ویرگول
ورودثبت نام
رهام رفیعی تهرانی
رهام رفیعی تهرانیبرنامه نویسی یک شغل نیست، یک هنره.
رهام رفیعی تهرانی
رهام رفیعی تهرانی
خواندن ۳ دقیقه·۸ ماه پیش

سوگیری های ذهنی


یک مقاله ای رو چند وقت پیش در مورد سوگیری های ذهنی مطالعه کردم و خیلی خوشم اومد. اصلش در مورد مدیریت محصول بود ولی احساس کردم به کار ما برنامه نویس ها هم میاد. ترجمه ش کردم که تو محتوای فارسی هم باشه و شما هم استفاده کنین.

آیا تا به حال پیش اومده که یقین داشته باشید فیچر جدیدی که طراحی کردید یا توسعه دادید دقیقاً همون چیزیه که کاربران بهش نیاز دارند، اما بعداً متوجه بشید اون قدرها هم مهم نبوده؟ همه ما موقع تصمیم‌گیری ممکنه دچار پیش‌داوری بشیم، حتی بهترین آدم ها هم ممکنه دچار پیش داوری بشن.

ما آدم ها خیلی مواقع به غرایز و تجربیات‌مون تکیه می‌کنیم. اما یک نکته‌ای وجود داره: ذهن ما گاهی بازی‌مون میده و باعث بروز سوگیری‌هایی میشه که تصمیمات ما را به‌طور نامحسوس تحت تأثیر قرار میده. بیاید چند مورد رو مرور کنیم که بیشتر از بقیه اتفاق می افتند:


سوگیری تأییدی (Confirmation Bias)

انسان‌ها ذاتا تمایل دارند اطلاعاتی رو جست‌وجو کنند که باورهای فعلی‌شان رو تأیید کنه. مثلا این ممکنه به معنای تمرکز بر بازخوردهایی باشه که ایده‌های ما رو تأیید می‌کنن و نادیده گرفتن داده‌های متناقض. خطرش؟ ممکنه فیچرهایی بسازیم که فکر می‌کنیم درست هستند، نه چیزی که واقعاً کاربران نیاز دارند.

سوگیری لنگر انداختن (Anchoring ‌Bios)

وقتی بیش از حد به اولین اطلاعاتی که دریافت می‌کنیم تکیه می‌کنیم، این سوگیری شکل می‌گیره. مثلاً اگر اولین تست کاربری نشون بده یک فیچر خیلی مهمه، ممکنه اون رو بیش از حد در اولویت قرار بدیم، حتی اگر داده‌های بعدی خلافش رو نشون بده.


سوگیری در دسترس بودن (Availability Heuristic)

ما معمولاً اهمیت اطلاعاتی که به‌راحتی در دسترس یا تازه هستند رو بیش از حد تخمین می‌زنیم. اگر یک مشکل یا درخواست فیچر به تازگی مطرح شده باشه، ممکنه در برنامه‌ریزی بیش از حد بهش بها بدهیم.


اثر موج همراهی (Bandwagon Effect)

پیروی از جمع کار ساده‌ایه. اگر همه از یک روند یا فیچر خاص حمایت کنند، ممکنه ما هم بدون بررسی تطابق اون فیچر با اهداف محصول یا نیاز کاربران، دنباله‌رو بقیه بشیم.


راهکارهایی برای مقابله با سوگیری‌ها

۱. تنوع دیدگاه‌ها: از افراد با پیش‌زمینه‌های مختلف در تیم مون استفاده کنیم. دیدگاه‌های متفاوت اونها می‌تونه تصمیم‌گیری ما رو به چالش بکشه و غنی تر کنه.

۲. تصمیم‌گیری مبتنی بر داده: به داده‌ها تکیه کنیم. از تحلیل رفتار کاربران و تحقیقات بازار برای انتخاب‌های آگاهانه بهره بگیریم، نه فقط حس شهودی.

۳. بازخورد مستمر: به‌طور مداوم از کاربران و اعضای تیم بازخورد بگیریم. این کار کمک می‌کنه نقاط تاریک در درک مون رو شناسایی و رفع کنیم.

۴. به چالش کشیدن فرضیات: همیشه از خودمون بپرسیم: «اگر اشتباه کرده باشیم چی؟» این طرز فکر فرهنگ تفکر انتقادی و شفافیت رو تقویت می‌کنه.

۵. به‌روز ماندن: مدام درباره روندها و بینش‌های رفتاری جدید یاد بگیریم. آگاهی به‌روز به شناسایی و کنترل سوگیری‌ها کمک می‌کنه.


نتیجه

آگاهی از سوگیری‌های ذهنی و مدیریت آن‌ها بسیار حیاتیه. این فقط درباره تصمیم‌گیری بهتر نیست، بلکه درباره ساخت و توسعه محصولاتیه که واقعاً با طیف متنوع کاربران ارتباط برقرار می‌کنند.

اولین قدم برای غلبه بر سوگیری‌ها، پذیرش اون هاست. بهتره همیشه در حال یادگیری، تطبیق و رشد باشیم.


امیدوارم از این مقاله لذت ببرید و براتون مفید باشه.

اگر دوست دارید میتونید از طریق صفحه لینکدین با من در ارتباط باشید :)


اصل مقاله رو میتونید از اینجا مطالعه کنین

موفق باشید :)

تحقیقات بازارتفکر انتقادیمدیریت محصول
۳
۲
رهام رفیعی تهرانی
رهام رفیعی تهرانی
برنامه نویسی یک شغل نیست، یک هنره.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید