ویرگول
ورودثبت نام
رضا کاکرودی
رضا کاکرودیرضا کاکرودی | روانشناس بالینی با ۱۱ سال سابقه در درمان اضطراب، تروما و الگوهای رابطه‌ایِ تکرار شونده. هماهنگی برای دریافت و رزرو نوبت: ۰۹۳۰۸۲۸۰۰۲۴
رضا کاکرودی
رضا کاکرودی
خواندن ۴ دقیقه·۳ روز پیش

چرا بعضی آدم‌ها وارد رابطه‌های سمی می‌شوند و باز هم نمی‌توانند خارج شوند؟

«می‌دانم این رابطه به من آسیب می‌زند… اما نمی‌توانم ترکش کنم.»

این جمله، یکی از پرتکرارترین جمله‌هایی است که در اتاق درمان شنیده می‌شود.
جمله‌ای که از بیرون شاید متناقض به نظر برسد، اما در واقع پشت آن یک منطق روانی عمیق وجود دارد.

خیلی از آدم‌ها در رابطه‌هایی می‌مانند که:

  • آرامش ندارند

  • مدام تحقیر می‌شوند

  • نادیده گرفته می‌شوند

  • امنیت عاطفی ندارند

  • و حتی هر روز فرسوده‌تر می‌شوند

اما با وجود تمام این‌ها، جدا شدن برایشان شبیه سقوط آزاد است.

چرا؟

چون مسئله فقط «دوست داشتن» نیست.
گاهی ذهن، رابطه ناسالم را هم به نبود رابطه ترجیح می‌دهد.


رابطه سمی همیشه با درد شروع نمی‌شود

بیشتر رابطه‌های ناسالم، در ابتدا بسیار پررنگ و عاطفی‌اند.

توجه زیاد.
شدت زیاد.
وابستگی سریع.
احساس «خاص بودن».

همین شدت اولیه باعث می‌شود فرد احساس کند بالاخره کسی پیدا شده که او را می‌فهمد.

اما کم‌کم رابطه تغییر می‌کند:

  • نوسان رفتاری شروع می‌شود

  • فاصله و نزدیکی مدام تکرار می‌شود

  • امنیت عاطفی از بین می‌رود

  • و فرد وارد یک چرخه فرسایشی می‌شود

با این حال، هنوز نمی‌تواند رابطه را رها کند.


مغز انسان به «ثبات هیجانی» بیشتر از «منطقی بودن» اهمیت می‌دهد

یکی از مهم‌ترین نکته‌ها این است که ذهن انسان همیشه به دنبال رابطه سالم نیست؛
گاهی فقط دنبال رابطه‌ای آشناست.

حتی اگر آن آشنایی دردناک باشد.

برای مثال، فردی که از کودکی عشق را همراه با اضطراب، بی‌ثباتی یا ترس تجربه کرده، ممکن است در بزرگسالی ناخودآگاه جذب رابطه‌هایی شود که همان فضای هیجانی را بازتولید می‌کنند.

نه چون رنج را دوست دارد،
بلکه چون ذهنش آن فضا را «قابل فهم» می‌داند.


وابستگی عاطفی فقط «زیاد دوست داشتن» نیست

خیلی‌ها وابستگی عاطفی را با عشق اشتباه می‌گیرند.

اما این دو یکی نیستند.

در عشق سالم، فرد در کنار رابطه هویت خودش را هم حفظ می‌کند.
اما در وابستگی عاطفی، رابطه تبدیل می‌شود به مرکز تنظیم احساسات.

یعنی:

  • آرامش وابسته به حضور طرف مقابل است

  • ارزشمندی وابسته به تأیید گرفتن است

  • و تنهایی شبیه تهدید تجربه می‌شود

در این وضعیت، پایان رابطه فقط «تمام شدن یک ارتباط» نیست؛
برای ذهن، شبیه از دست دادن امنیت روانی است.


چرا رابطه‌های سمی اعتیادآور می‌شوند؟

یکی از دلایل مهم، «تقویت متناوب» است.

یعنی رابطه مدام بین محبت و فاصله نوسان می‌کند.

یک روز توجه شدید.
یک روز بی‌تفاوتی.
یک روز صمیمیت.
و بعد سردی.

این نوسان باعث می‌شود مغز دائماً منتظر برگشت لحظه‌های خوب بماند.

دقیقاً شبیه کسی که پشت دستگاه شرط‌بندی ایستاده و امیدوار است «این بار» نتیجه فرق کند.

در نتیجه، فرد نه‌تنها از رابطه خارج نمی‌شود، بلکه گاهی وابسته‌تر هم می‌شود.


ترس از رهاشدگی؛ زخمی که در رابطه فعال می‌شود

در بسیاری از این روابط، مسئله اصلی فقط طرف مقابل نیست؛
زخم قدیمی‌تری در حال فعال شدن است.

وقتی فرد تجربه عمیقی از ترس از رهاشدگی دارد، هر فاصله عاطفی می‌تواند یک اضطراب شدید ایجاد کند.

در این شرایط، رابطه—even if unhealthy—تبدیل می‌شود به راهی برای فرار از احساس تنهایی.

و همین باعث می‌شود آدم‌ها گاهی به رابطه‌ای بچسبند که خودشان هم می‌دانند آسیب‌زاست.


چرا بعضی افراد بعد از هر تحقیر، بیشتر وابسته می‌شوند؟

از بیرون عجیب به نظر می‌رسد.
اما در سطح روانی، اتفاق پیچیده‌ای در حال رخ دادن است.

وقتی عزت‌نفس فرد به شدت به رابطه گره خورده باشد، هر بار طرد شدن این احساس را فعال می‌کند:

«من کافی نیستم.»

و بعد ذهن تلاش می‌کند دوباره تأیید بگیرد تا این درد آرام شود.

در نتیجه، فرد بیشتر تلاش می‌کند، بیشتر می‌چسبد، بیشتر می‌ترسد.

اینجاست که رابطه ناسالم تبدیل می‌شود به یک چرخه فرسایشی.


تنهایی؛ چیزی که خیلی‌ها از خود رابطه بیشتر از آن می‌ترسند

گاهی آدم‌ها در رابطه نمی‌مانند چون خوشحال‌اند؛
می‌مانند چون از تنهایی وحشت دارند.

برای بعضی افراد، تنهایی فقط سکوت خانه نیست.
یادآور بی‌پناهی است.

به همین دلیل، حتی رابطه‌ای که اضطراب، بی‌ثباتی و رنج ایجاد می‌کند، ممکن است امن‌تر از «تنها ماندن» به نظر برسد.


آیا می‌شود این چرخه را شکست؟

بله، اما نه صرفاً با تصمیم منطقی.

چون این الگو فقط شناختی نیست؛ هیجانی و عمیق است.

تغییر واقعی زمانی شروع می‌شود که فرد کم‌کم بتواند:

  • تنهایی را بدون فروپاشی تجربه کند

  • هیجان‌هایش را تنظیم کند

  • ارزشمندی خودش را فقط از رابطه نگیرد

  • و رابطه را از «نیاز برای بقا» به «انتخاب آگاهانه» تبدیل کند

این مسیر زمان می‌خواهد، اما ممکن است.


جمع‌بندی

بسیاری از آدم‌ها در رابطه‌های سمی نمی‌مانند چون ضعیف‌اند؛
می‌مانند چون بخشی از سیستم روانی‌شان، رابطه را با امنیت اشتباه گرفته است.

وقتی اضطراب دلبستگی، ترس از رهاشدگی و وابستگی عاطفی در یک رابطه فعال می‌شود، جدا شدن فقط یک تصمیم ساده نیست؛
شبیه عبور از یک بحران درونی است.

و دقیقاً به همین دلیل، قضاوت کردن آدم‌هایی که در چنین رابطه‌هایی مانده‌اند، معمولاً ساده‌تر از فهمیدن آن‌هاست.


در مقالات بعدی، بیشتر درباره الگوهای پنهانی صحبت می‌شود که باعث می‌شوند بعضی روابط، با وجود همه آسیب‌ها، همچنان ادامه پیدا کنند؛ از دلبستگی ناایمن گرفته تا نقش تروماهای رابطه‌ای در انتخاب شریک عاطفی.


رضا کاکرودی روانشناس بالینی متخصص اضطراب دلبستگی و روابط عاطفی

رابطه ناسالمروابط عاطفیپایان رابطهروانشناسی بالینی
۶
۰
رضا کاکرودی
رضا کاکرودی
رضا کاکرودی | روانشناس بالینی با ۱۱ سال سابقه در درمان اضطراب، تروما و الگوهای رابطه‌ایِ تکرار شونده. هماهنگی برای دریافت و رزرو نوبت: ۰۹۳۰۸۲۸۰۰۲۴
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید