ترامپ از طرف کی دارد تضمین میدهد؟ مرکز سرفرماندهی سنتکام آنجاست. یک دفعه دوباره با ایران جنگ بشود، خب بعد همان سرفرمانده آمریکا توی سنتکام توی العدیده قطر را زد دیگر. خب، چطور آمریکا میخواهد تضمین بدهد که به قطر حمله نمیشود؟ مگر آمریکا میتواند تضمین بدهد که به خودش حمله نمیشود؟ مگر آمریکا میتواند تضمین بدهد دیگر به رژیم صهیونیستی موشک زده نمیشود؟
پس این درس را بگیرید که الان ۵.۱ تریلیون دلار این ۵-۶ تا کشور حاشیه خلیج فارس به آمریکا دادند که امنیتشان تضمین بشود. ۵۱۰۰ میلیارد دلار. جمهوری اسلامی در محور مقاومت با ۲ میلیارد دلار این ۵۱۰۰ میلیارد را زد، نابود کرد. حالا امروز میگوییم آلمان درگیر بوده، فردا سند رو میکنیم که ترکیه بوده، جمهوری آذربایجان بوده، امارات بوده، قطر بوده، عربستان بوده. اینها هم میترسند، میگویند: بابا ایران که ماند، یواش یواش هم دارد رو میکند که با کیا مشکل دارد در آینده.
این روند از شما استراتژیست میسازد. تکرار میکنم: باید مرحله به مرحله با پرونده جلو بروید. اعتبار شما به آن ارزیابی و نظر مستقلتان است. اقتصاد است حرف شاخص باید زده باشید، فرهنگ، اجتماع، امنیت نظامیگری، این است، آن است. از این رو محور مقاومت یک دلار خرج کرد، آنها هزار دلار. آمریکا بود، آلمان بود، فرانسه بود، انگلیس بود، ایتالیا بود، یونان بود، کشور غربی همه بودند. امارات، بحرین، قطر، اردن، سعودی، همه اینها هم بودند. به چی رسیدید؟ یک دشمن مشترکی از جمهوری آذربایجان و ترکمنستان و ترکیه تا بیاید برسد به امارات، رینگ گسترده دور و بر ما بود. خدا توفیق داد که محور مقاومت جوری جلو رفت که اینها به هیچ کدام از خواستههای اصلیشان نرسیدند.
فقط یک خطای استراتژیک موجب شد که سوریه از دست ما برود. تنها عامل منفی این جنگ در طول این ۷۳۰ روز، از دست رفتن سوریه بود و لاغیر. همین یک مورد. والا حزبالله با وجود شهادت سید حسن، موضعش خوب است، از بین نرفت. جنگ ۱۲ روزه ما را قویتر کرد، معلوم کرد که ۷۰ درصد سیستمهایمان به درد نمیخورد، باید جایگزین کنیم. این خیلی ارزیابی مهمی بود. یمن به یک قدرت تبدیل شد، قوی شد، حماس هم نابود نشد. حالا این اسیرها را آزاد کنند و یک ذره از این رنگ و لعاب این تعهد بگذارد. ۲ روز بعد رژیم صهیونیستی بهانهای درست میکند که اینها را بخواهد از بین ببرد. اما در این مرحله این پیروزیها رقم خورد.
اینجا باید برای این جور کارها پرونده داشته باشید. نباید یادتان برود. اگر یادتان میرود، اینها را یادداشت کنید، پرینت بگیرید، بگذارید کنار، داخل پوشههای گوناگون، به آنها مراجعه کنید. یادداشتهایی هم که مینویسید، آنها هم پرینت بگیرید، بگذارید آنجا. چون به سیستم دیجیتالی اعتماد نکنید، میپرد، نمیدانم، خراب میشود، اتفاقی میافتد برایش، هک میشود. بنویسید، یواش یواش یواش بچینید، مرتب کنید. در بزنگاهها ارزیابیتان را داشته باشید. حالا شما تصمیمسازید. اگر شما گفتید میشود، نمیشود، اینور بریم، آنور بریم، چه کار کنیم؟ الان دیگر. این ساز و کار برای هر چیزی: پرونده داشتن و خوب دقت کنید.
۱. ۷۳۰ روز طول کشید (۲ سال و ۲-۳ روز).
۲. این طولانیترین جنگی بود که رژیم داشت و همه قدرتهای استکباری در جهان عرب و جهان ترک و جهان اروپایی و جهان آمریکایی پشت سرش بودند.
۳. نسبت اقتصاد دفاعیاش یک به هزار بود.
۴. حق وتو داشتند، ۳ تاشون و ۴ تاشون سلاح اتمی داشتند. ما نه حق وتو داشتیم، نه سلاح اتمی داشتیم.
۵. اتفاقی که افتاده تابآوری غزه و حماس به خاطر حزبالله بود، تابآوری حزبالله و حماس به خاطر انصارالله یمن بود، تابآوری انصارالله یمن و حماس و حزبالله به خاطر حشد الشعبی بود در عراق، تابآوری اینها همه به خاطر سوریه بود، تابآوری همهشان با هم به خاطر جمهوری اسلامی بود. این تابآوری بینظیر بود.
۷۳۰ روز، یک به هزار منابع مالی داشته باشی، سلاحها و تجهیزاتت ساده باشد، مال خودت باشد، آنها با زنجیره تسلیحاتی عظیم همهجورهشان ارادهشان را نتوانستند به شما تحمیل کنند. حالا شما دارید دست حضرت الله را میبینید: یدالله فوق ایدیم. گرفتید این جنگ اینجوری بود. اینکه آتشبس میماند نمیماند، بعد از آزادی این ۲۰ تا اسیر، آنها چه میکنند، چه میشود، آنها دیگر ولش کنید. اصلش این است که دشمن به این خواستههایش نرسیده.
خب، الان گفتند این اسنپبک برگشته و تحریم اسنپ اجرا شده. تحریمها برگشته. کشتیهای ایران که از اینجا میخواهد برود بیرون را آمریکا میتواند بگیرد، توقیفشان کند و بازرسی کند. خب، نفت ایران نباید صادر بشود. فشار آوردن به روسیه، به چین، به هند، به جاهای دیگر. سنتکام (فرمانده مرکزی آمریکا) پریروز بیانیه داده که ما اگر کشتی تردد کند میگیریم، برخورد میکنیم، هر تحرکی بشود مواجهه صورت میدهیم. نیروی دریایی ارتش و سپاه آرایش جنگی در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای مکران گرفتهاند. به خصوص در تنگه هرمز.
در جنگ دریایی یک لایه سطحی داریم همین شناورها، یک لایه زیر سطحی دارید (زیردریایی و مینریزی)، یک لایه هوایی دریایی داریم، یک لایه آتش به ساحل داریم که NGS (نیوال گان فایر ساپورت) و یک حرکت از ساحل از دریا به ساحل دارید (تفنگداران دریایی) و به عکسش که از دریا به ساحل حمله میشود، تفنگداران باید دفاع کنند (تفنگداران دریایی). این ۴-۵ تا آرایشی که میبینید. ما سیستمهای موشکی دریاییمان در این جنگ ۷۰۰ روز تست شد. هم با آنها ناو هواپیمابر زدند، هم ناو جنگی زدند، هم کشتی تجاری. شهپادها امتحان شدند. پهپادهای شناور، پهپادهای دریایی هم که هستند، آنها هم سر جای خودش. همه اینها را در نظر گرفتید.
در تنگه هرمز و در خلیج فارس سلاح فوق استراتژیک جمهوری اسلامی چیست؟ مین. چطور تنگه هرمز را میبندید؟ با موشک؟ نه. با شناور؟ نه. با چی؟ شما هر جا را بخواهید مسدود کنید در دریا، فرش مین ایجاد میکنید. مینهای کفخواب و مینهای آویزان ۰۱۰۲ (این گردها که شاخک دارند)، و مینهای تابوتی که میرود میخوابد زیر آب مثل تابوت است، شناور رد میشود منفجر میشود. یکی از عظیمترین ناوگانهای مینریزی جهان را داریم. مین دریایی جمع کردنش بسیار بسیار سخت و پر مصیبت است. اینها مینهای ۰۱۰۲، آن یکی هم مینهای کفخوابه. الان در جمهوری اسلامی این قابلیت را داریم. دشمن از این توان نیروی دریایی سپاه به شدت میترسد. خب، یعنی جنگ اگر به مرحله حساسی برسد که ما دیگر نخواهیم از خلیج فارس استفاده کنیم و از تنگه هرمز استفاده کنیم و نگذاریم دیگران هم استفاده کنند، کار را میکشیم به اینجا.
تا ما درگیر جنگ نشویم، کسی نمیدانست این حجم موشک بالستیک وقتی شلیک میشود چه اثری دارد. در دنیا چینیها خیلی موشک بالستیک ساختهاند، و موشک روسها خیلی ساختهاند، آمریکاییها خیلی ساختهاند. آمریکاییها یک جا ۳۰ تا زدند، ۵۰ تا زدند مثلاً علیه افغانستان، علیه طالبان، علیه نمیدانم صدام ۲۰ تا، ۳۰ تا، ۵۰ تا. تام هاوک کروز زدند. اما هیچ وقت این حجم از موشک بالستیک مثلاً ۶۰۰ فروند در ۱۲ روز شلیک بشود برود بخورد تأسیسات رژیم صهیونیستی. خب، و همه هم جلوش را بخواهند بگیرند (آمریکا، نمیدانم، کشورهای عربی، فرانسه، انگلیس همه جلوش را بگیرند) نتوانستند. همینطور که شگفتیهای جنگ ۷۳۰ روزه یک بخشش موشکهای بالستیک بود و موشکهای کروز که ایران شلیک میکرد و یمن. شگفتانه جنگ آینده غیر از موشکهای کروز ساحل به دریا (c۸۰۲ و نمیدانم کرم ابریشم و غیره و ذلک) اصلیترین شگفتی در جنگ مین است. یعنی وقتی به مرحله نهایی میرسد، فرش مین است که پدر صاحب بچه دشمن را در میآورد. یعنی اگر ۶۰۰ تا تا ۸۰۰ تا مین ریخته بشود تو ۲۴ ساعت در تنگه هرمز، از مصب خروجی از ابوموسی برو همینجوری به سمت تنگه هرمز، دیگر هیچ نفتکشی، کشتی تجاری نمیتواند خارج بشود، هیچی هم نمیتواند وارد بشود. حالا تازه جهان با شگفتیهای مین روبرو میشود.
و همه دنیا میخواهند بگویند: عجب! ایران یک چیز ابتکاری را کرد به اسم پهپاد، یک ابتکاری هم رو کرد به اسم جنگ موشکهای بالستیک و کروز، حالا یک ابتکار جدید را میکند جمهوری اسلامی به اسم جنگ مین. چون این شیوه جنگ مین بعد از جنگ جهانی دوم تا حالا امتحان نشده. این مینهای پیشرفتهای که در طول این ۶۰-۷۰ سال ساخته شده، برای اولین بار در یک جنگی میخواهد استفاده بشود و این بسیار بسیار حائز اهمیت است. یک مطالعهای کنید در این حوزه، فیلمهایی که وجود دارد را در یوتیوب ببینید، متون مکتوبی که به زبان انگلیسی هست را مطالعه کنید، یک کمی آشنا میشوید. چون اینها یک بخشش است. آنچه که ما داریم از اینها فراتر است.
و خب، طبعاً یکی از ابعاد قدرت ملی این است، یعنی به همان نسبتی که در ۴۰ سال گذشته موشکهای بالستیک ما توسط حسن تهرانی مقدم و حاجیزاده و دیگران بسط پیدا کرده، در طول ۴۰ سال گذشته ما در جنگ مین هم کارهایی داشتیم. ضمناً ما اولین ضربهای که به آمریکا زدیم خیلی صداش درآمد، بریجتون بود که شهید نادر مهدوی در ۱۶ مهر ۱۳۶۶ شهید شد، قبلش در مدت قبلش توانسته بود بریجتون را با مین منهدم کند. آمریکاییها قبلاً ضربشست سیستم مینریزی جمهوری اسلامی را لاجرعه نوشیدهاند. لذا شگفتانه جنگ بعدی: شناوری و سطحیاش در قایقهای تندرویاش هست، موشکهای کروزش دریا به دریاش هست، موشکهای کروز ساحل به دریاش، آن شهرکهای موشکی زیر ساحل که دیروز آقای پاکپور با موتور رفته همه را سر زده داخل آن تونلها با موتور نشان داد تلویزیون رفته، آنها هست. اما بیشترین چیزی که دشمن میترسد مین است. از نظر مطالعاتی سرچ کنید، بگردید، آشنا بشید که فردا که این درگیریها اگر یک روز شروع شد، بتوانید توی تحلیل برای اطرافیان این چهارچوب را روشن کنید.
موفق و موید باشید. انشاءالله والسلام.
◀️ مشاهده در یوتیوب:
◀️ مشاهده در آپارات: