ویرگول
ورودثبت نام
رامین منصف کسمائی
رامین منصف کسمائیدانش آموخته حقوق . عضوکانون وکلا . پژوهشگر تجربی روانشناسی حوزه جرم . سرتیفکیت حقوق پزشکی
رامین منصف کسمائی
رامین منصف کسمائی
خواندن ۴ دقیقه·۲ روز پیش

ذهن‌های قانون‌گریز؛ تقصیر با مغز است یا با اراده؟

از دیرباز، یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های حقوق کیفری این بوده است که چرا برخی افراد مرتکب جرم می‌شوند. آیا مجرم فردی است که آگاهانه و آزادانه قانون را نقض می‌کند یا آنکه بخشی از رفتار او ریشه در ساختارهای زیستی، روانی و عصبی دارد که خارج از کنترل ارادی او شکل گرفته‌اند؟ پیشرفت علوم اعصاب در دهه‌های اخیر، این پرسش را از حوزه فلسفه به قلمرو حقوق کیفری و جرم‌شناسی کشانده است (Greene & Cohen, 2004).

پژوهش‌های علوم اعصاب نشان داده‌اند که برخی ناهنجاری‌ها در قشر پیش‌پیشانی مغز (Prefrontal Cortex) می‌توانند بر قدرت تصمیم‌گیری، کنترل تکانه‌ها و ارزیابی پیامدهای رفتار تأثیر بگذارند. مطالعات تصویربرداری مغزی حاکی از آن است که در برخی مجرمان خشن، فعالیت این بخش از مغز کمتر از افراد عادی است (Raine, 2013). همچنین پژوهش‌های انجام‌شده بر روی آسیب‌های مغزی نشان داده‌اند که صدمات وارده به لوب پیشانی می‌تواند با افزایش رفتارهای ضداجتماعی و کاهش مهار رفتاری همراه باشد (Damasio, 1994).

با این حال، یافته‌های علوم اعصاب به معنای نفی مسئولیت کیفری نیست. بسیاری از حقوقدانان معتقدند که پذیرش جبر زیستی مطلق، بنیان‌های مسئولیت کیفری را متزلزل می‌سازد؛ زیرا در این صورت، تمامی رفتارهای انسانی را می‌توان نتیجه فرایندهای عصبی دانست (Morse, 2006). از این رو، حقوق کیفری معاصر تلاش کرده است میان تأثیر عوامل زیستی و اصل پاسخگویی فردی تعادل برقرار کند.

در حقوق ایران نیز مسئولیت کیفری بر پایه ادراک، اراده و اختیار استوار است. قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ در مواد مربوط به جنون و مسئولیت کیفری، فقدان قوه تمییز و اراده را از عوامل رافع مسئولیت دانسته است. بنابراین، صرف وجود اختلال روانی یا تفاوت‌های عصبی برای رفع مسئولیت کافی نیست؛ بلکه باید اثبات شود که این وضعیت توانایی درک یا کنترل رفتار را به‌طور جدی مختل کرده است.

فقه اسلامی نیز در این زمینه دارای مبانی قابل توجهی است. بسیاری از فقهای امامیه مسئولیت را مبتنی بر عقل، قصد و اختیار می‌دانند و معتقدند که تکلیف بدون وجود این عناصر معنا ندارد (امام خمینی، ۱۳۷۹؛ شهید ثانی، ۱۴۱۳ق). بر همین اساس، فردی که فاقد اراده مؤثر یا قدرت تشخیص باشد، واجد مسئولیت کیفری کامل نخواهد بود. با این وجود، فقه اسلامی همانند حقوق معاصر، جبرگرایی مطلق را نمی‌پذیرد و انسان را موجودی مختار می‌داند که در اغلب موارد توانایی انتخاب میان رفتار مشروع و نامشروع را حفظ می‌کند.

از منظر روان‌شناسی جنایی، رفتار مجرمانه نتیجه تعامل پیچیده عوامل زیستی، خانوادگی، اجتماعی و شناختی است. نظریه‌های یادگیری اجتماعی نشان می‌دهند که مشاهده و تجربه خشونت در محیط خانواده می‌تواند احتمال بروز رفتارهای مجرمانه را افزایش دهد (Bandura, 1977). همچنین مطالعات طولی بیانگر آن است که سوءرفتار در دوران کودکی، محرومیت عاطفی و بی‌ثباتی خانوادگی از عوامل خطر مهم در شکل‌گیری شخصیت ضداجتماعی هستند (Farrington, 2003).

امروزه مفهوم «پرونده شخصیت متهم» در بسیاری از نظام‌های کیفری مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پرونده، شناخت ابعاد روان‌شناختی، خانوادگی و اجتماعی متهم و فراهم آوردن زمینه تصمیم‌گیری عادلانه‌تر در فرایند دادرسی است. در واقع، عدالت کیفری نوین می‌کوشد علاوه بر توجه به جرم، شخصیت مرتکب را نیز مورد مطالعه قرار دهد

منصف کسمائی . رامین (پرونده شخصیت متهم ؛ سفری به ذهن مجرم از کودکی تا جنایت ۱۴۰۲ )

(Andrews & Bonta, 2010).

نظر نگارنده

با احترام، نگارنده بر این باور است که نه جبر زیستی و نه اختیار مطلق، هیچ‌یک به تنهایی قادر به تبیین رفتار مجرمانه نیستند. یافته‌های علوم اعصاب به ما نشان می‌دهند که برخی افراد با محدودیت‌های واقعی در کنترل رفتار مواجه‌اند، اما این واقعیت نباید به نفی کامل مسئولیت کیفری بینجامد. عدالت کیفری زمانی به نقطه تعادل نزدیک می‌شود که ضمن حفظ اصل پاسخگویی فردی، به عوامل زیستی، روانی و اجتماعی مؤثر در شکل‌گیری رفتار مجرمانه نیز توجه کند. به همین دلیل، توسعه نهاد «پرونده شخصیت متهم» در نظام قضایی ایران می‌تواند گامی مؤثر در جهت فردی‌سازی مجازات‌ها و تحقق عدالت ترمیمی باشد.

منابع تکمیلی برای خواننده فرهیخته

Andrews, D. A., & Bonta, J. (2010). The Psychology of Criminal Conduct. New Providence: LexisNexis.

Bandura, A. (1977). Social Learning Theory. Englewood Cliffs: Prentice Hall.

Damasio, A. (1994). Descartes' Error: Emotion, Reason and the Human Brain. New York: Putnam.

Farrington, D. P. (2003). Developmental and Life-Course Criminology. Crime and Justice, 30, 221-255.

Greene, J., & Cohen, J. (2004). For the Law, Neuroscience Changes Nothing and Everything. Philosophical Transactions of the Royal Society B, 359(1451), 1775–1785.

Morse, S. J. (2006). Brain Overclaim Syndrome and Criminal Responsibility. Ohio State Journal of Criminal Law, 3, 397-412.

Raine, A. (2013). The Anatomy of Violence: The Biological Roots of Crime. New York: Pantheon Books.

امام خمینی. (۱۳۷۹). تحریرالوسیله. قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

شهید ثانی. (۱۴۱۳ق). مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام. قم: مؤسسه المعارف الاسلامیه.

اردبیلی، محمدعلی. حقوق جزای عمومی. تهران: میزان.

میرمحمدصادقی، حسین. مبانی مسئولیت کیفری در حقوق ایران. تهران: میزان.

منصف کسمائی، رامین. پرونده شخصیت متهم؛ سفری به ذهن مجرم از کودکی تا جنایت.

علوم اعصابحقوقروانشناسیگیلانرشت
۰
۰
رامین منصف کسمائی
رامین منصف کسمائی
دانش آموخته حقوق . عضوکانون وکلا . پژوهشگر تجربی روانشناسی حوزه جرم . سرتیفکیت حقوق پزشکی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید