ویرگول
ورودثبت نام
رفیق علمی
رفیق علمیما رو از دانش ترسونده‌اند تا فک کنیم این چیزا فقط مال از ما بهترون ه. یه رفیق لازم داریم که دست‌مون رو بگیره تا با هم نترسیم و پیش بریم واسه یاد گرفتن. تلگرام: t.me/refighelmi
رفیق علمی
رفیق علمی
خواندن ۵ دقیقه·۱۷ ساعت پیش

چرا لوییجی مانجونه، مدیرعاملِ شرکتِ بیمه‌ی خدمات درمانی را کُشت؟

صبحگاهِ چهارم دسامبر ۲۰۲۴، «برایان تامپسون»، مدیرعامل شرکتِ بزرگِ بیمه‌ی خدمات درمانیِ «یونایتد هلث‌کر»[1]، در منهتنِ نیویورک در حالی که در پیاده‌رو قدم می‌زد، هدف شلیک گلوله قرار گرفت و کشته شد. این حمله درست نزدیک هتلی رخ داد که وی برای یک کنفرانس سرمایه‌گذاری به آنجا می‌رفت. پس از چندین روز جستجو توسط نیروی پلیس، جوانی به نامِ «لوییجی مانجونه» به‌عنوان مظنون اصلی در این قتل دستگیر شد.

لوییجی مانجونه
لوییجی مانجونه

مشخصات و شرحِ زندگیِ لوییجی مانجونه، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد: لوییجی مانجونه، مردی ۲۷ ساله، اهل مریلند ایالات متحده، فاقد هرگونه سابقه‌ی جنایی، فاقد هر گونه پرونده‌ی درمانی و بدونِ هرگونه مشکل در فرایندِ بیمه‌، دانش‌آموزِ ممتازِ دبیرستان، فارغ‌التحصیل یک دانشگاهِ طراز‌اوّل[2] و مهندس کامپیوتر که قرار بوده میلیون‌ها دلار از مادربزرگش به‌ارث‌ببرد فقط به این شرط که هرگز در دادگاهی متهم به جرایم خشونت‌آمیز نشده باشد!

مانجونه پس از دستگیری به نیویورک منتقل شد و از آن زمان تاکنون در حال طی‌کردنِ مراحل قضایی است اما چیزی که این پرونده را از سایر پرونده‌های جنایی و قضایی متفاوت می‌کند، انگیزه‌های فرد متهم (لوییجی مانجونه) و نیز اقبال شگفت‌انگیز عمومِ مردمِ آمریکا نسبت به اوست. این اقبال عمومی در میان طرفدارانِ احزابِ مختلفِ آمریکا (دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان) کم‌وبیش یکسان بود و طیف‌های فکریِ چپ و راست نیز هر دو موافقت داشتند که اقداماتِ نظامِ خدماتِ درمانیِ آمریکا در قبال مردم عادی دستِ کمی از جنایت ندارد و از این رو به کارِ مانجونه همدلانه نگاه می‌‌کردند. زمانی که بن شاپیرو، فعالِ سیاسیِ راست‌گرا، حمایت از لوییجی مانجونه را به «چپ‌گرایانِ افراطی» نسبت داد، بسیاری از مخاطبانِ برنامه‌های خود او به وی اعتراض‌های شدیدی کردند.

 استقبال عمومی از مانجونه به حدی رسید که برای حمایت مالی از او در فرایندهای قضایی، صندوقِ مالی‌ای تشکیل شد، میلیون‌ها دلار جمع‌آوری گردید و کمیته‌ای حقوقی به‌نامِ «کمیته‌ی چهارم دسامبر» برای دفاع در دادگاه تشکیل شد.

علی‌رغمِ وقوع یک قتل، بسیاری از مردم این عمل را اقدامی علیه انواع کارشکنی‌ها و «جنایت‌»هایی می‌دانند که نظام بیمه‌های درمانیِ آمریکا نسبت به بیماران و خانواده‌های ایشان مرتکب می‌شوند.

نظام سلامت آمریکا یکی از پیشرفته‌ترین نظام‌های پزشکی جهان از نظر فناوری، دارو و امکانات درمانی است، اما هم‌زمان یکی از بحث‌برانگیزترین نظام‌ها از نظر عدالت اجتماعی و دسترسی عمومی به درمان محسوب می‌شود. این نظام بیش از آن‌که بر «حق درمان» استوار باشد، بر ترکیبی از بازار آزاد، بیمه‌های خصوصی و سازوکارهای سودمحور متکی است. همین ویژگی‌ها باعث شده که دسترسی به خدمات درمانی در آمریکا برای افراد عادیْ بسیار دشوار، پرهزینه و پیچیده باشد.

از جمله پرتنش‌ترین مسائل بیمه‌های خدمات درمانی در آمریکا امکان «رد شدن پوشش بیمه» است؛ یعنی وضعیتی که در آن، بیمه ممکن است هزینه‌ی درمان، دارو یا عمل جراحی را نپذیرد یا آن را به تعویق بیندازد. این مسئله در سال‌های اخیر به یکی از محورهای اصلی اعتراض پزشکان و بیماران تبدیل شده است. شرکت‌های بیمه جهت افزایشِ سود و کاهش هزینه‌هایشان، نهایت تلاش خود را می‌کنند تا به روش‌های مختلفْ پرونده‌های درمانی را رد کرده و حق بیمه‌ی مشمولان را نپردازند. مستندِ «بیمار»[3] ساخته‌ی مایکل مور به‌خوبی عمق فاجعه در این حوزه را نشان می‌دهد. به‌عنوان مثال، شرکت‌های خصوصیِ فعال در صنعتِ بیمهْ وکلا و کارشناسانِ حقوقیِ زیادی را به کار می‌گیرند تا آنها نقاطِ ابهام‌برانگیزِ هر چه بیشتری در قراردادهای بیمه بگنجانند، ایراداتِ هرچه‌بیشتری در درخواست‌های پوششِ بیمه‌ای پیدا کنند و بها انواع و اقسامِ روش‌ها خانواده‌ها را از حقِ بیمه‌ی خود محروم سازند.

جِیْ ام فاینمَن در کتاب خود این روش‌های دست‌اندرکارانِ صنعتِ بیمه را در سه روشِ کلی خلاصه کرده است: «پرداخت را به‌تاخیربینداز، پوشش بیمه‌ای را رد کن، از کارِ شرکتْ در دادگاه دفاع کن» یا به ‌عبارت خلاصه‌تر: «به‌تاخیربینداز، رد کن، دفاع کن»[4].

طبق اعلام مقامات پلیس، روی پوکه‌های خالیِ سه گلوله‌ای که به برایان تامپسون شلیک شده بودند، واژگان خاصی نوشته شده بود که به انتقاد از صنعت بیمه‌ی درمانی اشاره داشت: «رد کن، دفاع کن، برکنار کن». مانجونه گویی به شعار سه‌گانه‌ی حاکم بر صنعت بیمه، یک واژه‌ی سیاسی و انقلابی افزوده است: «تصمیم‌گیرنده‌ها را برکنار کن»! او مردم را دعوت کرده است تا این آنها باشند که با مداخله و قیامِ خود علیه ستمی آشکار و عمومی، فرادستان را برکنار می‌کنند.

یافته‌های قضایی و نوشته‌های شخصی لوییجی مانجونه نیز وجود انگیزه‌های عدالت‌خواهانه و اعتراضی در او را تایید می‌کنند. در نوشته‌هایی که در دفترچه یادداشتِ او پیدا شده است، مانجونه احساسات شدیدی برضد شرکت‌های بیمه درمانی بزرگ را ابراز کرده است. او این شرکت‌ها را «انگل» توصیف کرده و نوشته بود که لازم است با این «انگل‌ها» برخورد شود. مانجونه نوشته بود که می‌خواهد تغییری رادیکال ایجاد کند و توجه عموم را به موضوع «طمع و سود» در نظام خدمات درمانی جلب نماید.

نوشته‌های او حاکی از این است که هدفِ ویْ یک فرد نبوده است، بلکه با کشتنِ مدیرعاملِ بزرگ‌ترین شرکتِ بیمه‌ی درمانی آمریکا، قصدا داشته است که پیام اعتراض به «بی‌عدالتی و سودجویی» در نظام بیمه‌ی خدمات درمانی را انعکاس دهد. هرچند مانجونه به‌طور رسمی در دادگاه نپذیرفته که قتل را انجام داده اما بر اساس نوشته‌های شخصی‌اش، انگیزه‌ی او سیاسی و نمادین بوده است: اعتراض به صنعت بیمه و نظام سلامت آمریکا، و تلاش برای جلب توجه عمومی به آن، نه انتقام شخصی از مدیرعامل.

در پرونده‌ی لوییجی مانجونه، گزارش‌های پلیس و دادگاه نیز نشان می‌دهد که او دقیقاً ساختارها را هدفِ نقد خود قرار داده بود: این تصور که شرکت‌های بیمه و مدیران آن‌ها از بیماری مردم سود می‌برند و در نهایت، سود مالی را بر جان انسان‌ها ترجیح می‌دهند. در نزد افکار عمومی نیز درست همین روایت از ماجرا بود که جدی انگاشته شد و مورد استقبال قرار گرفت. در واقع، قتل برایان تامپسون (مدیرعامل یونایتد هلث‌کر) صرفاً یک حادثه جنایی تلقی نشد، بلکه این واقعه به دلیل جایگاه ستمدیدگی و شرایط اجتماعیِ مردم عادی، نقطه‌ای برای فوران بحث‌های عمیق درباره‌ی اخلاق، اقتصاد و عدالت در نظام سلامت آمریکا شد.

لوییجی مانجونه پس از گذشت بیش از یک سال، هم‌چنان در دادگاهْ گناهکار شناخته نشده است. روندِ قضاییِ رسیدگی به این پرونده‌ تاکنون ادامه دارد. در ابتدا، اتهامِ «قتل در راستای تروریسم» در این پرونده مطرح شده بود، ولی قاضی آن اتهامات را رد کرد زیرا شواهد کافی برای اثبات «وحشت‌پراکنی، ارعاب یا هدف‌گیری جمعیت شهروندی» ارائه نشده بود. اکنون مانجونه در شبکه‌های اجتماعی تا حد قهرمان یا سمبلِ اعتراض ارتقاء یافته است.

آنچه در ادامه می‌خوانید برشی از کتابِ «برکنارسازی: لوییجی مانجونه و حقِ سلامت» است؛ کتابی که سازمان‌دهندگانِ صندوقِ حمایت از لوییجی مانجونه آن را نوشته‌اند تا اقدامِ لوییجی مانجونه به یک ماجرای جناییِ هیجان‌انگیزِ بابِ طبعِ رسانه‌ها تبدیل نشود، بلکه مسأله‌ی مشارکتِ مردمی در فرایند مبارزه علیه ستمِ نظامِ خدماتِ درمانی و نیز لزومِ اقدامِ مستقیم برای تحقق عدالتِ اجتماعی برجسته گردیده و محوریت یابد.



[1] ) United Healthcare

[2] ) Ivy League

[3] ) Sicko

[4] ) Delay, Deny, Defend

سلامتخبر
۲
۲
رفیق علمی
رفیق علمی
ما رو از دانش ترسونده‌اند تا فک کنیم این چیزا فقط مال از ما بهترون ه. یه رفیق لازم داریم که دست‌مون رو بگیره تا با هم نترسیم و پیش بریم واسه یاد گرفتن. تلگرام: t.me/refighelmi
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید