سالار چایچی·۱۴ ساعت پیشزندگی، ۱۴۰۵ و چیزهای مختلفیک - کسی که الان بلاکش کردم زیر یکی از نوشتههای من کامنت گذاشته بود که: «حالا ما چیکار کنیم سالار؟» خوشبختانه / متاسفانه در بازهای از ز…
شاهزاده خاکستری·۱۸ ساعت پیشایستگاه سیسالگی؛ دادگاهی که خودم حکم را اجرا کردمپسرکی در ایستگاه سیسالگی، میان دادگاه درونی، تنهایی و خاطرات یک رابطه، استخوانهای گذشته را دفن میکند و بیهیچ شوقی به راه ادامه میدهد.
میم.سین·۳ روز پیشیادگیری، تنها چیزی است که ذهن هرگز نمیتواند از آن خسته شودبا اینکه میدانم به شکنجهکردن میماند، اما باید آنچه در سرم هست را بر روی برگه بریزم.نیاز است بگذارم افکار پرواز کنند. نمیخواهم مثل دیکتا…
سالار چایچی·۴ روز پیشخودم هم نمیفهمم چرا هنوز امید دارمقبل از همه این جریانها، مدتی بود اسکرولکردن در اینستاگرام را کنار گذاشته بودم. میانگین استفادهام از آن از روزی ۴ - ۵ ساعت به روزی ۱۰ دقی…
yaura·۶ روز پیشروز ششمدیروز با دوستم حدود ۲ ساعت و نیم راه رفتیم، راه رفتیم و حرف زدیم. از انقلاب، اونجا که هرشب همو بغل میکردیم تا سر ۱۶ آذر و بوسههای ریز روی…
Jooje_tighiدرجرجیسِ نبی·۶ روز پیش«که با من هرچه کرد آن آشنا کرد» یا "!?Et tu, Brute"| بحث بحثِ توقعه رفیق :)گذر زمان؟! بعضی زخمها رو حتی تاریخ هم التیام نمیده...!
مائده سادات·۶ روز پیشاگر بغلش کرده بودم چه میشد؟!نمیدونم چرا ذهنم یه هویی پرکشید سمت اون روز...بر اساس واقعیت با یکم بال و پر ادبی.
هزار راه نرفته·۶ روز پیشچشم بازمیگن روز اول شرایط رو دیده بودی. میگن میخواستی چشم هاتو باز کنی و ببینی.آره دیده بودم. ولی این چیزی که واضحه و دیدنیه رو دیده بودم. خیلی چ…
Fatemeh·۸ روز پیشدلبستگی اضطرابی و اجتنابی در روابطروابط عاشقانه میتوانند بسیار زیبا و آرامشبخش باشند، اما گاهی رفتارهای ما و شریک زندگیمان باعث میشود چرخهای از اضطراب و فاصله شکل بگیرد…