تشکیلات تنها راه ساختن دنیاست!

من فکر میکنم همه آدم ها به این دنیا می آیند تا دنیا را بسازند و ساخته بشوند.

همه افرادی که روزی پا به این دنیا گذاشته اند و قرار است بگذارند، رسالتی برای ساختن جهان بر دوش دارند. آدم ها به دنیا می آیند تا بفهمند که کجای دنیا باید بایستند و بعد شروع کنند به ساختن و ساختن و ساختن.

اگر بپرسید چرا باید دنیا را ساخت به شما خواهم گفت که زندگی در ساختن خود و ساختن دنیاست که معنا خواهد یافت و اگر بپرسید که دنیا را چه شکلی باید ساخت پاسخ این است که بر مبنای قلب ها!

قلب ریشه دار ترین اعتقادها و عمیق ترین ایمان ها را در خود پرورش میدهد و دنیا را باید شبیه تصویری ساخت که از اعتقاد قلبی مان در ذهن ترسیم کرده ایم. همه آدم ها دنیایی در ذهن دارند که از اعتقادات قلبی شان سرچشمه گرفته و باید جای خودشان را برای ساختن دنیای فردا پیدا کنند. دنیا را انسان ها میسازند و انسان ها را ساختن دنیایی که از قلبشان جوشیده است. پس ما میسازیم تا ساخته شویم و ساخته میشویم تا بسازیم، تا انسان باشیم و زندگی کرده باشیم.

من اما معتقدم تشکیلات تنها راه ساختن دنیاست. تشکیلات همان جایی است که هم قابلیت ساختن انسان ها را دارد و هم قابلیت ساختن دنیا را! آدم ها در تشکیلات باورمند میشوند، یاد میگیرند که هرکاری را بر اساس باور قلبی شان انجام دهند. یاد میگیرند مهم نیست کاری که انجام می دهند کفش جفت کردن است یا سخنرانی کردن، فکر کردن است یا مدیریت کردن، مهم این است که به کاری که میکنند باور داشته باشند برای ساختن دنیا. تشکیلات به آدم ها یاد می دهد جسور باشند و مسئولیت بپذیرند، خودشان را در معرض چالش قرار دهند و رشد کنند. به آدم ها یاد می دهد عازم باشند، اهل دست بر زانو گرفتن و بلند شدن، اهل سخت تلاش کردن. تشکیلات به آدم ها فرصت می دهد استعداد هایشان را بروز بدهند و هر روز بهتر از روز قبل باشند. کار در تشکیلات به آدم ها کمک می کند تا با برعهده گرفتن کارها، مسئولیت ها و چالش با افراد، ظرفیت وجودی شان را بالا ببرند و روح بزرگ تر و زیبا تری داشته باشند. تشکیلات به افراد می آموزد که چطور دوست داشته باشند و دوست داشتنی شوند، چطور رفاقت کنند و مدارا داشته باشند.

تشکیلات به آدم ها یاد میدهد که مسئولیت اجتماعی داشته باشند، که علاوه بر امورات فردی نگاهشان را به اطرافیان هم بدوزند و دغدغه همراهی و کمک کردن به دیگران را فراموش نکنند. آدم ها در تشکیلات ساخته می شوند و در تشکیلات میتوانند دنیا را بسازند.

آدم ها در تشکیلات به هم متصل میشوند و اتصال آدم ها به هم معجزه می کند! اتصال آدم ها به هم میتواند یک امر اجتماعی را محقق کند و تشکیلات حلقه اتصال آدم ها به یکدیگر است.

جامعه ای را تصور کنید که در آن افراد وارد تشکیلات میشوند، رشد میکنند، یاد میگیرند و تجربه بدست می آورند، به یکدیگر متصل میشوند و تشکلها مثل حلقه های منسجم به یکدیگر پیوند میخورند. در چنین جامعه ای اراده تشکل ها اگر بر موضوعی قرار گرفت، حتما تحقق پیدا میکند. آدم ها در این جامعه حلقه های به هم پیوسته یک زنجیر پولادین اند که چون ساخته شده اند و به هم گره خورده اند، میتوانند دنیای مطلوبشان را بسازند!

تشکیلات تنها راه ساختن دنیاست چون آدم ها را بر مبنای قلبهایشان در کنار هم خواهد ساخت و آنها را به هم پیوند خواهد داد و این افراد فرداها را فتح خواهند کرد.