اگر از بیشتر آدمهای موفق بپرسید راز پیشرفتشان چه بوده، احتمالاً پاسخهای متفاوتی خواهید شنید؛ اما تقریباً همه آنها در یک نقطه اشتراک دارند: تمرکز.
با این حال، دنیای امروز ما را به سمت چیز دیگری هل میدهد. از همان لحظهای که چشممان را باز میکنیم، با دهها اعلان، پیام، ایمیل، ایده و مسئولیت روبهرو میشویم. از طرفی هم مدام این جمله را میشنویم که «باید چند کار را همزمان انجام دهی تا موفق شوی.»
اما آیا واقعاً مغز انسان برای انجام همزمان چند کار طراحی شده است؟

بسیاری از افراد تصور میکنند که میتوانند همزمان روی چند پروژه کار کنند و در همه آنها بهترین عملکرد را داشته باشند. اما تحقیقات علوم شناختی چیز دیگری میگوید.
واقعیت این است که مغز انسان در بیشتر مواقع قادر به انجام همزمان دو فعالیت ذهنی پیچیده نیست. آنچه ما به عنوان «مولتیتسکینگ» میشناسیم، در حقیقت جابهجایی سریع بین کارهاست؛ یعنی ذهن مدام از یک موضوع به موضوع دیگر میپرد.
شاید این جابهجایی در ظاهر فقط چند ثانیه طول بکشد، اما هر بار که تمرکزمان را تغییر میدهیم، مغز باید دوباره اطلاعات مربوط به کار قبلی را کنار بگذارد و اطلاعات جدید را بازیابی کند. این فرآیند هزینه دارد؛ هزینهای که به شکل کاهش تمرکز، افزایش اشتباهات و خستگی ذهنی خودش را نشان میدهد.
فرض کنید در حال نوشتن یک مقاله هستید. بعد از چند دقیقه یک پیام دریافت میکنید و آن را جواب میدهید. سپس ایمیلتان را چک میکنید، چند دقیقه در شبکههای اجتماعی میچرخید و دوباره به نوشتن برمیگردید.
احساس میکنید که فقط چند دقیقه از کار فاصله گرفتهاید؛ اما واقعیت این است که ذهن شما باید دوباره وارد همان جریان فکری قبلی شود. این بازگشت همیشه فوری نیست و گاهی چندین دقیقه زمان میبرد تا دوباره به همان کیفیت تمرکز برسید.
به همین دلیل است که گاهی بعد از ساعتها کار، احساس میکنیم پیشرفت چندانی نداشتهایم؛ چون زمان زیادی صرف جابهجایی بین کارها شده است، نه انجام واقعی آنها.
البته این به آن معنا نیست که هر نوع انجام همزمان کارها اشتباه است.
اگر یکی از فعالیتها کاملاً خودکار باشد، مثل پیادهروی همراه با گوش دادن به یک پادکست یا مرتب کردن اتاق هنگام گوش دادن به موسیقی، مغز معمولاً مشکلی با انجام همزمان آنها ندارد.
مشکل زمانی آغاز میشود که دو فعالیت، هر دو به تصمیمگیری، تحلیل، خلاقیت یا تمرکز نیاز داشته باشند. مثلاً نوشتن یک گزارش و پاسخ دادن به پیامهای کاری، یا برنامهنویسی همزمان با شرکت در یک جلسه آنلاین.
در چنین شرایطی کیفیت هر دو کار کاهش پیدا میکند.
گاهی افراد تصور میکنند تمرکز یعنی فقط یک هدف در تمام زندگی داشته باشیم. اما موضوع این نیست.
همه ما نقشهای مختلفی داریم؛ خانواده، کار، یادگیری، سلامتی و تفریح. طبیعی است که در طول زندگی به همه این بخشها توجه کنیم.
تمرکز یعنی در هر لحظه فقط یک اولویت اصلی داشته باشیم.
وقتی زمان نوشتن است، فقط بنویسیم.
وقتی زمان یادگیری است، فقط یاد بگیریم.
وقتی کنار خانواده هستیم، واقعاً کنار آنها باشیم.
این نوع حضور کامل، کیفیت زندگی را هم افزایش میدهد.
یکی از دلایل آشفتگی ذهن، شروع کردن پروژههای متعدد است.
خیلی از ما کتابی را نیمهکاره رها کردهایم، دورهای آموزشی را شروع کردهایم اما تمام نکردهایم، یا چندین پروژه را همزمان پیش بردهایم.
هر پروژه نیمهتمام، بخشی از ذهن ما را درگیر نگه میدارد. به همین دلیل است که گاهی حتی زمانی که مشغول استراحت هستیم، احساس میکنیم ذهنمان هنوز آرام نشده است.
تمام کردن یک کار، فقط یک نتیجه بیرونی نیست؛ بلکه به ذهن هم احساس پایان، نظم و آرامش میدهد.
هر بار که روی یک کار تمرکز میکنید، در واقع تصمیم میگیرید که دهها کار دیگر را فعلاً انجام ندهید.
این شاید سختترین بخش تمرکز باشد؛ نه انجام دادن یک کار، بلکه «نه گفتن» به بقیه گزینهها.
افراد موفق معمولاً فرصتهای بیشتری از دیگران ندارند؛ آنها فقط بهتر انتخاب میکنند که انرژی، زمان و توجهشان را روی چه چیزی سرمایهگذاری کنند.
چند راهکار ساده اما مؤثر:
مهمترین کار روز را قبل از هر چیز انجام دهید.
هنگام انجام یک کار، اعلانهای تلفن همراه را خاموش کنید.
برای هر فعالیت، بازه زمانی مشخصی تعیین کنید.
قبل از شروع پروژه جدید، پروژه قبلی را تا حد امکان به پایان برسانید.
بین دورههای تمرکز، استراحت کوتاه داشته باشید تا ذهن بازیابی شود.
تعداد تصمیمهای غیرضروری روزانه را کاهش دهید تا انرژی ذهنی برای کارهای مهم حفظ شود.
در دنیایی که همه چیز برای جلب توجه ما رقابت میکند، تمرکز به یک مزیت رقابتی تبدیل شده است.
ممکن است انجام همزمان چند کار، احساس مشغول بودن را به ما بدهد؛ اما مشغول بودن همیشه به معنای پیشرفت نیست.
گاهی بزرگترین قدمی که میتوانیم برای موفقیت برداریم، این نیست که کارهای بیشتری انجام دهیم؛ بلکه این است که تصمیم بگیریم در هر لحظه، فقط روی مهمترین کار تمرکز کنیم.
شاید موفقیت بیش از آنکه به توانایی انجام چندین کار وابسته باشد، به توانایی نادیده گرفتن کارهای غیرضروری و حفظ تمرکز روی یک مسیر بستگی دارد. و این مهارتی است که هر کسی میتواند آن را تمرین کند.