ویرگول
ورودثبت نام
پویا بهروش
پویا بهروشعلاقمند به یادگیری بیشتر ، ایمیل من : pooyabehravesh توی جیمیل :)
پویا بهروش
پویا بهروش
خواندن ۹ دقیقه·۳ روز پیش

هدف وسیله را توجیه «می‌کند»

توجیه وسیله به واسطه هدف، همواره مسئله‌ای بحث‌برانگیز بوده‌است (دست‌کم برای من). به بیانی ساده‌تر، آیا ما مجاز هستیم از «هر» وسیله ممکن برای دستیابی به هدف مورد نظر استفاده کنیم؟

نقاشی مرگ سزار، اثر وینچنزو کاموچینی، 1806
نقاشی مرگ سزار، اثر وینچنزو کاموچینی، 1806

معمولاً گزاره‌هایی از این دست که به‌صورت «کلی» بیان می‌شوند، با پاسخی منفی مواجه‌اند؛ بی‌آنکه در همان لحظه دلیلی روشن برای آن‌ها اقامه شود یا به عرصهٔ مباحثه گذاشته شوند. علت این امر را می‌توان در پذیرش اولیهٔ این منطق جست‌وجو کرد که هیچ گزاره یا وضعیت کلی‌ای را نمی‌توان به‌عنوان قانونی فراگیر یا هنجاری قطعی بر جامعهٔ بشری تحمیل کرد؛ با این حال، مباحثه هرگز امری ناپسند نیست.

حال قصد دارم برای نخستین‌بار در ذهنیات شخصی خود—که اکنون از مسیر انگشتانم بر صفحه نقش می‌بندند پاسخی «مثبت» به یک گزارهٔ کلی در باب رفتار اجتماعی بدهم و بگویم: بله، هدف کاملاً وسیله را توجیه می‌کند. در این مسیر، می‌کوشم با خود در این باب به گفت‌وگو بنشینم و در نهایت، یا با رویکردی شبیه به «برهان خلف» آن را رد کنم، یا در صورت فقدان نقیض‌های کافی، به تأیید آن برسم.


هدف چیست؟

در مناسبات بازارزده‌ی امروز، «هدف» اغلب به کالایی بدل شده است که برای کسب اعتبار یا موقعیت، به دیگران فروخته می‌شود؛ ابزاری برای بازاریابیِ شخصی که در آن، خودِ مفهومِ هدف قربانیِ ویترین‌سازی می‌شود. اما فراتر از این نگاه ابزاری، پرسش بنیادین این است: آیا هدف تعریفی واحد دارد؟

به مانند تمامی چیزهایی که در این دنیا وجود دارند و حتی ندارند، نقطه‌نظرها و تعاریف مختلفی برای هدف وجود دارد. ارسطو می‌گوید: هرچیز، برای رسیدن به یک غایت(Telos) به وجود آمده. غایت نهایی انسان، سعادت(Eudaimonia) است.

به بیانی دیگر، ارسطو هدف را اینگونه بیان کرده:‌ هدف، پیش از آنکه جهت حرکت باشد، لازمه وجود است. هرچیزی وجود دارد برای رسیدن به یک غایت؛ و اگر غایت و هدفی نباشد، موجودیت معنا پیدا نمی‌کند. ارسطو در همان گزاره، هدف نهایی انسان‌ و یا جهت حرکت را هم تعریف و تعیین کرده؛ سعادت، به معنای برآیند مثبتی از کل روند زندگی و نه خوشی لحظه‌ای.

در نگاه تقریبا مقابل، نیچه نشسته‌است. که صراحتا بیان می‌کند هدف، چیزی نیست که از قبل وجود داشته باشد، بلکه ساخته می‌شود. کمی مشابه آن، سارتر قرار دارد، با این دیدگاه:‌ هدف، یعنی انتخابی که مسئولیت تامش با فرد است.

پرسش پاسخ‌دار: مجموع نقطه‌نظرهای ذکر شده و تعریف نهایی هدف در این موضوع خاص چیست؟

پاسخ:

هدف تمام آن چیزی‌ست که برای دست‌یابی به آن، حاضر به هزینه کردن هستیم.

هدف، آن چیزی است که انتخاب یا گمارده می‌شود؛ برای دستیابی به آن، مسئولیت حرکت را برعهده گرفته، از عالم عدم پا به عالم وجود می‌گذاریم، آن‌را دیده و به سویش قدم برمی‌داریم؛ و در این راه از وسایلی استفاده می‌کنیم. وسایلی از جنس رفتار (برخورد، کنش و واکنش) و تصمیمات، حرکت و توقف و تمام آن چیزی که در مسیر حرکت وجود دارد.

وسیله چیست؟

در این موضوع، بحث اصلی نه بر سر هدف و چیستی آن، بلکه در سر وسیله است. گویا وسیله‌است که ماهیتی مثبت و منفی به وضعیت و هدف می‌دهد و تعاریف بسیار زیادی هم دارد.

از دیدگاه منطقی و بدون تفسیر، وسیله یعنی هر کنش، ابزار و یا روشی که برای رسیدن به یک هدف به کار گرفته می‌شود. این یک تعریف بسیار جامع و نه کامل است از وسیله، نه تا زمانی که وارد بحث اخلاق شویم جهت تفسیر سوال اولیه.

از دیدگاه ارسطو، وسیله صرفا یک ابزار بیرونی نیست، بلکه وسیله خود عمل است. نیت، انتخاب و شیوه‌ی انجام کار همگی وسیله هستند. کانت در نگاهی دیگر، وسیله را چیزی تعریف می‌کند که انسان را به ابزار رسیدن به هدف تبدیل می‌کند. برای مثال، فریب، ابزار سلب اختیار فرد است و دروغ، استفاده ابزاری از قدرت عقلانی فرد مقابل. در معنای دیگر، از دیدگاه کانت، وسیله، چه کاری کردن نیست، بلکه «با چه کسی چه کاری کردن است» و در این تعریف، توجه خاصی را معطوف انسان می‌کند. از دیدگاه فایده‌گراها، وسیله به معنای هزینه‌ایست که برای رسیدن به نتیجه پرداخت می‌شود؛ و از دیدگاه ماکیاولی، وسیله یعنی هرچیزی که هدف را به دستیابی برساند [1].

علاوه بر اینکه می‌توان وسیله را از دیدگاه اخلاقی و یا کارکردی تعریف کرد، می‌توان دیدگاه نیچه را هم مورد نظر قرار داد: ریشه‌ و زادگاه وسیله. به تعریف دیگر، وسیله، ادامه‌ی «اراده معطوف به قدرت» است. پس سوال این نیست که این کار اخلاقی هست یا نه؟ سوال این است که این کار نشأت گرفته از ترس است یا قدرت؟ در نتیجه، وسیله‌ای که برگرفته از ترس باشد، حتی با وجود موفقیت و رسیدن به هدف، در نهایت تحقیر آمیز است.

در نهایت سوالات دیگری پیش می‌آیند: تعریف وسیله می‌تواند با نوع هدف و غایت تغییر کند؟ یک وسیله در دو غایت می‌تواند تعاریف جداگانه‌ای داشته باشد؟ آیا وسایل ذاتا آلوده و یا ذاتا پاک هستند؟


بازگشت

جهت تعریف وسیله و هدف، از دیدگاه فیلسوفانی چند استفاده شد و می‌توان پاسخ سوال اول را در تعاریف آنان دید.

برای مثال واضح است که ارسطو پاسخ منفی می‌دهد. از این طریق که هدف مهم نیست، فردی که به هدف و غایت می‌رسد مهم است. وسیله آن چیزی است که انسان را در راه رسیدن به هدف کمک نمی‌کند، بلکه آن چیزی است که انسان را در راه رسیدن به هدف می‌سازد و تشکیل می‌دهد. فارغ از آنکه نقطه پایان مسیر رسیدن به هدف چیست، کسی که به آن نقطه هدف رسیده، چیست و از چه ساخته شده مهم است. پس هدف هرچه باشد، وسیله‌ای که انسان انتخاب کرده مهم است؛ و رسیدن یک انسان فاسد (بسنده می‌کنم به تعریف و دیدگاه کلی و گذرای این صفت برای انسان، به دلیل عدم ارتباط موضوع به تعریف و تفصیل این نسبت)، به هدف مثبت، در نهایت مثبت نیست. پس، از دیدگاه ارسطو و کانت، مقدس بودن هدف، توان پاکیزه کردن وسیله نامقدس را ندارد.

اما با فاصله گرفتن از حیطه اخلاق فردی و اجتماعی و ورود به بررسی از دیدگاه پایداری اجتماعی و کارکردی، اگر وسیله را صرفا هزینه‌ای برای پایداری جامعه بشریت بخوانیم، هدف کاملا وسیله را توجیه می‌کند. در این صورت، درد، رنج، بی‌عدالتی، صداقت، جان، حرکت و...، همگی در کفه‌ای از ترازوی هدف-وسیله هستند که اگر خروجی مثبت باشد، پس وسیله کاملا قابل قبول خواهد بود. بدین معنا که برای مثال اگر هدف حفظ نظم اجتماعی و ثبات سیاسی است، اخلاقیات اهمیت زیادی نداشته و دروغ پذیرفته است.

بازگشت به سوال:

آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند؟

در اینجا چیزی نهفته‌است. ماهیت وسیله. اینکه ما همانگونه که صفات زشت، زیبا، بزرگ و... را به اشیا نسبت می‌دهیم، وسیله را نیز در دو دسته‌بندی کلی قرار می‌دهیم: خوب و بد و این ربطی به طرز دیدگاه ما در رابطه به پاسخ سوال ندارد، بلکه این پیش‌فرض را قرار می‌دهیم که چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. و قبل از اینکه یک وسیله را خوب یا بد دسته‌بندی کنیم، به هدف می‌نگریم. آن‌جاست وسایل خوب می‌توانند خوب بمانند و یا بد شوند. و همچنان برای وسایل بد.

به بیان دقیق تر، در پاسخ به سوال آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند؟، پیش از پاسخ دادن به این موضوع، یک رشته فکر، برحسب دیدگاه(و شاید منفعت) ما از هدف تشکیل می‌شود. یک رشته‌ای شامل یک سوال که هدف چیست؟ و پس از آن، وسیله را برای هدف دسته‌بندی می‌کنیم.

و این تشکیل رشته فکری و دسته‌بندی، از امیدی نشأت می‌گیرد برای توجیه هدف، و یا رد هدف با نهاد قرار دادن وسیله. اگر قصد رد هدف باشد، هیچ وسیله‌ای خوب نخواهد بود. در اینجا همان‌گونه که مشهود است، این بار نه هدف، و بلکه وسیله‌است که خود به نوعی غایت تبدیل شده و گویا اهمیت هدف کمتر از وسیله می‌شود؛ وسیله از ابزار و روش، به معیار داوری اخلاقی و غایت تبدیل می‌شود.

پس در این نقطه، وسیله در انتظار توجیه شدن نیست و از قبل با نگاه به هدف، وسیله را ارزش‌گذاری کرده‌ایم، در نتیجه مسئله، نه توجیه وسیله توسط هدف، بلکه تناسب وسیله با هدف است. و این تناسب اخلاقی-هستی چیزی‌است شناختی، و نه ریاضی.

لذا به‌نظر می‌رسد خودِ پرسش «آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند؟» واجد اشکال است. این پرسش، ناخواسته، وسیله را در جایگاهی قرار می‌دهد که گویی منتظر داوری نهایی هدف است؛ حال آنکه در عمل، ارزش‌گذاری وسیله پیشاپیش و بر اساس تلقی ما از هدف صورت گرفته است. از این‌رو، شاید پرسش دقیق‌تر آن نباشد که آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند یا خیر، بلکه این باشد که آیا وسیله، اساساً برای آن هدف مناسب است؟ یا حتی فراتر از آن:

آیا این وسیله، با ماهیت آن هدف هم‌سنخ است؟ زیرا وسیله صرفاً راه رسیدن به هدف نیست، بلکه کیفیتِ مسیر و شکلِ فاعلِ کنش را تعیین می‌کند. وسیله، همان چیزی است که در فرآیند رسیدن، هدف را «قابل تحقق» یا «بی‌معنا» می‌سازد.

در این معنا، می‌توان گفت مسئله اصلی نه توجیه وسیله به‌واسطه هدف، بلکه توجیه هدف به‌واسطه وسیله است؛ چرا که اگر وسیله‌ای با ماهیت هدف ناسازگار باشد، آنچه محقق می‌شود دیگر همان هدف اولیه نخواهد بود، بلکه صورتی دگرگون و تهی‌شده از آن است.

با این گفته، این دیدگاه که: اگر فردی «بد» به غایت سعادت برسد، کماکان بد است؛ بدین شکل در می‌آید که فرد با وسیله‌ی «بد» در راه هدف «سعادت» به آن نخواهد رسید و هرگونه پایان مسیر و نتیجه، چیزی غیر از آن سعادت است.

اگر هدف، صلح باشد اما وسیله، کشتار؛ آنچه در پایان به دست می‌آید "صلح" نیست، بلکه "سلسله‌مراتبی برخاسته از وحشت" است که تنها نام صلح را بر آن گذاشته‌ایم. در واقع، وسیله نه تنها هدف را توجیه نمی‌کند، بلکه آن را بازآفرینی می‌کند.


این مسیر مباحثه، نتیجه‌ای را به همراه داشت غیر از آنچه که در مقدمه متن انتظار می‌رفت. اینکه با پیشفرض قرار دادن جواب مثبت برای پرسش، و تلاش برای رد و یا تایید آن، به وضعیت سومی رسیدیم، رد سوال. بدین معنا که در نهایت، پرسش «آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند؟» بیش از آنکه پاسخی بطلبد، خود نیازمند بازاندیشی است. این پرسش، با پیش‌فرض گرفتنِ برتری هدف، وسیله را به‌اشتباه در موضع داوری می‌نشاند؛ حال آنکه وسیله صرفاً راهی برای رسیدن نیست، بلکه عنصری سازنده است که ماهیت کنش، فاعل آن و حتی خودِ هدف را در فرآیند تحقق شکل می‌دهد. از این منظر، مسئله نه توجیه اخلاقی وسیله به‌واسطهٔ هدف، بلکه سنجشِ سازگاری و تناسب وسیله با هدف است؛ چراکه هرگاه وسیله‌ای با ماهیت هدف ناهم‌سنخ باشد، آنچه در پایان محقق می‌شود، دیگر تحقق آن هدف نیست، بلکه بدلِ تحریف‌شده‌ای از آن است که تنها نام هدف را یدک می‌کشد.


[۱] این یک برداشت رایج اما سطحی از ماکیاولی است. او هرگز نگفت «هر وسیله‌ای» خوب است؛ او می‌گفت برای «حفظ نظام و امنیت کشور»، شهریار ناچار است گاهی اخلاق فردی را فدا کند. بحث او بر سر «ضرورت» بود، نه مجاز بودنِ مطلقِ هر وسیله‌ای. و این نقل قول ناقص و سطحی از ماکیاولی صرفا جهت بررسی دیدگاه‌های متفاوت از دیدگاه‌های دیگر گفته شده.

فلسفههدف
۰
۰
پویا بهروش
پویا بهروش
علاقمند به یادگیری بیشتر ، ایمیل من : pooyabehravesh توی جیمیل :)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید