
شما و تمام کسانی که دوستشان دارید،روزی خواهید مرد. تنها بخش کوچکی از چیزهایی که گفته اید یا کارهایی که انجام داده اید برای تعداد کمی از مردم اهمیت خواهند داشت، آن هم صرفا برای یک مدت کوتاه این حقیقت ناخوشایند زندگی ست تمام مسائلی که به آنها فکر میکنید یا کارهایی که انجام می دهید، تنها گریز استادانه ای از این حقیقت اند. ما غبارهای کیهانی بی اهمیتی هستیم که در یک نقطه آبی پرسه می زنیم و به هم برخورد می کنیم. عظمتی برای خودمان تجسم می کنیم و اهدافی برای خودمان میسازیم اما راستش را بخواهید؛
ما هیچ نیستیم پس از قهوه ی لعنتی تان لذت ببرید!
پی نوشت 1:بخشی از کتاب اوضاع خراب است/مارک منسون .
پی نوشت2: آهنگ نوستالژیک ایرج بسطامی به نام «درد عشق و انتظار» ربطی به پست نداشت اما اقای خوش صدای هستند ، برای همین گذاشتم.