ویرگول
ورودثبت نام
رضا سلطانی
رضا سلطانیشرط عشق است که از دوست شکایت نکنند / لیکن از شوق حکایت به زبان می‌آید کانال من در تلگرام: https://t.me/roshani_khiyal کانال من در بله: @roshani_khiyal
رضا سلطانی
رضا سلطانی
خواندن ۳ دقیقه·۴ روز پیش

پیوند دین و اسطوره:از سقوط هستی‌شناسانه تا بیداری جامعه‌شناسانه

پیوند دین و اسطوره

از سقوط هستی‌شناسانه تا بیداری جامعه‌شناسانه

اسطوره چیست؟ آیا این شخصیت‌های عجیب و داستان‌های شگفت‌شان تنها حاصل بیماری زبانی بشر و جهالت بدوی او بوده است؟ اگر چنین است چرا حقایق و حکمت‌هایی پس از هزاران سال در آن‌ها یافت می‌شود که ایشان را "عصاره‌ی دانش پیشینان" می‌کند؟ نسبت اساطیر و حقایق عالم مثال چیست؟

آیا اساطیر مرده‌اند؟ و اگر چنین است چگونه آن‌ها هنوز در عمق جان و روان بشر قدرتمندتر از همیشه حکمرانی می‌کنند؟ آیا ما از دین هم تلقی و درکی اسطوره‌ای داریم؟ در روان ایرانیان چه اساطیری را می‌توان یافت؟

آیا جهان مدرن که خواستار روی پای خود ایستادن بود، از اسطوره‌ها اسطوره‌زدایی کرده است؟ اسطوره‌های مقدس جهان مدرن چیستند؟ آیا دین می‌تواند به واقع از معبد اساطیر مدرن اسطوره‌زدایی کند؟


در این نوشتار، قصد دارم گذری کوتاه بر سه سطح تحلیل در باب نسبت دین و اسطوره داشته باشم؛ مباحثی که مشروح آن‌ها در لینک فایل ارائه‌ی پیوست آمده است.

۱. سطح هستی‌شناسی: اسطوره به مثابه "حقیقت معوج"

از منظر حکمی و با تکیه بر آراء دکتر حمید پارسانیا، اسطوره محصول یک واقعه وجودی به نام "هبوط" است. در آغاز، انسان جهان را به مثابه "آیت" و نشانه حق می‌دید، اما پس از هبوط، چشمان او از دیدن خالق عاجز ماند. انحراف اصلی زمانی رخ داد که انسان نیروهای واقعی عالم (فرشتگان و مدبرات امور) را مشاهده کرد، اما آن‌ها را نه به عنوان کارگزاران خدا، بلکه به صورت "مستقل" پنداشت. بدین ترتیب، آیات الهی به "ارباب‌انواع" و خدایان متکثر اساطیری تبدیل شدند. اسطوره در این معنا، دیدنِ موجوداتِ واقعی با نگاهی غلط و استقلالی است.

۲. سطح روان‌شناسی: اسطوره در ساحتِ ناخودآگاه جمعی

چرا اسطوره‌ها هنوز در جان ما زنده‌اند؟ کارل گوستاو یونگ معتقد است اساطیر، محتوای "ناخودآگاه جمعی" بشریت هستند که در قالب "کهن‌الگوها" (آرک‌تایپ‌ها) تبلور می‌یابند. اسطوره‌ها در واقع "نقشه‌های روانی" هستند که به زندگی معنا می‌بخشند. یکی از جالب ترین تبلورهای این کهن‌الگوها در روان ایرانی، شخصیت امام علی (ع) است. او در ناخودآگاه ما، تجسم کهن‌الگوی "درویش-پهلوان" است؛ کسی که در اوج قدرت فیزیکی و سیاسی، آن را از خود و نزدیکانش دریغ کرده و در راه ضعیفان به کار می‌گیرد. واقعه عاشورا نیز، نه فقط یک تراژدی تاریخی، بلکه منظومه‌ای از کهن‌الگوهای بشری (پدر، پسر قربانی، برادر حامی، پیر خردمند و...) است که هر انسان در مسیر "فردیت‌یابی" خود با آن‌ها همذات‌پنداری می‌کند. همچنین می‌توان از شخصیت‌های معاصر ایرانی را با همین دستگاه تحلیل کرد.

۳. سطح جامعه‌شناسی: دین، اسطوره و نبردِ مشروعیت

در ساحت جامعه و خاصه در دنیای مدرن، اسطوره ابزاری برای "طبیعی‌سازی تاریخ" است. رولان بارت معتقد است اسطوره پدیده‌های ساختگی و سیاسی را طوری جلوه می‌دهد که گویی ازلی و بدیهی هستند. برای مثال، ساسانیان با مفهوم "فره ایزدی"، قدرتِ سیاسی خود را امری آسمانی و غیرقابل پرسش جلوه می‌دادند. اما نکته شگفت‌انگیز اینجاست که در عصر مدرن، دین می‌تواند کارکرد انقلابی از خود بروز دهد. دین به تعبیر شهید مطهری به مثابه یک "ایدئولوژی آگاهی‌بخش" می‌تواند علیه اسطوره‌های مدرن (مانند مصرف‌گرایی و سرمایه‌داری) قیام کند. در این لایه، دین نه تخدیرگر، بلکه ابزاری برای "اسطوره‌زدایی" از بت‌های زر و زور جهان معاصر است.


در ارائه زیر ابتدا به بررسی چیستی اسطوره از منظرهای متفاوت علوم انسانی پرداختم، سپس به بررسی معنا و لغت اسطوره در قرآن پرداختم، در نهایت به پیوند و رابطه اسطوره و دین در سه سطحی که اشاره شد به تفصیل پرداخته شد. طبعا این بررسی مختصر تنها آغاز مسیر پژوهشی طولانی است....

فایل ارائه

اسطورهدینروانکاوییونگکهن الگو
۷
۰
رضا سلطانی
رضا سلطانی
شرط عشق است که از دوست شکایت نکنند / لیکن از شوق حکایت به زبان می‌آید کانال من در تلگرام: https://t.me/roshani_khiyal کانال من در بله: @roshani_khiyal
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید