مفهوم «ترمز روانی ثروت» (که گاهی به آن ترموستات مالی یا سقف ذهنی هم میگویند) دلیل اصلی این است که چرا معاملهگران سودهای خود را پس میدهند. در این نوشته برداشتی خواهیم داشت از این مفهوم که در کتاب ایا معامله بکنم یا نه نوشته الکساندر الدر.
آیا تا به حال احساس کردهاید که سوار بر یک ماشین مسابقهای قدرتمند هستید، پایتان را روی پدال گاز فشار میدهید، موتور غرش میکند، اما ماشین به کندی حرکت میکند؟ و بعد متوجه میشوید که تمام مدت ترمز دستی بالا بوده است؟
در دنیای معاملهگری و کسب ثروت، این ترمز دستی همان چیزی است که دکتر الکساندر الدر و بسیاری از بزرگان بازار از آن به عنوان «ترمز روانی ثروت» یاد میکنند. این مفهوم، پاسخ به یکی از بزرگترین معماهای ذهن ماست:
"چرا دقیقا بعد از اینکه یک سود شیرین در بازار میگیرم، بلافاصله با یک اشتباه بچگانه همه آن را به بازار پس میدهم؟"

تصور کنید در خانهای هستید که سیستم تهویه آن روی دمای ۲۵ درجه تنظیم شده است. اگر هوا سرد شود، بخاری روشن میشود تا دما را بالا ببرد. اما نکته کلیدی اینجاست: اگر هوا گرم شود (مثلاً ۳۰ درجه)، سیستم بلافاصله کولر را روشن میکند تا دما را پایین بیاورد و دوباره به ۲۵ برساند.
ذهن ناخودآگاه ما هم دقیقاً یک «ترموستات مالی» دارد.
اگر ظرفیت روانی شما (ترموستات شما) روی داشتنِ ۱۰,۰۰۰ دلار در حساب معاملاتی تنظیم شده باشد، وقتی موجودی شما به ۱۵,۰۰۰ دلار میرسد، ذهن شما احساس خطر میکند! بله، سود کردن برای ناخودآگاهِ تربیت نشده، یعنی خروج از «منطقه امن».
در این لحظه ترمز روانی فعال میشود. ذهن شما شروع به خرابکاری میکند تا موجودی را دوباره به همان سطح امن (۱۰,۰۰۰ دلار) برگرداند.

اگر معاملهگر هستید، احتمالاً بارها قربانی این ترمز شدهاید بدون اینکه بدانید. نشانههای آن چیست؟
غرور کاذب بعد از سود: بعد از یک معامله عالی روی داوجونز، ناگهان احساس میکنید «خدای بازار» هستید و حجم معامله بعدی را بدون مدیریت سرمایه ۵ برابر میکنید.
ترس از برداشت سود: سود شما باز است، به هدف رسیده، اما نمیبندید. چرا؟ چون ناخودآگاه نمیخواهد آن پول مال شما شود.
معامله انتقامی: یک ضرر کوچک میکنید و برای جبران آن، کل سود ماهانه را در یک بعدازظهر به باد میدهید.
دکتر الکساندر الدر معتقد است:
ما در بازار شکست میخوریم، نه به خاطر اینکه تحلیل تکنیکال بلد نیستیم، بلکه به خاطر اینکه «ظرفیتِ داشتنِ پول» را در ذهنمان ایجاد نکردهایم.
این ترمزها معمولاً در کودکی یا تجربیات گذشته شکل گرفتهاند. باورهایی مثل:
"پول چرک کف دست است."
"ثروتمندان آدمهای بدی هستند."
"من لیاقت این همه پول راحت را ندارم."
وقتی شما با چند کلیک در بازار فارکس یا بورس، سودی معادل یک ماه حقوق پدرتان بدست میآورید، احساس گناهِ پنهانی سراغتان میآید. ترمز روانی کشیده میشود تا شما را از شر این "پولِ ناراحتکننده" خلاص کند.

خبر خوب این است که این ترموستات قابل تنظیم است. برای رها کردن ترمز روانی ثروت، این ۳ گام را انجام دهید:
وقتی سود خوبی کردید و ناگهان هوس کردید یک معاملهی عجیب و پرریسک باز کنید، مکث کنید. بلند بگویید: «آها! این ترمز روانی من است که میخواهد سودم را پس بگیرد.» همین آگاهی، قدرت آن را کم میکند.
سعی نکنید یکشبه میلیونر شوید. اگر امروز ۱۰۰ دلار سود کردید، خودتان را تشویق کنید و سعی کنید فردا آن را حفظ کنید. به ذهنتان یاد دهید که داشتنِ این پول «امن» است. با حجمهای سنگین که ضربان قلبتان را بالا میبرد معامله نکنید؛ چون استرس بالا، ترمز را فعال میکند.
هر شب قبل از خواب، خودتان را تصور کنید که موجودی حسابتان دو برابر شده است و شما آرام هستید. کلید ماجرا آرامش است. اگر در تجسمتان پولدار هستید اما استرس دارید، یعنی هنوز ترمز فعال است.
معاملهگری فقط جنگِ بین خریدار و فروشنده روی چارت نیست؛ جنگی است بین «شما» و «باورهای قدیمی شما».
تا زمانی که ترمز روانی ثروت را آزاد نکنید، هرچقدر هم که روی پدال گاز (تحلیل و استراتژی) فشار دهید، فقط لاستیکسایی میکنید و در جا میزنید. پس قبل از باز کردن چارت، اول ترمز دستی ذهنتان را بخوابانید.
