
شاید این تجربه برایت آشنا باشد:
در ابتدای رابطه همه چیز خوب پیش میرود.
او علاقه نشان میدهد، پیام میدهد، وقت میگذارد و حتی درباره آینده حرف میزند.
اما درست زمانی که رابطه عمیقتر میشود، ناگهان اتفاق عجیبی میافتد.
کمتر پیام میدهد.
سردتر میشود.
فاصله میگیرد.
یا مدام بهانههایی برای دور شدن پیدا میکند.
در این شرایط بسیاری از افراد با خودشان فکر میکنند:
«نکنه دیگه دوستم نداره؟»
«نکنه کس دیگهای پیدا کرده؟»
«نکنه من اشتباهی کردم؟»
در حالی که گاهی مسئله اصلی نه بیعلاقگی، بلکه ترس از صمیمیت است.
در این مقاله بررسی میکنیم ترس از صمیمیت چیست، چه نشانههایی دارد و چرا برخی مردان هنگام نزدیک شدن رابطه دچار عقبنشینی میشوند.
ترس از صمیمیت به معنای ترس از عشق نیست.
بسیاری از افراد دارای این الگو عاشق میشوند، دلتنگ میشوند و نیاز به رابطه دارند.
اما همزمان از نزدیکی عاطفی عمیق نیز میترسند.
برای آنها صمیمیت میتواند با احساساتی مانند:
از دست دادن استقلال
آسیبپذیر شدن
وابستگی
یا احتمال آسیب دیدن
همراه باشد.
بسیاری از افراد اجتنابی در شروع رابطه بسیار علاقهمند به نظر میرسند.
زیرا هنوز رابطه وارد مرحله آسیبپذیری واقعی نشده است.
هرچه رابطه جدیتر شود، اضطراب او بیشتر میشود.
صحبت درباره احساسات برای او ناراحتکننده است.
عباراتی مانند:
«من به کسی نیاز ندارم»
«دوست دارم همه چیز دست خودم باشه»
در او زیاد دیده میشود.
به جای گفتگو، فاصله میگیرد.
یک روز بسیار نزدیک است.
روز دیگر کاملاً دور میشود.
ممکن است مدتها در رابطه باشد اما از تعریف رسمی رابطه اجتناب کند.
صحبت درباره آینده میتواند او را مضطرب کند.
وقتی رابطه جدی میشود، ناگهان ایرادهای زیادی پیدا میکند.
بسیاری از افراد دارای دلبستگی اجتنابی کاملاً رابطه را نمیخواهند از دست بدهند.
بنابراین پس از فاصله گرفتن دوباره نزدیک میشوند.
بسیاری از افراد دارای این الگو در محیطهایی بزرگ شدهاند که:
احساسات نادیده گرفته میشد
آسیبپذیری نشانه ضعف تلقی میشد
نزدیکی عاطفی محدود بود
مانند:
خیانت
طرد شدن
شکستهای عاطفی شدید
این افراد معمولاً یاد گرفتهاند که برای محافظت از خود، به دیگران وابسته نشوند.
این دو موضوع همیشه یکسان نیستند.
سرمایهگذاری عاطفی نمیکند
برای رابطه تلاش نمیکند
علاقهای به نزدیکی ندارد
نزدیک میشود
علاقه نشان میدهد
اما هنگام عمیق شدن رابطه عقب میکشد

وقتی رابطه جدی میشود، ذهن او ممکن است پیامهایی مانند این تولید کند:
زیادی نزدیک شدیم
دارم آزادیام را از دست میدهم
اگر وابسته شوم آسیب میبینم
بهتر است فاصله بگیرم
در نتیجه فاصله گرفتن برای او یک راه محافظتی است.
بسیاری از افراد هنگام مواجهه با این رفتار:
بیشتر پیام میدهند
بیشتر پیگیری میکنند
بیشتر اطمینان میخواهند
اما این کار معمولاً اضطراب فرد اجتنابی را بیشتر میکند.
در نتیجه او بیشتر فاصله میگیرد.
یکی از رایجترین الگوهای روابط عاطفی همین چرخه است.
«بیشتر نزدیک شو.»
↓
«بیشتر فاصله بگیر.»
↓
«چرا دور شدی؟»
↓
«دارم خفه میشوم.»
↓
و چرخه ادامه پیدا میکند.
بله.
اما فقط در صورتی که:
از الگوی خود آگاه شوند
مسئولیت آن را بپذیرند
روی آن کار کنند
هیچ فردی صرفاً به خاطر عشق طرف مقابل تغییر نمیکند.
تغییر نیازمند خودآگاهی و تلاش شخصی است.
فاصله گرفتن همیشه به معنای دوست نداشتن نیست.
وظیفه شما درمان زخمهای او نیست.
درک کردن با تحمل بیپایان تفاوت دارد.
رفتارهای پایدار مهمتر از وعدهها هستند.
گاهی افراد آنقدر روی درک طرف مقابل تمرکز میکنند که خودشان را از یاد میبرند.
اگر فاصله گرفتنها:
مداوم باشد
باعث اضطراب شدید شود
هیچ تغییری ایجاد نشود
گفتگو ممکن نباشد
رابطه ممکن است وارد یک الگوی فرساینده شود.
ترس از صمیمیت به معنای ناتوانی در عشق نیست.
بسیاری از افراد دارای این الگو نیاز عمیقی به رابطه دارند، اما همزمان از آسیبپذیری و نزدیکی میترسند.
شناخت این الگو میتواند به درک بهتر رفتارها کمک کند.
اما مهم است به یاد داشته باشیم که فهمیدن یک رفتار با توجیه کردن آن متفاوت است.
رابطه سالم نیازمند حضور، مسئولیتپذیری و تلاش هر دو نفر است.
این مقاله توسط دکتر رضا کاکرودی، روانشناس و رواندرمانگر نوشته شده است. حوزه تخصصی ایشان شامل اضطراب دلبستگی، روابط ناایمن، وابستگی عاطفی و الگوهای اجتنابی در روابط است.
چرا. او میتواند عشق را تجربه کند، اما ممکن است از نزدیکی عاطفی عمیق بترسد.
خیر. گاهی ناشی از ترس از صمیمیت یا سبک دلبستگی اجتنابی است.
بله، اما نیاز به خودآگاهی، پذیرش مشکل و تلاش برای تغییر دارند.
این موضوع به شرایط رابطه بستگی دارد. مهم است که در این مسیر نیازها و سلامت روان خود را نیز در نظر بگیرید.