مهدی باقری، دانشجوی کارشناسی فلسفه دانشگاه شهید مطهری
این متن در نقد یادداشت «در جستجوی سنگبنای شناخت (۱)» در پیششماره اول نشریه فصل مشترک نوشته شده است.
ماجرای متن برای انتقال آنچه که میخواستید بگویید، شروع خوبی دارد؛ اما در ادامهی بحث، هنگامهی «عوامل محیطی و اعتماد به آنها»، موضوع بیاعتمادی به محیط اطراف برای اکثر مخاطبان از جمله مخاطبی که احساس مشکلی ازین طریق نکرده، نامأنوس است. چنین مخاطبی به وضوحِ مثالِ دم دستیِ "شکسته دیده شدن مداد در لیوان آب، به دلیل شکست نور"، بیاعتمادی به دریافتهای حسی شفاف ما را از محیط شاید درک نکند.
همچنین، بخش مربوط به «استدلال عقلی و بیاعتمادی به آن» برای دانشجوی علوم ریاضی که تجربهی موفقی از عقلانیت و نتایج آن دارد، ممکن است چندان اقناعکننده نباشد و او را به شک نیندازد.
دیگر نمونهی ضعف متن جایی است که گفته شده «بعضی افراد به حس اعتماد ندارند»؛ اما مقدمه و استدلال و مثالی برای شفاف شدن ادعا وجود ندارد. آخر چرا باید کسی به چشمانش و آنچه که با ایندو میبیند، اعتماد نکند؟! (آها حالا شد، بیماری کور رنگی وجود دارد!)
سرانجام، با چنین کلیگویی و فقدان مثالهای مناسب، متن نتوانسته تلنگر خوبی به مخاطب بزند. برای چنین تأثیری، لازم است از مثالهای روشنتر و مسئلهسازی دقیقتر استفاده شود تا ما، به واقع، طعم محاط شدن در شکِ نسبت به معرفتها را بچشیم. مثلا از خطاهای حسی یا خطاهای استدلالی بهعنوان نمونههایی ملموس استفاده کرد، یا محدودیتهای عقل و حس در شناخت را مطرح کرد تا حق مطلب ادا شود.