ویرگول
ورودثبت نام
رستم رسولی
رستم رسولیرستم رسولی شاعر و داستان نویس
رستم رسولی
رستم رسولی
خواندن ۲ دقیقه·۳ ماه پیش

درباره فولکلور و تأثیر آن بر ادبیات مدرن

هنر و به‌ویژه ادبیات امروزی و مدرن، وام‌دار فولکلور است. فولکلور، هنری است که سینه‌به‌سینه حفظ شده و در حافظه جمعی مردم تکرار گشته تا از گزند روزگار در امان بماند. گرچه بیشتر آثاری که رنگ و بوی فولکلور دارند، آفرینندگانشان ناشناس‌اند؛ اما اصالت و ریشه‌های فرهنگی خود را از دست نداده‌اند. شفاهی بودن، سادگی زبان و تصویر، بازنمایی زندگی روزمره، بهره‌گیری از عناصر طبیعت و تکرار، از ویژگی‌های اصلی هنر فولکلور هستند.

فولکلور چیست؟

فولکلور به معنای هنری است که نسل به نسل و سینه‌به‌سینه از دل مردمان روستاها و قریه‌های دورافتاده، با همان مؤلفه‌ها، برای بیان احساسات، آیین‌ها، رسم‌ها و زندگی روزمره شکل گرفته است. این هنر مردمی، آینه‌ای برای شناخت عمیق یک برهه‌ی زمانی و درک وضعیت اجتماعی و انسانی شخصیت‌هاست.

کارکرد فولکلور در ادبیات داستانی

منابع داستانی و شعری توده‌های روستایی، همواره منبعی ارزشمند برای نویسندگان بوده است. برای نمونه، در کتاب «بچه‌های قالیباف‌خانه» اثر هوشنگ مرادی کرمانی، از این مؤلفه‌ها به‌خوبی بهره گرفته شده و خواننده را به دل جامعه و زندگی اجتماعی دوران استثمار انسانی در کرمان می‌برد.

فولکلور و ادبیات کلاسیک

ادبیات فولکلور، پایه‌گذار بسیاری از هنرهای مدرن امروزی است. فردوسی اثر سترگ خود را با الهام از داستان‌هایی که در میان مردم سینه‌به‌سینه نقل می‌شد، خلق کرد. باباطاهر که خود زاده‌ی این فرهنگ است، در اشعارش فضایی فولکلوریک و بومی را بازتاب داده است.

فولکلور در جهان

در کشورهایی همچون اسپانیا، ژاپن، افغانستان، آلمان و بسیاری از سرزمین‌های خاورمیانه، نمونه‌هایی از اشعار و روایت‌های فولکلور یافت می‌شود. آثاری که با وجود گذر زمان، همچنان تازگی و قدرت خود را حفظ کرده‌اند و بازآفرینی آن‌ها برای هنرمند امروزی کاری دشوار یا حتی ناممکن است.

نمونه‌هایی از اشعار فولکلور

دلم می‌خواد که دل سوزم تو باشی
چراغ و شمع و پی سورم تو باشی
دلم می‌خواد که در شب‌های مهتاب
همان ماه دل‌افروزم تو باشی

غریبی سخت مرا دلگیر داره
فلک بر گردنم زنجیر داره
فلک از گردنم زنجیر بردار
که غربت خاک دامنگیر داره

بر کوه‌های بلند پیچیده‌اند طوفان‌ها
ژاله می‌بارد
مرو، شب اینجا باش
باران است...

دلدارم، در برابرت برنخاستم
تنابه‌های زلفم پاگیرم شد

ترا می‌خوام وگرنه یار بسیار
گلی می‌خوام وگرنه خار بسیار
گلی می‌خوام که در سایه‌اش بنشینم
وگرنه سایه دیوار بسیار

مرا به تو نمی‌دهند دلدار من
در میان راه برابرم
گریه نکن که می‌میرم

جمع‌بندی

فولکلور تنها یک روایت ساده‌ی روستایی نیست؛ بلکه شالوده‌ای است که هنر و ادبیات مدرن بر آن استوار شده‌اند. این میراث زنده، پلی است میان گذشته و حال، و هر بار که به آن رجوع می‌کنیم، درکی تازه از ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی خود به‌دست می‌آوریم

ادبیاتادبیات مدرنشعر نو
۳
۰
رستم رسولی
رستم رسولی
رستم رسولی شاعر و داستان نویس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید