ویرگول
ورودثبت نام
صابر طباطبائی یزدی
صابر طباطبائی یزدیبرنامه نویس۴۴ساله. از مدرک MCSD دات نت سال 2002 شروع کردم البته بعد از لیسانس و تمام عمرم رو در مدیریت با ابزار های شیرپوینت و MSPS و CRM و غیره گذراندم. https://zil.ink/sabert
صابر طباطبائی یزدی
صابر طباطبائی یزدی
خواندن ۵ دقیقه·۱۱ روز پیش

چرا نظریه «جهان‌های موازی» از پاسخ به بزرگ‌ترین سوالات باز مانده است؟

مقدمه: فراتر از هیجان علمی

نظریه «جهان‌های موازی» یا چندجهانی (Multiverse) تخیل ما را به آتش می‌کشد. ایده وجود بی‌نهایت جهان دیگر با قوانین فیزیکی متفاوت، هم در محافل علمی و هم در فرهنگ عامه، به یکی از جذاب‌ترین مفاهیم کیهان‌شناسی تبدیل شده است. اما در حالی که ما هیجان‌زده به امکانات بی‌شمار در جهان‌های دیگر می‌اندیشیم، آیا لحظه‌ای درنگ کرده‌ایم تا به ورطه‌های منطقی و بن‌بست‌های علمی آن خیره شویم؟ این مقاله، با نگاهی تحلیلی به مبانی این ایده، چهار چالش شگفت‌انگیز و حیاتی را بررسی می‌کند که نظریه جهان‌های موازی با آن‌ها روبروست و هنوز نتوانسته پاسخی برایشان بیابد.

--------------------------------------------------------------------------------

۱. معمای انرژی: چگونه مشکل را ۱۰ به توان ۵۰۰ برابر بزرگ‌تر کردیم؟

نظریه جهان‌های موازی به جای حل معمای منشأ انرژی لازم برای «انفجار بزرگ» (Big Bang) در جهان ما، این مشکل را به شکلی تصاعدی تشدید می‌کند. این نظریه اکنون باید پاسخ دهد که انرژی لازم برای ۱۰^{۵۰۰} انفجار بزرگ دیگر از کجا تأمین شده است.

این رویکرد، مسئله را حل نمی‌کند، بلکه «صورت مسئله را بزرگ‌تر و پیچیده‌تر می‌کند». به جای ارائه یک توضیح علمی که از شگفتی ماجرا بکاهد، داستان پیدایش هستی را به روایتی «عظیم‌تر و معجزه‌آساتر» تبدیل می‌کند که این دقیقاً برعکس آن چیزی است که یک تبیین علمی به دنبال آن است.

این شانه خالی کردن از پاسخ به بنیادی‌ترین سوال، شبیه به داستانی پوچ است که در آن جزئیات فرعی، اصل ماجرا را پنهان می‌کنند:

پذیرش این نظریه‌ها بدون مشخص کردن منبع انرژی آن‌ها، مانند این است که کسی ادعا کند میلیاردها برج آسمان‌خراش به طور ناگهانی در بیابان ظاهر شده‌اند و وقتی از او بپرسیم «مصالح و سوخت ماشین‌آلات ساختمانی از کجا تأمین شده؟»، به جای پاسخ دادن، فقط بر تعداد برج‌هایی که ادعا می‌کند تمرکز کند.

این مشکل عظیم انرژی، زمانی پیچیده‌تر می‌شود که بدانیم این جهان‌های بی‌شمار قرار نیست صرفاً توده‌هایی از ماده بی‌نظم باشند. یکی از آن‌ها، یعنی جهان ما، نظمی ریاضی‌وار و شگفت‌انگیز دارد که خود چالشی عمیق‌تر را پیش روی ما می‌گذارد.

--------------------------------------------------------------------------------

۲. قفل و کلید: چرا جهان با ذهن ما حرف می‌زند؟

از یک سو، ما با «جهانی فرمول‌بندی شده» روبرو هستیم که تماماً بر اساس قوانین دقیق ریاضی و فیزیک بنا شده است. از سوی دیگر، «مغزی فرمول‌شناس» در این جهان به وجود آمده که قادر است همین قوانین را کشف، درک و حتی مهندسی معکوس کند.

این هم‌نوایی شگفت‌انگیز میان ذهن و کیهان، فرضیه تصادف کور را با چالشی فلسفی و عمیق روبرو می‌سازد. تمثیل «قفل و کلید» این موضوع را به خوبی روشن می‌کند: وجود هم‌زمان یک قفل فوق‌العاده پیچیده (ساختار ریاضی جهان) و یک کلید منحصر به فرد که دقیقاً برای باز کردن آن ساخته شده (شعور انسانی)، فرضیه «شانسی بودن» را از نظر منطقی بسیار نامحتمل می‌سازد.

اگر جهانی داشتیم که هیچ فرمول ریاضی در آن نبود، یا اگر مغزی وجود نداشت که بتواند کل این جهان را بفهمد، شاید می‌توانستیم بگوییم این جهان شانسی است. اما وقتی هر دو همزمان وجود دارند، فرضیه «اتفاقی بودن» به شدت تضعیف می‌شود.

--------------------------------------------------------------------------------

۳. فرضیه‌های اثبات‌نشدنی: آیا این دیگر علم است؟

یکی از بزرگ‌ترین انتقادات به نظریه جهان‌های موازی، فقدان شواهد تجربی است. این نظریه بر فرضیاتی بنا شده که «حتی یک‌هزارم آن‌ها نیز قابل اثبات یا آزمایش تجربی نیست». این ایده‌ها بر پایه «حدسیات ریاضی» استوارند، نه «شواهد ملموس».

این مسئله یک سوال بنیادین را مطرح می‌کند: اگر یک نظریه قابل آزمایش یا ابطال‌پذیری نباشد، آیا همچنان در قلمرو علم قرار می‌گیرد یا به نوعی فلسفه ریاضی تبدیل می‌شود؟ در این نقطه، مرز میان کیهان‌شناسی و متافیزیک کجاست؟ و آیا یک ایده، صرفاً به دلیل بیان شدن در زبان ریاضیات، شأن علمی پیدا می‌کند؟ این چالش، «بافتن فرضیات بدون پشتوانه» توصیف شده است؛ جایی که ادعاهای بزرگ بدون هیچ راهی برای راستی‌آزمایی فیزیکی مطرح می‌شوند.

دقیقاً همین اثبات‌ناپذیری است که به این نظریه اجازه می‌دهد تا از یک فرضیه علمی به یک ابزار فلسفی تبدیل شود. وقتی هیچ آزمون تجربی‌ای برای رد یک ایده وجود ندارد، پذیرش آن بیشتر به پیش‌فرض‌های فکری فرد بستگی پیدا می‌کند تا شواهد.

--------------------------------------------------------------------------------

۴. گریز از پاسخ بزرگ: انگیزه‌ای پنهان در پشت جهان‌های بی‌شمار؟

برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهند که بخشی از محبوبیت نظریه جهان‌های موازی، ریشه در انگیزه‌های فلسفی دارد. این نظریه راهی برای تبیین جهان دقیق و تنظیم‌شده ما به عنوان یک «تصادف آماری» ارائه می‌دهد و نیاز به فرض وجود یک «خالق مدبر» را از بین می‌برد.

این تلاش برای حذف «خالق مدبر» یک پارادوکس بزرگ را آشکار می‌کند: برای انکار وجود یک خالق واحد، نظریه‌ای پذیرفته می‌شود که به یک منبع انرژی به مراتب عظیم‌تر و غیرقابل توضیح برای آفرینش میلیاردها جهان نیاز دارد. این گریز از یک تبیین عقلانی، ریشه‌های عمیق‌تری نیز دارد. به نظر می‌رسد تقابل تاریخی با «ادیان تحریف شده»، برخی اذهان علمی را چنان گریزان کرده که برای فرار از یک پاسخ منطقی، زیر بار «هزاران حرف غیرمنطقی و اثبات‌نشده» بروند.

تمام انرژی خود را می‌گذارید که یک خدای یکتا را برای آفرینش این جهان انکار کنید و زیر بار هزاران حرف غیر منطقی دیگر می‌روید تا این یک حرف منطقی عقلانی که با روح و فکر انسان سازگار است رو نپذیرید.

--------------------------------------------------------------------------------

نتیجه‌گیری: سوالی که باقی می‌ماند

بدین ترتیب، نظریه جهان‌های موازی در یک چرخه از چالش‌های فزاینده گرفتار می‌شود. برای فرار از نظم شگفت‌انگیز «قفل و کلید» در جهان ما، به بی‌شمار جهان دیگر پناه می‌برد که این خود معمای انرژی را به توانی غیرقابل تصور بزرگ‌تر می‌کند. برای توجیه این فرضیه عظیم، به «حدسیات ریاضی» روی می‌آورد که از دسترس هرگونه آزمون تجربی خارج است و در نهایت، این سوال را برمی‌انگیزد که آیا انگیزه‌ای فلسفی برای گریز از یک پاسخ ساده‌تر، جایگزین منطق علمی نشده است؟

این چالش‌ها ما را با یک پرسش عمیق تنها می‌گذارند: در مرز میان علم و فلسفه، آیا یک نظریه اثبات‌نشده که مسئله را بزرگ‌تر می‌کند، پاسخی رضایت‌بخش است، یا صرفاً راهی برای به تعویق انداختن عمیق‌ترین سوالات ما درباره وجود است؟

نظریهمقالهدانشگاهفلسفهجهان موازی
۶
۱
صابر طباطبائی یزدی
صابر طباطبائی یزدی
برنامه نویس۴۴ساله. از مدرک MCSD دات نت سال 2002 شروع کردم البته بعد از لیسانس و تمام عمرم رو در مدیریت با ابزار های شیرپوینت و MSPS و CRM و غیره گذراندم. https://zil.ink/sabert
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید