ویرگول
ورودثبت نام
رحیل
رحیلآتشی است.... مشتاق خاموشی در آغوشت roshanaa@yandex.com
رحیل
رحیل
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

به یاد ا. ن.

چهره اش خیلی آشنا می زد برام، با اینکه فقط یک بار دیدمش.

با اینکه فقط یک بار مکالمه داشتیم؛

- میل دارید؟

- نه، ممنونم از شما.


یک تصویر بیش از هر چیزی ازش تو ذهنم داره چرخ می خوره؛

رقص و پایکوبی اش شادمانه اش تو جشن تولد دوستش؛ اونم دقیقا صحنه ای که سرش رو عقب به سمت رفیقش کج کرده بود و دستاش تو هوا چرخ می خورد و می خندید.


موهاش بلند بود، موهاش رو سه طبقه بسته بود! شانه هاش کمی خمیده بود.


امشب خبر دادند که از میون این آشفته ی دنیا رفته؛ قسمتش گوی فلزی ای بوده ساخته شده به دست نوع بشر!

غریب بود؛

تنها بود، و نبود.

سلام و درود بر تو، روزی که زاده شدی، و روزی که می میری؛ و روزی که برانگیخته می شوی!

۶
۰
رحیل
رحیل
آتشی است.... مشتاق خاموشی در آغوشت roshanaa@yandex.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید