قلم(:·۱۳ روز پیشدر زندگی بعدی ام محال است «من» باشم.در زندگی بعدی، دیگر من نخواهم بود. نه آن من که خاطراتش چون بارانی بیوقفه بر سرش میبارد..، نه آن من که نقاب چهرهها بر صورتش سنگینی میکند…
قلم(:·۱۷ روز پیشچرا اینطور شدم؟چطور شد که احساسات ساده، پیچیده شدند؟ چطور شد که میل به دوست داشتن به معضلی درونی بدل گشت؟
قلم(:·۲۳ روز پیشاستعفای روح: در باب وحشت دوستیگاهی وقتها، تنها راهی که برای دیده شدن پیدا میکنی، اینه که در چشم دیگران، خودت رو نابود کنی