
چند سال پیش اگر از مدیر یک کسبوکار میپرسیدی بزرگترین دغدغهات چیه؟ احتمالا میگفت: فروش بیشتر، رشد، توسعه بازار و…. این روزها اما جوابها فرق کرده. اینکه آخر ماه حقوق رو چطور بدم؟، اگه دو تا مشتری دیر پرداخت کنن چی؟ و اگه دوباره اینترنت یا فروش بخوابه چی؟ سوالای مهمتری شدن. در واقع دیگه بحث رشد نیست؛ بحث زنده موندنه. توی این شرایط و در واقع توی بازی بقا، چیزی که از برند، مارکتینگ و حتی سود مهمتره، پول نقده.
خیلی از کسبوکارها از بیرون خوب به نظر میرسند. فروش دارند؛ فاکتور صادر میکنند؛ و حتی توی گزارشها سودده هستند. ولی آخر ماه برای پرداخت هزینههایی مثل حقوق یا اجاره به مشکل میخورند.
علت این مسئله تفاوت بین سود حسابداری با پولی هست که واقعا توی حساب بانکیه. نکته مهم اینکه در شرایط عادی شاید این فاصله قابل تحمل باشه؛ اما تو شرایط غیرعادی، همین فاصله میتونه کسبوکار رو زمین بزنه. در عمل خیلی وقتها کسبوکارها از سودده نبودن نمیمیرن. از بیپولی میمیرن.
وقتی آینده قابل پیشبینی باشه، میتونی ریسک کنی. مثلا سرمایهگذاری کنی، توسعه بدی یا هزینهها رو جلو بندازی. چون میدونی ماه بعد احتمالا فروش برمیگرده. اما در شرایط فعلی یک تصمیم بیرونی، اختلال اینترنت، تغییر نرخ ارز یا قانون جدید بهراحتی میتونه کل برنامهریزی کسبوکار شما رو به هم بریزه.
در چنین فضایی مهمترین دارایی هر کسبوکاری توانایی واکنش سریع به تغییرات و شرایط رخ داده هست. اغلب اوقات هم بدون داشتن نقدینگی مناسب، امکان واکنش سریع و مناسب وجود نداره. بهطور خلاصه این نقدینگیه که به شما قدرت انتخاب و کنترل امور رو میده.
پیشبینیها میگه همه چالشهای اقتصادی تجربه شده در سال ۱۴۰۴ در ۱۴۰۵ با شدت بیشتری تجربه خواهد شد. بنابراین شاید لازم باشه زاویه دیدمون رو عوض کنیم؛ و به جای جستجو برای راهکارهای فروش بیشتر، به دنبال روشهای برای کم نیاوردن در مسیر بقا باشیم. به زبان سادهتر چطور مطمئن بشیم که کم نمیاریم.
توی این مسیر توجه به چند تغییر ذهنی میتونه کمککننده باشه.
یعنی قبل از هر هزینه جدید از خودت سوالات مشخصی بپرسی. مثلا اگر شش ماه فروش نصف شد، هنوز سرپا میمونم؟ اگر جواب منفیه، هنوز وقت توسعه نیست. توی این شرایط معمولا بهترین استراتژی، همون دست نگه داشتن است.
خیلی از ما با فاکتورهای صادر شده دلخوشیم. ولی واقعیت سادهست: تا وقتی پول تو حساب نیومده، وجود خارجی نداره. بنابراین احتمالا الان وقتشه که:
شرایط پرداخت کوتاهتر بشه
پیشپرداخت بگیری
و با مشتریهای بدحساب سختگیرتر باشی
در این شرایط، نقد بودن مهمترین هدفه.
اجارههای بزرگ، قراردادهای بلندمدت، تعهدهای ماهانه سنگین و نیروی مازاد هزینههایی هستن که توی روزهای خوب قابل تحملن؛ ولی وقتی فروش نوسانی میشه، میتونن کسبوکار شما رو با خطر جدی مواجه کنن.
در واقع توی این شرایط کسبوکارهایی زنده میمونن که بیشتر هزینه متغیر دارن، نه ثابت. در واقع سبک بودن، در شرایط بحران یه مزیت رقابتیه.
خوشبینی خوبه، اما نه حالا. بنابراین برای بدترین حالت برنامه داشته باش. مثلا فکر کن اگر ۴۰ درصد فروش کم شد؛ یا دو تا از مشتریهای بزرگ رفتن؛ یا یک ماه فروش آنلاین مختل شد؛ باید چهکار کنی.
اگر امروز جواب این سوالات رو نداری، موقعی که درگیر این مسائل بشی دیگه خیلی دیره. پس باید یک نقشه مناسب برای روز مبادا داشته باشی.
بیشتر مدیرها صورتهای مالی رو وقتی میبینن که کار از کار گذشته. بهخصوص توی این شرایط بررسی ماهانه گزارشها معمولا دیره و بهتره بهصورت هفتگی جریان نقدی رو بررسی کنی. اینکه در هفته گذشته چقدر پول وارد شد؛ چقدر خارج شد؛ و آیا برای پرداخت هزینهها در دو هفته آتی نقدینگی کافی وجود داره، موارد مهم در این زمینه هستن. در واقع مدیریت نقدینگی یک کار روزانهست؛ نه حسابداری آخر ماه.
در اقتصادهای پایدار و بهخصوص در اکوسیستمهای استارتاپی شعار همیشه اینه که «رشد کن، بزرگ شو و سهم بازار بگیر»، اما در یک اقتصاد ناپایدار پیششرط همه اینها زنده مونده. در واقع فقط کسبوکاری که زنده هست فرصت رشد داره. فراموش نکنید کسبوکاری که نقدینگیاش تمام شد؛ دیگر فرصتی ندارد.
اگر این روزها بیشتر از فروش، نگران دخل و خرجی، بدون که تنها نیستی. مدیریت پول در روزهای غیرعادی، یک مهارت جدید برای خیلی از ماست؛ و شاید مهمترین مهارتی که یک کسبوکار ایرانی امروز باید بلد باشد.