روش هایی برای گرم کردن مغز!

فقط بازو های پایینی، سمت راست:)
فقط بازو های پایینی، سمت راست:)


دلم میخواد اینجوری فکر کنم که عنوان مطلب، این بنده ی کمترین رو از نوشتن مقدمه بس بی نیاز میکنه :) ... پس بی مقدمه میرم سر اصل مطلب.

نوشته ی زیر بیشتر بر اساس تجربیات شخصی ام و تمریناتی که گاه و بیگاه بیشتر در بچه های هنر و معدود گروه های دیگه دیده ام هست.

با انجام این کارها من نمردم، کچل نشدم، با غورباقه ها هم پیاله نشدم، خرچنگ ها هم مثل همیشه کج رفتند و راست پنداشتند... دیگه شما اگر بلایی سرتون اومد، با مسئولیت خودتون :)




  • منظم نفس بکشید. ( شامل تنفس عمیق، آرام و کنترل شده، ترجیحا در هوای آزاد یا حداقل خوب ).

البته لازم نیست مثل این بنده خدا هم اینقدر باد کنید


  • با دست غیر روتین کارهاتون رو انجام بدید. اگر راست دست هستید، سعی کنید یا دست چپ در طول روز کارهایی مثل نوشتن، ، مسواک زدن، پرتاب توپ، طراحی و .... کتک زدن! رو انجام بدید. یا برعکس ( مثلا با دست چپ کتک بخورید)


  • با هر دو دست طراحی، نقاشی و یا حتی خط خطی کنید. لبخند مونالیزا، شام آخر.. نه بابا، شما بگو دو تا خط راست! ولی لطفا همرمان با هر دو دست؛ می تونید اول موازی حرکت کنید و بعد به صورت متقارن ( آینه ای )


  • فارسی بنویسید، ار چپ به راست ( یا اگر بچه ناف استکهلم هستی و هِر از بِر فارسی بلد یخدی، خب از راست به چپ؛ در اینصورت نمیدونم چجوری داری این نوشته ها رو میخونی عزیز دل برادر )


  • آینه ای بنویس. ( توضیح لازم نداره نه؟ )
  • خود ِخودِ نوشتن! نوشتن بدون سانسور و بدون فکر کردن رو ی یک تیکه کاغذ بزرگ و سفید، پیوسته و تا جای ممکن بلافاصله.( منظورم فاصله زمانیِ چیزی که به مغز میاد تا چیزی که دست روی کاغد می نویسه هست، وگرنه فاصله ی فیزیکی که طبق عکس عنوان، که از قضا کاملا هم دقیق و علمی هست، چیزی نیست که. ی مغز و 2 تا دسته دیگه :)) ) حتی ممکنه نتونید همه اش رو بخونید... یا یک جاهایی فقط یک سری اصوات بشنوید تو ذهنتون، همونا رو بنویسید. مهم اینه که سانسور نکنید، حتی اگر به نظر زشت میاد... گاهی کم کم طوفانی بپا میشه که نگو و نپرس، ولی بعدش کم کم آروم میشید، عین یک چرخ که که داره جلو چشمتون بادش در میره و پنچر میشه. شایدم چیزهای قشنگ به ذهنتون بیاد. اصل، خالی شدن و خاک تکانی ذهنی هست. مدتش از شروع به حرکت که گاهی کندِ اولش تا اوج و فرودش، چیزی حدود 10 تا 15 دقیقه بسته به شرایط شما ممکنه طول بکشه.

""توجهههههههه"! ممکنه عواقب بدی در انتظارتون باشه :)) از من میشنوید، کاغذ رو معدوم کنید، ی جوری "کان لن یکم" بشه که گویی از روز ازل فقط جام نبودن رو سرکشیده!.. نمیدونم آتیشش بزنید، بجوید قورتش بدید یا هر چی. ( همین معدوم کردن خودش قابلیت یک پست مجزا رو داره )

  • بدنت رو دورانی حرکت بده. یک کلام، قرش بده! :) نخیر، منظورم گردوندن دست ها از کتف در جهت کناره ها در هوا به صورت دایره ای، ( خب ممکنه تو آب هم بشه، برای همین گفتم در هوا )


  • ریلکس کنید. ( توضیحش طولانیه، حوصله ندارم الان، حلال کنید :) )


  • بلند بلند فکر کنید. داستان کاری رو که میخواین انجام بدید بگید.. یا اگر نداره بسازید... سِیرش رو از طلوع دل انگیزش تا غروب غم انگیزش مشخص کنید ( و مطمئن باشید مثل زندگی واقعی، اینقدر اتفاقات عجیب و غریب وسط کار میفته که نشون میده همه چیز به تصمیم من و تو نیست! و این خودش یکی از وجوه تمایز اثر هنری، با کارهای مهندسی شده هست )


  • دایره بکشید. نه دایره های کوچیک؛ که بزرگ، روی یک کاغذ بزرگ. اینقدر بکشیید تا انگار روی میلیمیتر به میلیمتر کار سوارید و حسش میکنید. روی یک دایره همینجور بکشید... بکشید و بکشید... اینقدر که دیگه چشم بسته هم دستتون کار کنه.


اووووووه تا دلتون بخواد باز هم تمرین هست. عمری باشه ان شاءالله در اختیارتون میزارم. و یک نکته اینکه این تمرینات فقط برای انجام کارهای هنری نیست، در هر امری که نیاز به آمادگی ذهنی بیشتری هست، میتونه استفاده بشه.

شما هم مرحمت کرده تجربیاتتون رو در اختیار بگذارید.. به شرط اینکه نمیریم، کچل هم نشیم :)

ممنون