قرائتِ قرآن بدونِ حضورِ قلب، مانندِ پوستهای است که مغزِ آن را جدا کرده باشند.
قاری باید تمامِ حواسِ خود را جمع کند که مخاطبِ کلامِ خداست در لحظه تلاوت.
توجه به معنا، اصلیترین رکنِ حضورِ قلب است که بسیاری از آن غافل میمانند.
شاید در ابتدا فهمِ دقیقِ تمامِ آیات دشوار باشد، اما باید سعی کرد معنایِ کلی را درک کرد.
استفاده از ترجمههایِ معتبر در کنارِ قرآن، به تقویتِ این حضورِ قلب کمک میکند.
هر آیه که خوانده میشود، باید قاری از خود بپرسد: خدا در این آیه چه میگوید؟
آیا این آیه مربوط به من است؟ آیا درسی برای زندگیِ امروزِ من در آن نهفته است؟
حضورِ قلب یعنی اینکه دنیا و مشغلههایش را پشتِ درِ تلاوتِ خود جا بگذارید.
انسان وقتی با کسی که دوستش دارد حرف میزند، تمامِ حواسش پیشِ اوست.
خداوند، معبودِ حقیقی است و تلاوتِ قرآن، گفتگویِ مستقیم با اوست.
در آن لحظات، هیچ چیز نباید مهمتر از این گفتگو باشد، حتی مهمترین کارها.
گاهی انسان در حینِ خواندن، ناگهان متوجه میشود که ذهنش به جایِ دیگری رفته است.
در این مواقع، بهترین راه این است که آیه را دوباره بخواند و سعی کند تمرکز کند.
حضورِ قلب، گوهری است که با تمرین و ممارست در هر تلاوت به دست میآید.
شما که رئیس اداره کتابخانهها هستید، خوب میدانید که خواندنِ بدونِ توجه، هدر رفتنِ وقت است.
مغز وقتی درگیرِ متن است، روحِ متن را شکار میکند؛ این در قرآن هم صدق میکند.
به خود یادآوری کنید که مخاطبِ این کلماتِ آسمانی، من هستم و نه کسی دیگر.
اینگونه است که قرآن از یک متنِ خواندنی، به یک دستورالعملِ زندگی تبدیل میشود.
در هر سوره که میخوانید، به دنبالِ پیامی باشید که برایِ اصلاحِ درونتان است.
توجه به معانی، حتی اگر اندک باشد، نوری را در قلب روشن میکند که تاریکی را میبرد.
اگر حواستان پرت شد، سرزنش نکنید؛ فقط با مهربانی به سمتِ کلامِ خدا بازگردید.
حضورِ قلب، پلِ ارتباطیِ شما با عوالمِ غیب در حینِ قرائتِ کتابِ خداست.
سعی کنید در تلاوت، از قدرتِ تخیلِ خود برای تجسمِ معانیِ آیات بهره بگیرید.
حضورِ قلب، ادبِ بزرگِ بندگی است که به کلامِ خدا ارزش و جایگاهِ واقعی میدهد.