در نگاه اول شاید دیوانگی باشه که شما حدود 400 صفحه کتاب بخونید تا یادبگیرید چجوری کتاب بخونید. اما بیاید داستان چگونگی آشناییم با این کتابو براتون تعریف کنم تا بهتر این موضوع رو درک کنید. یکی از چیزایی که اخیرا خیلی دارم بهش فکر میکنم کند کردن روند پیشرفت و عمق دادن به آموخته های قبلی خودمه و این موضوع درباره کتاب خوندن هم برای من صدق میکنه ایا واقعا اینکه یه مشت کتاب رو بیاریم بزاریم گوشه اتاق و تند تند تورق کنیم و زل بزنیم به واژگانش و لغات رو زمزمه کنیم در ما فهمی ایجاد میکنه؟ سالهاست که داریم اینکار رو با کتاب درسیامون میکنیم پس تغییر کجاست؟ فهم عمیق کجاست؟
ما آدما وقتی میریم رستوران و پولی بابت غذا پرداخت میکنیم یه ذره از غذا رو هم نمیزاریم بمونه تمام تلاشمون رو میکنیم فراتر از ظرفیتمون غذا میل کنیم اما کتابی که معتقدیم غذای فکره یا غذای روحه رو یکبار هم با زور میخونیم چه برسه به اینکه یه کتاب رو چندبار بخونیم.( البته هرکتابی ارزش چند بار خونده شدن رو نداره بحث اینجا درباره بیشتر سود بردن یا کسب کردن بیشتر دانش از کتابیه که ارزشش رو داره و این ارزش رو با یکبار خوندن و البته نظرات افراد دیگه باید بدست آورد نه صرفا نظرات دیگران از جمله من چون سلیقه و برداشت هرکس متفاوته)
این فکرا ذهنمو درگیر کرده بود که دیدم محمدضا شعبانعلی استاد گرانقدری که حتی ایده کند کردن روند آموزش رو از ایشون گرفته بودم، کتاب "از کتاب" رو منتشر کردن برام جالب شد و در حین گشت و گذار تو متمم هم با کتاب دیگری آشنا شدم به اسم "چگونه کتاب بخوانیم". اینجا بود که رفتم معرفی کتاب رو خوندم و خلاصه ای از کتاب رو هم تو پادکست بی پلاس گوش دادم. من معتقدم خلاصه کتاب گوش دادن یا خوندن جای کتاب خوندن رو نمیگیره و فقط و فقط برای آشنایی با کتابه. تصمیم گرفتم تهیه کنم کتابو و در نهایت منجر به این پستی شد که شما دارید میخونیدش.
کتاب حدود 80 سال پیش نوشته شده ولی من تا الان خیلی کم توی فضای مجازی دیدم دربارش حرف بزنن حس میکنم مطالعش سه تا حالت میتونه داشته باشه:
مخاطبش کسایی نیستن که میخوان کتاب خوندن رو شروع کنن بلکه کسایی هستن که شروع کردن میخوان بهتر مطالعه کنن و از وقتی که دارن برای یه کتاب میزارن نهایت برداشت رو داشته باشن.
کتاب در ابتدا فعالیت خواندن رو بررسی میکنه و میاد فعالانه خوندن رو توضیح میده که اصلا یعنی چی و چگونه رخ میده و چجوری میتونیم یه خواننده فعال باشیم. بالاخره ما هدفمون اینه بهره برداری خوبی از داشته باشیم دیگه.
از یادداشت برداری و در نهایت توضیح میده این فعالانه خواندن چیزی نیس که شما یه شبه بدستش بیاری فعالانه خواندن یه عادته و باید بسازیش. جز به جز توضیح میده مراحل خواندن کتاب رو که چهار مرحله میشن و در ادامه میاد میگه این مراحل رو شما بصورت تیکه های کوچیک تمرین میکنی و در نهایت با بهره گیری از این ابزار هایی که در من دراختیارت میزارم میتونی یه کل منسجم درست کنی یا به عبارتی دیگه یه کسی بشی که بلده فعالانه بخونه.
یکی از بخش هایی که برای من خیلی جالب بود یکسری روش و توصیه برای خواندن دسته های مختلف مطالب و کتاب هاست که نویسنده توضیحشون داده مثلا یکی از توصیه هایی که کرد این بود که برای اینکه رمان هارو شما بتونید درست بفهمید سعی کنید زمان بیشتری براشون بزارید و زود تر تمومشون کنید چون مثلا تو رمان های طولانی اسم خیلی از شخصیت هارو یادتون نمیمونه دقت کنید نگفتم تندخوانی کنید بلکه گفتم زمان رو افزایش بدید نه سرعت رو.
نویسنده درباره تندخوانی هم صحبت میکنه که بنظرم قسمت جالبه تقریبا میتونم بگم ایشون خیلی از سوال هایی که داشتم رو بهشون جواب دادن اما دقت کنید سوالات من شاید با شما فرق داشته باشه پس به قول مطلبی که متمم درباره این کتاب نوشته:
وقتی به سراغ این کتاب میروید، باید در ابتدا سطحِ انتظارات خود را تعدیل کنید.
فراموش نکنید که حداقل دو انقلاب بزرگ بعد از آخرین ویرایش این کتاب روی داده است: انقلاب شناختی و انقلاب دیجیتال.
به همین علت، در مقایسه با کتابهای امروزی – و احتمالاً انتظارِ شما از کتابی با عنوانِ راهنمای خواندن کتابها – ارجاعات چندانی به مقالات و مطالعات نمیبینیم.
به عبارت دیگر، کتاب را باید بیشتر یک نسخهی تجربی برای کتابخوانی در نظر بگیرید. البته نویسندگان، افرادی آشنا به علم و تحقیق هستند و اگر دانش زمان خودشان را معیار قرار دهید، عمقِنظر و تعهدِ علمیشان را به خوبی حس خواهید کرد.
بخش های جالب تری هم بود توی کتاب مثل چگونگی نقد کتاب و اصلا چرایی نقد کتاب. به نظر من فرایند خوندن یه کتاب سه تا مرحله داره: که به قبل مطالعه و حین مطالعه و بعد از اون تقسیم میشه این کتاب درباره هر سه مرحله یه نسخه خوب به ما تحویل میده که خوندنش بهتر از نخوندنشه از نظر من.
از نظر من هر کتابی یه تجربست و یه دنیای جدیده. ما وارد این دنیا میشیم و با تک تک المان های اون وقت میگذرونیم. این کتاب میتونه یه رمان باشه یا یه کتاب کاربردی یا هرچیزی. اینکه ما بتونیم این تجربه رو بهبود بدیم و دقیق تر دنیاهای دیگر رو مطالعه کنیم و باهاشون خاطره بسازیم خیلی کتاب خوندن رو برای ما لذت بخش میکنه. یکی از راه های افزایش جذابیت کتاب خواندن، یادگیری چگونه کتاب خواندنه. از طرفی از نظر من سرعت و کیفیت در اکثر مواقع با هم متضادن وقتی شما سرعت مطالعه رو بیشتر میکنید یعنی دارید از کیفیتش کم میکنید و برعکس. چگونگی افزایش کیفیت کتاب خوندن چیزیه که مارو از یک ماشین کتابخوان (یا ماشین حمل کننده اطلاعات ناقص یا ماشین تکرار کلمات) به یه انسان کتابخوان تبدیل میکنه.