آیا تا به حال در موقعیتهایی قرار گرفتهاید که احساس کردهاید نمیتوانید خودِ واقعیتان را بروز دهید؟ این تجربه، که برای برخی افراد به امری روزمره تبدیل شده، میتواند به رفتاری موسوم به “کدگزینی” منجر شود.
کدگزینی به تعدیلهایی اطلاق میشود که افراد به منظور تطبیق با محیط و کسب پذیرش از سوی دیگران در رفتار، گفتار یا ظاهر خود ایجاد میکنند. این تطبیقها اغلب ریشه در مسائل مربوط به نژاد، قومیت یا زمینههای فرهنگی دارند.

کدگزینی اساساً روشی است برای انطباق سبک، پوشش، زبان یا رفتار با آنچه فرد تصور میکند برای ایجاد حس راحتی در دیگران مناسب است. در ادامه، به بررسی دقیقتر پدیده کدگزینی، ابعاد مثبت و منفی آن، و تأثیرات کلی آن بر افراد میپردازیم.
کدگزینی (به انگلیسی: Code Switching)، در اساس، به تعدیل هویت برای انطباق و ادغام با یک گروه بزرگتر اشاره دارد. این پدیده در زمینههای گوناگون و به دلایل متنوعی بروز میکند. افراد، بسته به محیط و گروههایی که در آن حضور دارند، ممکن است از روشهای متعددی برای کدگزینی استفاده کنند.
“تغییرات هویتی“ میتواند با هدف انحراف توجه از ویژگیهای زیر انجام شود:
هیچیک از ما دارای هویتی ثابت و یکپارچه نیستیم. بلکه برجستگی و اهمیت هویت ما، یا هویتی که در لحظه حاضر مهمترین تلقی میشود، به زمینه و موقعیتی که در آن قرار داریم، وابسته است.
به عبارت دیگر، کدگزینی ابزاری برای مدیریت و کنترل نسخهای از خود است که در هر لحظه خاص، آشکار میشود. این عمل میتواند هم به عنوان سازوکاری برای محافظت از خود و هم به عنوان نوعی از خودگذشتگی تلقی شود.
حال، کدگزینی در عمل چگونه نمایان میشود؟ در ادامه، پنج نمونه از کدگزینی (و روشهای اعمال آن) ارائه میگردد:
نکته حائز اهمیت در تمامی این مثالها، قابلیت “بازگشتپذیری” تغییرات اعمال شده است. اقدامات دائمی مانند جراحی پلاستیک، حذف خالکوبی یا جابجایی فیزیکی در زمره کدگزینی محسوب نمیشوند.
برخی از موارد کدگزینی به صورت آگاهانه انجام میشوند، مانند انتخاب لباس یا زیورآلات برای “انطباق” با محیط یک رویداد. در مقابل، برخی دیگر به صورت ناخودآگاه رخ میدهند؛ به عنوان مثال، ممکن است در حین صحبت با افراد خاص، ناخواسته به زبان، لهجه یا آهنگ صدای متفاوتی روی آوریم.
گاهی اوقات، افراد برای مقابله با کلیشهها یا برآورده کردن انتظارات، کدگزینی میکنند. در برخی موارد، این رفتار پاسخی به فرهنگ یا انتظارات یک نهاد است. حتی ممکن است احساس امنیت، انگیزهای برای کدگزینی باشد.
مطالعه پژوهشی “محل کار CROWN” در سال 2023 نشان داد که کارفرمایان 2.5 برابر بیشتر احتمال دارد موهای زنان سیاهپوست را غیرحرفهای تلقی کنند. این یافته، علت رواج کدگزینی در زنان سیاهپوست در مصاحبههای استخدامی را روشن میسازد.
بر اساس مطالعه CROWN، تقریباً دو سوم زنان سیاهپوست، مدل موی خود را برای مصاحبههای شغلی تغییر میدهند و 54 درصد آنها احساس میکنند که برای موفقیت در مصاحبه، باید موهای خود را صاف کنند.
این افراد با اعمال این تغییرات، در واقع برای محافظت از خود و پیشگیری از انتقاد، به کدگزینی روی میآورند. این رفتار، بازتابدهنده تجربیات و الگوهای گذشته است.
از آنجایی که در گذشته، سوگیریهایی در سیستمهای مختلف وجود داشته است، افراد احساس میکنند که برای کسب فرصت، پذیرفته شدن یا جدی گرفته شدن، باید نحوه ارائه معمول خود را تعدیل کنند.
پدیده کدگزینی واجد پیامدهای دوگانه است و نمیتوان آن را به طور مطلق مثبت یا منفی ارزیابی کرد. این پدیده، هم مزایا و هم معایبی را در بر دارد.
اگر پدیده کدگزینی در شما احساسی از عدم اصالت و تظاهر ایجاد میکند، احتمالاً زمان آن فرا رسیده است که با فردی مورد اعتماد در این زمینه مشورت کنید.
این فرد لزوماً نباید یک متخصص سلامت روان باشد. مشاوره با یک دوست صمیمی، سرپرست یا مربی میتواند در کاهش اضطراب و افزایش اعتماد به نفس شما مؤثر واقع شود. بهویژه، دریافت دیدگاه بیرونی در شرایطی که فرد برای انطباق با یک محیط سمی به کدگزینی روی میآورد، حائز اهمیت است.
فردی را برای مشورت انتخاب کنید که با او رابطه صمیمانهای دارید، به توانایی او در ارائه بازخوردهای سازنده اطمینان دارید و او را به عنوان الگوی خود میپندارید. در مورد تجربیات مشابه و راهکارهای مقابلهای او سوال کنید.
در برخی موارد، لازم است برای بررسی و درمان احساسات آزاردهنده به یک متخصص سلامت روان (روانشناس یا روانپزشگ) مراجعه کرد. نشانههای زیر دال بر ضرورت دریافت خدمات تخصصی سلامت روان میباشد:
در پایان، میتوان گفت که پدیده Code Switching پدیدهای پیچیده و چندوجهی است که در تعاملات اجتماعی افراد، بهویژه در جوامع چندفرهنگی، نقش بسزایی ایفا میکند. این پدیده، در عین حال که میتواند ابزاری برای انطباق، ارتباط و موفقیت باشد، میتواند پیامدهای منفی روانشناختی و اجتماعی را نیز به همراه داشته باشد. آگاهی از این پیامدها و اتخاذ رویکردی متعادل در مواجهه با این پدیده، میتواند به افراد در حفظ سلامت روان و ارتقای کیفیت روابط اجتماعی کمک کند.