رها نام من شد نه از روی هوس
که جانم ز دیری هوای سفر داشت
نه از بیم طوفان نه از بند ساحل
دلم آرزوی گذشتن به سر داشت
مرا در قفسهای زرّین نشاندند
ولیکن دلم شوق بال و پر داشت
نه از اهل نامم نه در بند شهرت
دلم با خود و با جهان ماجرا داشت
رها عمادی پور