بسیاری از افرادی که از وابستگی عاطفی، ترس از رها شدن یا نگرانی دائمی در روابط عاطفی رنج میبرند، تصور میکنند مشکل اصلی آنها «عاشق شدن بیش از حد» است. اما واقعیت این است که در بسیاری از موارد، مسئله عشق نیست؛ مسئله اضطراب دلبستگی است.
اضطراب دلبستگی یکی از مهمترین مفاهیم روانشناسی روابط است که میتواند کیفیت زندگی عاطفی افراد را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. فردی که با این الگو زندگی میکند، ممکن است ساعتها درگیر تحلیل رفتار شریک عاطفی خود باشد، از تأخیر در پاسخ به یک پیام ناراحت شود یا دائماً نگران پایان یافتن رابطه باشد.
این نگرانیها معمولاً از بیرون قابل مشاهده نیستند، اما در درون فرد میتوانند انرژی روانی بسیار زیادی مصرف کنند.
نظریه دلبستگی که نخستین بار توسط روانشناس برجسته، John Bowlby مطرح شد، توضیح میدهد که تجربههای اولیه ما با مراقبان اصلی، الگوهایی در ذهن ایجاد میکنند که بعدها در روابط عاطفی بزرگسالی فعال میشوند.
کودکی که امنیت، ثبات و پاسخگویی هیجانی کافی را تجربه کرده باشد، معمولاً در بزرگسالی نیز احساس امنیت بیشتری در روابط خواهد داشت.
اما اگر کودک بارها با بیثباتی، طرد، فاصله هیجانی یا مراقبت غیرقابل پیشبینی مواجه شده باشد، ممکن است به این نتیجه ناخودآگاه برسد که:
«آدمهای مهم زندگی میتوانند هر لحظه مرا ترک کنند.»
همین باور بعدها به شکل اضطراب دلبستگی ظاهر میشود.
افرادی که دارای سبک دلبستگی اضطرابی هستند معمولاً برخی از ویژگیهای زیر را تجربه میکنند:
نیاز شدید به اطمینان گرفتن از شریک عاطفی
حساسیت زیاد نسبت به تغییر رفتار طرف مقابل
نگرانی مداوم درباره پایان رابطه
ترس شدید از طرد شدن
دشواری در تحمل فاصله عاطفی
وابسته شدن سریع در ابتدای آشنایی
فدا کردن نیازهای شخصی برای حفظ رابطه
تحلیل مکرر پیامها، تماسها و رفتارهای شریک عاطفی
البته وجود یکی از این نشانهها به معنای ابتلا به اضطراب دلبستگی نیست، اما تجمع چند مورد از آنها میتواند نشاندهنده این الگو باشد.
وابستگی عاطفی معمولاً یک اتفاق ناگهانی نیست.
این الگو به مرور زمان و در اثر ترکیب چند عامل ایجاد میشود:
عزت نفس آسیبدیده
تجربه طرد یا رهاشدگی
کمبود امنیت هیجانی در کودکی
روابط عاطفی پرتنش در گذشته
باورهای منفی درباره ارزشمندی خود
در چنین شرایطی فرد به تدریج احساس میکند که آرامش، ارزشمندی و حتی هویت او به حضور یک فرد دیگر وابسته است.
در نتیجه رابطه از یک انتخاب سالم به یک نیاز حیاتی تبدیل میشود.
یکی از سوالات رایج این است که چرا افراد دارای اضطراب دلبستگی معمولاً جذب افرادی میشوند که فاصلهگیر، سرد یا غیرقابل پیشبینی هستند.
پاسخ تا حدی به آشنایی روانی برمیگردد.
مغز انسان همیشه به دنبال آنچه سالم است نمیرود؛ بسیاری اوقات به سمت آنچه آشناست حرکت میکند.
اگر فرد در گذشته تجربه بیثباتی هیجانی داشته باشد، ممکن است ناخواسته به سمت رابطههایی کشیده شود که همان احساسات آشنا را بازآفرینی میکنند.
در یک رابطه سالم، محبت و توجه نسبتاً پایدار است.
اما در رابطههای ناایمن، محبت و فاصله دائماً جای یکدیگر را میگیرند.
امروز صمیمیت وجود دارد.
فردا بیتوجهی.
پسفردا دوباره نزدیکی.
این نوسان شدید باعث میشود مغز در حالت انتظار دائمی باقی بماند.
به همین دلیل بسیاری از افراد بعد از پایان یک رابطه ناایمن احساس میکنند ترک آن رابطه دشوارتر از چیزی است که تصور میکردند.
تفاوت عشق سالم و وابستگی عاطفی
یکی از مهمترین موضوعاتی که در جلسات درمانی مطرح میشود، تشخیص تفاوت میان عشق و وابستگی است.
در عشق سالم:
هر دو نفر هویت مستقل دارند.
مرزهای شخصی حفظ میشود.
صمیمیت وجود دارد اما خفگی عاطفی ایجاد نمیشود.
ترس دائمی از رها شدن وجود ندارد.
اما در وابستگی عاطفی:
رابطه تبدیل به منبع اصلی ارزشمندی فرد میشود.
تنهایی غیرقابل تحمل به نظر میرسد.
اضطراب دائماً حضور دارد.
فرد برای حفظ رابطه از خود واقعیاش فاصله میگیرد.
رهایی از وابستگی عاطفی معمولاً با قطع رابطه یا پیدا کردن شریک عاطفی جدید اتفاق نمیافتد.
تغییر واقعی زمانی آغاز میشود که فرد:
۱. الگوهای دلبستگی خود را بشناسد
تا زمانی که فرد نداند چه چیزی در درون او فعال میشود، تغییر دشوار خواهد بود.
۲. عزت نفس خود را بازسازی کند
بخش مهمی از وابستگی عاطفی به احساس ناکافی بودن مربوط است.
۳. تحمل تنهایی را افزایش دهد
تنهایی و رهاشدگی یکسان نیستند.
یادگیری این تفاوت نقش مهمی در درمان دارد.
۴. مرزهای سالم ایجاد کند
مرزگذاری سالم باعث میشود رابطه به جای وابستگی، بر پایه انتخاب شکل بگیرد.
۵. از درمان تخصصی کمک بگیرد
در بسیاری از موارد، ریشههای اضطراب دلبستگی آنقدر عمیق هستند که بدون کار درمانی به راحتی تغییر نمیکنند.
اضطراب دلبستگی و وابستگی عاطفی از رایجترین مشکلاتی هستند که کیفیت روابط عاطفی را تحت تأثیر قرار میدهند. بسیاری از افرادی که سالها در روابط پرتنش گرفتار بودهاند، پس از شناخت این الگوها متوجه میشوند که مسئله اصلی همیشه رفتار طرف مقابل نبوده است؛ بلکه بخشی از رنج آنها از الگوهای دلبستگی شکلگرفته در درون خودشان ناشی میشده است.
شناخت این الگوها میتواند نقطه شروع ساختن رابطههایی باشد که در آن امنیت، آرامش و صمیمیت جایگزین ترس، نگرانی و وابستگی شوند.
رضا کاکرودی، روانشناس و رواندرمانگر، در حوزه اضطراب دلبستگی، وابستگی عاطفی، ترس از رهاشدگی و روابط عاطفی ناایمن فعالیت میکند و بخشی از محتوای آموزشی و درمانی خود را به افزایش آگاهی عمومی درباره الگوهای ناسالم رابطه اختصاص داده است.