ویرگول
ورودثبت نام
Saeedeh
Saeedehسال‌های سال است که به دنبال تو می‌دوم پروانه زرد، و تو از شاخه‌ی روز به شاخه‌ی شب می‌پری و همچنان... "حسین پناهی"
Saeedeh
Saeedeh
خواندن ۱ دقیقه·۹ ماه پیش

به نام خدای بچه‌ها

در حال حاضر که دارم این متنو می‌نویسم پنج‌تا بچه تو خونه‌ام هستن و دارن با هم بازی میکنن. دوتاشون که بچه‌های خودمن و سه تای دیگه بچه‌های همسایه‌ها. دوتاشون کوچیکن حدود سه ساله پیش خودم بازی می‌کنن. بقیه‌شونم دوم و سوم ابتدایی هستن تو اتاقن درم بسته‌ن که مزاحمشون نشم.
صدا دعواشون میاد گاهی ولی کاری به کارشون ندارم. دخالت نمی‌کنم‌ تو بحث و دعواشون به دو دلیل اول اینکه باید یاد بگیرن از گلو هم پایین برن بدون میانجی‌گری بزرگسال، دوم اینکه هرچقدرم عادلانه قضاوت کنی آخرش یکی از بچه‌ها ناراحت میشه پس تا جایی که به کتک کاری نرسن کار به کارشون ندارم.
این سه‌ساله‌ها واییییییی خیلی بامزه‌ن. هنوز نمی‌تونن واضح صحبت کنن. من خودم باید کلی فکر کنم تا بفهمم چی میگن ولی خودشون راحت متوجه میشن :)))) . خوبیش اینه هنوز دسته بندی نمیکنن دخترونه و پسرونه واسه‌شون معنا نداره. خیلی زود راضی میشن اماااااا خدا نکنه دعواشون بشه به قصد کشت میزنن. اون خودداری بچه‌های بزرگترو ندارن. به راحتی می‌تونن سر یه اسباب بازی پلاستیکی کوچیک موهای همو بکنن. واسه همین باید همیشه یه چشمم به این کوچیکا باشه.

آروین و آنا
آروین و آنا


منم نشستم یه گوشه. هر چی رو خودم کار می‌کنم که برم کتاب بخونم فایده نداره چون اصلا تمرکز ندارم. بعد از این جنگ همش ذهنم درگیره. درگیر این بچه‌های بی‌گناه. تکلیفشون چی میشه. به احتمال زیاد دوباره جنگ میشه و ما می‌مونیم این بچه‌هایی که هیچی از جنگ نمی‌فهمن اما عمر و بچگی و جوانی و آینده‌شون تحت تاثیرِ نتیجه‌ی همین جنگه. واقعا نگرانم. تنها پناهم این روزا سازمه. فقط وقتی کالیمبای عزیزدلمو میزنم ذهنم از همه چیز خالی میشه.

جنگحال خوبتو با من تقسیم کنزندگیروزمرگی
۴۵
۱۳
Saeedeh
Saeedeh
سال‌های سال است که به دنبال تو می‌دوم پروانه زرد، و تو از شاخه‌ی روز به شاخه‌ی شب می‌پری و همچنان... "حسین پناهی"
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید