ویرگول
ورودثبت نام
Rezix
Rezix
Rezix
Rezix
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

آشنایی کمی با گذشته من!

سلام دوستان من رضوانه هستم و قراره در اینجا من از اتفاقاتی که در روزمره میوفته رو آپلود کنم. البته شبکه های خفن، اطلاعات باحال (مثل خودم) بهتون بدم.
خب قبل از همه این چیز های باحال که قراره در سالیان سال از من ببینید رو بزاریم کنار و باهم بریم تو تونل زمان.

کوچه ما
کوچه ما

من الان هنوز به مدرسه نمیرفتم و برای خودم بازی میکردم. راستشو بخاین هر وقت منو تو خونه پیدا نمیکردند؛ رو درختو نگاه میکردن، من اونجا بودم😉😜. خلاصه خیلی شیطون بودم و همچنین حرف گوش نکن. دوست داشتم همیشه کاری که دوست دارم تو اون لحظه رو انجام بدم و میدادم. من تو کودکی تو تهران بودم و بزرگ شدم. تو کوچه ما همه دوستام پسر بودن و خیلی هم خوش میگذشت همیشه با هم بازی میکردیم؛ وای یادم نمیره یه بار داشتیم قایم موشک بازی میکردیم هر چه قدر گذشتیم مهدی رو پیدا نمیکردیم🤦‍♀️ دیگه همه پیدا شده بودن؛ اما اون نه.

بعد همین که نشسته بودیم سایه این بفیوز رو دیدیم. پسره دیوونه از تیر برق رفته بود بالا و پشت بوم همسایه واستاده بود و داشت نگامون میکرد. خیلی خوش میگذشت ما هم دیگه پسر شده بودیم کارت بازی، فوبال، روح، بالابلندی و کلی بازی های دیگه....

از کودکی شیطون و با هوش بودم نظرات اکیپ رو من میگرفتم و همه خانواده ها در کنار هم خوش بودیم.

دوستکودکیزندگی نامه
۰
۰
Rezix
Rezix
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید