پارسال بود بعد از 15 سال تصمیم گرفتم هر چی ایده از ذهنم رد شده و هی گفتم بپزه بپزه در ویرگول منتشر کنم
اینم لینکش:
آیا تا به حال به این اندیشیدهاید که اگر دیوانهای نفیس کهن، به جای نسخههای خطی، بر بستری از کدهای پویا بنا میشدند، امروز میراث ادبی ما چه شکلی داشت؟ قرنهاست که ریتم موسیقی و وقار شعر فارسی، دو بالِ پروازِ عرفانِ شرقی بودهاند، اما تکنولوژی همواره در قامت یک غریبه، تنها نظارهگر این پیوند بود. اکنون با پلتفرمی روبرو هستیم که فراتر از یک مخزن ساده، پلی هوشمند میان «مهندسی نرمافزار» و «سلوک شاعرانه» بنا کرده است. اینجا جایی است که مفاهیم انتزاعیِ برنامهنویسی به خدمت مفاهیم متعالیِ توحیدی درمیآیند تا «وزن شعر» را با «منطق کد» گره بزنند.

در دنیای نرمافزار، «گیتهاب» مهد تکامل جمعی است؛ جایی که هیچ ایدهای بنبست نیست. این پلتفرم با الهام از مفهوم سیستم نسخهبندی (Version Control)، شعر را نه یک موجودیت ایستا، بلکه یک «پروژهی زنده» میبیند. ویژگی «فورک» (Fork) در اینجا، همان سنت دیرینهی استقبال از شعر بزرگان است؛ شاعران میتوانند از یک اثر اصلی، شاخهای (Branch) جدا کنند و روایت خود را بر آن بتابانند.
این رویکرد، فرآیند اصلاح و تکامل شعر را به یک «مشاعرهی دیجیتال» تبدیل میکند. مطابق با الزامات فنی بکاِند:
«تغییر در شعر باید به صورت فورک (کپی از شعر اصلی) ذخیره شود... و مثل گیتهاب باید در فورک آن شعر قرار بگیرد و لیست شود.»
این یعنی هر غزل میتواند چندین «زندگی موازی» داشته باشد و شاعر با اطمینان از امنیتِ نسخههای قبلی، میتواند میان برنچهای مختلف جابجا شده و بهترین روایتِ شهودی خود را برگزیند.
یک استراتژیست محتوا میداند که فرم، خود بخشی از معناست. ادیتور این پلتفرم صرفاً یک فضای متنی نیست، بلکه ساختار قالبها را میفهمد. سیستم بر اساس انتخاب کاربر (شعر کلاسیک یا نو)، «ویرایشگر اختصاصی» را بارگذاری میکند:
شعر کلاسیک (غزل، قصیده، مثنوی): بارگذاری «مصرع به مصرع». سیستم در اینجا نگهبانِ ساختار است؛ در «غزل» (۵ تا ۱۵ بیت) بر قافیهپردازی aa, ba, ca و درج «تخلص» در بیت آخر نظارت میکند، در حالی که در «مثنوی»، بینهایتیِ ابیات با قافیههای مستقل aa, bb, cc را مدیریت مینماید.
شعر نو (نیمایی): بارگذاری «جمله به جمله». در اینجا تاکید بر آزادیِ طول مصراعها و حفظ ریتم درونی است، جایی که تعداد هجاها متغیر اما جوهرهی عروضی پابرجاست.
این تفکیک در تجربه کاربری (UX)، از آشفتگی بصری جلوگیری کرده و به شاعر اجازه میدهد تا بر «مطلع» و «مقطع» اثر با دقت مهندسی تمرکز کند.

رویای پیوند میان اوزان عروضی و ریتمهای موسیقایی در بخش «پسندسازی وزنها» به واقعیت پیوسته است. سیستم به صورت هوشمند، الگوهای ریتمیک موسیقی بیکلام را با اوزان متداول فارسی تطبیق میدهد.
تصور کنید سیستم، وزنِ طربانگیز «مفاعیل مفاعیل» را با بخشهای اینترمدوال آثار «باخ» یا «بتهوون» جفت میکند، یا برای وزنی چون «فاعلاتن»، موسیقیهای ماندگاری همچون «از کرخه تا راین» را پیشنهاد میدهد. این همخوانی، نه یک تصادف، بلکه یک تحلیل دقیق فرکانسی است تا اشعار عرفانی و توحیدی در بستری از موسیقی فاخر، به گوش جان برسند.
https://www.aparat.com/v/xwwheow
در طراحی رابط کاربری (UI) این پروژه، اصل بر «تمرکز حداکثری» است. یکی از جذابترین ویژگیها، قابلیت کشیدن و رها کردن (Drag and Drop) مصرعهاست. برخلاف سیستمهای معمولی، در اینجا یک «جابجایی خودکار» (Automatic Swap) رخ میدهد:
اگر مصرع ۱ روی مصرع ۲ کشیده شود، سیستم به طور خودکار جای آنها را عوض میکند (۱ به ۲ و ۲ به ۱).
برای حفظ تمرکز و بازخورد سریع، این جابجایی بدون انیمیشنهای مزاحم و تنها با تغییر رنگ به سبز متمایز میشود.
این سادگیِ تعمدی باعث میشود شاعر بدون درگیری با پیچیدگیهای فنی، تنها با یک نگاه، هارمونیِ بصری و معنایی ابیات خود را بازچینی کند.

برای آنکه این پلتفرم در دسترس همگان باشد، یک ربات تلگرام پیشرفته به عنوان بازوی اجرایی عمل میکند. با استفاده از دکمههای شیشهای (Inline Buttons)، فرآیند پیچیدهی «پیشنهاد مصرع» یا «ادامه دادن شعر دیگران» به سادگی یک کلیک شده است.
نکتهی حیاتی، لایهی امنیتی و رتبهبندی آن است:
امنیت: تمامی تعاملات از طریق پروتکل JWT (JSON Web Token) احراز هویت میشوند تا مالکیت معنوی اشعار در این «دیوان دیجیتال» محفوظ بماند.
سیستم امتیازدهی دوگانه: اشعار بر اساس دو معیار سنجیده میشوند؛ «امتیاز ثابت» (Fixed Rating) که به کیفیت ساختاری برمیگردد و «امتیاز مازاد» (Extra Rating) که حاصل استقبال و لایکهای جامعهی کاربران است.
این پلتفرم تنها یک ابزار نیست؛ یک فضای انقلابی است که در آن «عرفان» با «API» و «غزل» با «نسخهبندی» همنشین شدهاند. ما در حال عبور از عصر دیوانهای استاتیک و کاغذی به سوی «مخازن زنده و نسخهدار» هستیم.
در پایان، بگذارید به آن سوال بنیادین بازگردیم: اگر حافظ یا مولانا به سیستمی برای «فورک کردن» لحظهایِ اشعار خود و شنیدن آنها روی ریتمهای کلاسیک دسترسی داشتند، دیوانهای آنها امروز چه شکلی بود؟ شاید دیوان آنها نه یک کتاب، بلکه یک «ریپازیتوری» بیپایان از نور و کلمه بود که هر روز با مشارکت جهانیان، نسخهای کاملتر از آن منتشر میشد. ما امروز در ابتدای این مسیر ایستادهایم.