تو پادکست شیدرلیپ حرف جالبی زده شد:
دست، لبه ی تیز ذهنه
یعنی هزاران فکر و خیال هرچقدم خوب تا زمانی که عملی نشه بدرد نمیخوره، چاقوییه که نمیبره.
هزاران بیزنس پلن و نقشه و ایده، عادت هایی که برای زندگی بهتر بهشون فکر میکنیم. زندگینامه و دوره و کتاب میبینیم و میخونیم. اما هیچکدام به هیچ دردی نمیخوره تا زمانی که عمل نباشه تو برنامه هامون. همه ما از فواید مدیتیشن شنیدیم از کتاب خوندن و پیاده روی شنیدیم اما واقعا عمل کردیم؟
دوس داریم زندگی با کیفیتی بسازیم اما عمل کردیم؟
به خودمون گفتیم باید دوستان بهتری پیدا کنم اما عمل کردیم؟
سعدی در باب عملگرایی چند بیتی شعر داره که میزارم خوندنشون خالی از لطف نیست.
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بیفایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد.
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقّق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند
آن تهیمغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر