ویرگول
ورودثبت نام
Rosi
Rosiیه مهندسی کامپیوتر که عاشق روانشناسی و جامع شناسی هست
Rosi
Rosi
خواندن ۲ دقیقه·۸ روز پیش

یادداشتی درباره شب‌های روشن اثر فئودور داستایوفسکی

زندگی در پهنای خیال

نیازی به معرفی داستایوفسکی نیست. او آدمی بود که بیشتر از آن‌که دنبال قهرمان بگردد، سراغ آدم‌های ترک‌خورده رفت؛ کسانی که زیاد فکر می‌کنند، زیاد رنج می‌برند و بلد نیستند ساده زندگی کنند.

در داستان‌هایش، شر و خیر بیرونی نیستند؛ توی ذهن آدم‌ها زندگی می‌کنند، جایی که هیچ‌چیز کاملاً درست یا کاملاً غلط نیست.

توی این یادداشت می‌خوام چند مشاهدهٔ کوچیک از «شب‌های روشن» رو با هم مرور کنیم


تنهایی‌ای که شبیه خانه می‌شود

راوی آن‌قدر تنهاست که برای خودش یک جهان کامل ذهنی ساخته. خیابان‌ها را می‌شناسد، با ساختمان‌ها حرف می‌زند، اما با آدم‌ها نه. تنهایی‌اش آن‌قدر طولانی شده که تبدیل به هویت شده؛ داستایوفسکی نشان می‌دهد تنهایی اگر طولانی شود، تبدیل به «خانه» می‌شود؛ جایی که بودن در آن درد دارد، اما بیرون‌آمدن از آن ترسناک‌تر است.


خیال، وقتی جای زندگی را می‌گیرد

راوی عاشق نیست؛ مشتاقِ عاشق‌بودن است. او بیشتر با تصویرِ ناستنکا زندگی می‌کند تا با خودِ او. داستایوفسکی خیلی آرام نشان می‌دهد که خیال‌پردازی اگر طول بکشد، می‌تواند جای تجربهٔ واقعی را بگیرد و آن‌وقت زندگی، فقط در ذهن اتفاق می‌افتد.


بعضی رابطه‌ها برای ماندن نیستند

رابطهٔ راوی و ناستنکا کوتاه است، فشرده، و شدید. نه از آن رابطه‌هایی که آینده دارند،

از آن‌هایی که فقط می‌آیند تا چیزی را در تو روشن کنند. و بعد، بدون این‌که مقصر مشخصی داشته باشند، تمام می‌شوند.


مهربانی همیشه نجات‌بخش نیست

راوی خوب است. گوش می‌دهد، فداکاری می‌کند، کنار می‌ایستد، توقع زیادی ندارد. اما پایان داستان بی‌رحمانه یادآوری می‌کند که اخلاقی‌بودن، تضمین خوشبختی نیست. و شاید همین صداقتِ تلخ، داستان را ماندگار کرده.


خوشبختیِ کوتاه

آن جملهٔ پایانیِ معروف، مثل یک نفس عمیق است بعد از گریه. داستایوفسکی نمی‌گوید اگر همه‌چیز نماند، بی‌ارزش است. می‌گوید شاید همان چند شبِ روشن، برای یک عمر کافی باشد.


بلوغ ناتمام

راوی از نظر سنی بزرگسال است، اما از نظر احساسی هنوز کودک مانده. کتاب یادآوری می‌کند که رشد عقلانی، الزاماً به رشد عاطفی منجر نمی‌شود؛ و خیلی‌ها در همین فاصله گیر می‌کنند.


آخرش، برای آدم چه می‌ماند؟

«شب‌های روشن» راه‌حل نمی‌دهد.

آینه می‌گیرد.

آینهٔ آدم‌هایی که زیاد فکر می‌کنند، زیاد خیال می‌سازند،

دیر وارد زندگی می‌شوند،

و وقتی می‌رسند، زندگی از آن‌ها جلوتر است.

شبهای روشنداستایوفسکیادبیات
۲
۰
Rosi
Rosi
یه مهندسی کامپیوتر که عاشق روانشناسی و جامع شناسی هست
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید