این ترم برای درس مهارت های نرم پروژمون روی محور درست کردن یک پادکست بود که درباره مقایسه تجربیات متخصصان در محیطهای کاری متفاوت متمرکز بود ، عنوان ما مهارتهای نرم در محیط کار حرفهای (صنعتی) در مقابل محیط آکادمیک بودش. برای دستیابی به عمق تحلیلی لازم بنای ما بر جذب دو مهمان کلیدی متمرکز شد: یکی از متخصصان شبکه در اوبر (UBER) و یکی هم از مهندس نرم افزار در شرکت (Snapp) .
مرحلهی اولیه پروژه، که شامل ارتباطگیری و متقاعدسازی مهمانان بود، خودش تمرینی خیلی سختی برای من بودش چون من خیلی آدمیم که سخت میتونم با مردم گرم بگیرم و در به کارگیری مهارتهای نرم تمرین سطح بالایی برام محسوب میشد.
۱. برقراری ارتباط با مهندس شبکه Uber
تعامل با خارج از کشور (UBER) مستلزم رعایت بالاترین استانداردهای حرفهای بود چون ایشون فارسی صحبت نمی کردن و من با ایمیل باهاشون صحبت می کردم. چالشهای اصلی عبارت بودند از:
هماهنگی زمانی : یافتن یک بازه زمانی که هم با ساعات کاری استاندارد خودشون و هم با برنامه تیم همخوانی داشته باشه، نیازمند انعطاف بالا و ارتباطات مکرر از طریق ایمیلهای رسمی بود ، یکی از راه هایی که خیلی بهم کمک کرد این بود که از App هه calcom استفده کنیم که ساعت های مشترک همه اعضای پروژه رو با vote انتخاب کنیم.
اعتمادسازی: از آنجایی که پادکست اول ما بود و کسی مارو نمی شناخت، مجبور شدم از تکنیک cold emailing استفده کنم و بااستفاده از فرستادن نظراتم و خواندن CV شون و فرستادن یک ایمیل با ساختاری مناسب باهاشون ارتباط بگیرم و اعتماددشون رو جلب کنم.
۲. تعامل با مهندس نرم افزارSnapp
من با ایشون چون یکی از آشنا های لینکدینم بود تونستم خیلی راحت کانکت بشم و بگم که پروژه چیه و ایشونم قبول کردن.
بعدش تصمیم گرفتیم که برای هماهنگی بیشتر با همتیمیم علیرضا هر هفته جمعه ها بتونیم یک اسپرینت داشته باشیم که برنامه هامون رو باهم داشته باشیم که خب من مهارت کار تیمیم رو بیشتر کردم و تونستم که نحوه انتقال ایدده و مباحثه رو تمرین کنم و یاد بگیرم ، مثلا اینکه اول خوب گوش کنم و بزارم کامل ایده و نظر طرف مقابل تموم بشه بعد من ایدمو بگم.
با همدیگه چند تا سوال رو مطرح کردیم که اینا میشن:
· لطفاً فرآیند “Onboarding” در شرکت خود را شرح دهید و بگویید چگونه با فرآیند مشابه در شرکت دیگر (اوبر/اسنپ) مقایسه میشود؟
· آیا تجربه تعارضی در تیم خود داشتهاید که ناشی از تفاوتهای فرهنگی در سبک ارتباطی بوده باشد؟ چگونه آن را مدیریت کردید؟
· چگونه بازخورد منفی سازنده را به گونهای به همکاران یا اعضای تیم خود منتقل میکنید تا انگیزه آنها حفظ شود؟
· از دیدگاه شرکت شما، مفهوم “مرز مشخص” بین کار و زندگی در عصر دورکاری چگونه تعریف میشود و چه تغییراتی داشته است؟
· دادهها (Metrics) در شرکت شما چگونه بر تصمیمگیریهای مرتبط با مهارتهای نرم، مانند ارزیابی عملکرد یا رضایت شغلی، تأثیر میگذارند؟
· بزرگترین شکستی که مستقیماً ناشی از ضعف در یک مهارت نرم در تیم خود شاهد بودید، چه بود و سازمان چگونه آن را جبران کرد؟
· با توجه به پیشرفت هوش مصنوعی، کدام یک از مهارتهای نرم فعلی، مانند همدلی یا خلاقیت، فکر میکنید اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد؟
· به عنوان یک مدیر یا رهبر تیم، چه تکنیکهای غیررسمی برای ارتقای مهارتهای ارتباطی تیم خود به کار میبرید که در آموزشهای رسمی کمتر به آن پرداخته میشود؟
· کدام درس یا تجربه دوران تحصیل یا دانشگاه، با وجود اینکه در آن زمان شاید حیاتی به نظر نمیرسید، اکنون در محیط کاری شما بسیار کاربردی و حیاتی شده است؟
· اگر بخواهید به نسخه جوانتر خودتان توصیهای در مورد یکی از مهارتهای نرم که در طول مسیر شغلیتان نادیده گرفتهاید، ارائه دهید، آن توصیه چه خواهد بود؟
درست چند هفته قبل از زمان ست شده برای ضبط ، کشور با قطعی گسترده اینترنت مواجه شد. این اتفاق غیرمنتظره، بلافاصله تمامی پلتفرمهای ارتباطی و ضبط مبتنی بر وب را از کار انداخت و تیم را در موقعیتی بحرانی قرار داد.که بزرگترین نقص برنامهریزی ما شد و ما نتونستیم کار رو به ددلاین برسونیم.
واکنش تیم پس از قطعی، بیشتر معیار صبر بود و بایددر حفظ آرامش، تجزیه و تحلیل سریع وضعیت و برقراری ارتباط با هم تیمیم مستقیماً به تقویت مهارتهای نرم هم مربوط میشد.
خوشبختانه به دو مهمان ایمیل دادم و ازشون عذرخواستم و تونستم باهاشون ارتباط بیشتری بگیرم که منجر به حفظ اعتبار تیم شد.
تجربه ناموفق این ضبط حداقل برای من مفید بود چون تونستم یادبگیرم که چگونه می تونم از طریق راه دور بتونم جقه ایجاد اررتباط رو بگیرم و کلیدش در اراعه اطلاعات جالب توجه در مقدار کمی نوشته باشه ، مثلا بگیم که من رزومه شما رو خوندم و خیلی برام جالب بود و خودمو خوب مرتبط به حوزه طرف مقابل ارتباط بدم و زمینه مشترک بحث پیدا بکنم.